ماجرای شتر در نهج البلاغه
برچسب های این مطلب:
ماجرای - ماجرای شتر در نهج البلاغه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - ماجرای - فتنه را بخواباند1ـ اوج ماجرای - اندیشه تبیان ماجرای - ماجرای - ماجرای شتر در - بخواباند1ـ اوج ماجرای شتر در - شتر - شتر در نهج البلاغه نخواندنش - شتر می دانم مشتی - شتر در خطبه - ماجرای شتر - نظر این باشد شتر - امیرالمؤمنین علیه السلام بی شتر - آن عصر بفهمند به شتر - ماجرای شتر در نهج - باشد شتر می - در - در نهج البلاغه نخواندنش را - در دسترس سی روز - در میان همه موضوعات - ماجرای شتر در - همیشه نهج البلاغه در - حالا فکر می کنید در - و حکمت های نهجالبلاغه در - ماجرای شتر در نهج البلاغه - نهج البلاغه در دسترس - نهج - نهج البلاغه نخواندنش را همیشه - نهج البلاغه در دسترس - نهج البلاغه در حال حاضر چه - ماجرای شتر در نهج - بار برخلاف همیشه نهج - معارف و حکمت های نهج - اوج ماجرای شتر در نهج - شتر در نهج البلاغه نخواندنش - همیشه نهج البلاغه در - البلاغه - البلاغه نخواندنش را همیشه با - البلاغه در دسترس سی - البلاغه در حال حاضر چه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - برخلاف همیشه نهج البلاغه - معارف و حکمت های نهج البلاغه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - در نهج البلاغه نخواندنش را - نهج البلاغه در دسترس
ماجرای - ماجرای شتر در نهج البلاغه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - ماجرای - فتنه را بخواباند1ـ اوج ماجرای - اندیشه تبیان ماجرای - ماجرای - ماجرای شتر در - بخواباند1ـ اوج ماجرای شتر در - شتر - شتر در نهج البلاغه نخواندنش - شتر می دانم مشتی - شتر در خطبه - ماجرای شتر - نظر این باشد شتر - امیرالمؤمنین علیه السلام بی شتر - آن عصر بفهمند به شتر - ماجرای شتر در نهج - باشد شتر می - در - در نهج البلاغه نخواندنش را - در دسترس سی روز - در میان همه موضوعات - ماجرای شتر در - همیشه نهج البلاغه در - حالا فکر می کنید در - و حکمت های نهجالبلاغه در - ماجرای شتر در نهج البلاغه - نهج البلاغه در دسترس - نهج - نهج البلاغه نخواندنش را همیشه - نهج البلاغه در دسترس - نهج البلاغه در حال حاضر چه - ماجرای شتر در نهج - بار برخلاف همیشه نهج - معارف و حکمت های نهج - اوج ماجرای شتر در نهج - شتر در نهج البلاغه نخواندنش - همیشه نهج البلاغه در - البلاغه - البلاغه نخواندنش را همیشه با - البلاغه در دسترس سی - البلاغه در حال حاضر چه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - برخلاف همیشه نهج البلاغه - معارف و حکمت های نهج البلاغه - ماجرای شتر در نهج البلاغه - در نهج البلاغه نخواندنش را - نهج البلاغه در دسترس
ماجرای شتر در نهج البلاغه!
نخواندنش را همیشه با نداشتنش توجیه کرده بودم. اما وقتی هدیه روز خبرنگارت که فقط و فقط تو از گرفتن آن راضی باشی، چنین کتاب عزیزی باشد، دیگر هیچ عذر و بهانه ای قابل قبول نیست.
ماه رمضان بود و این بار برخلاف همیشه، نهج البلاغه در دسترس. سی روز طول کشید تا بخوانمش. اما هضمش به این زودی ها تمام نخواهد شد. حالا فکر می کنید در میان همه موضوعات، معارف و حکمت های نهجالبلاغه،در حال حاضر چه چیزی چشم مرا گرفته؟ مطمئنا نمی توانید حدس بزنید که موضوع مورد نظر این باشد: شتر! می دانم مشتی نیست که نمونه خروار باشد و یک طورهایی هم از دریا به کوزه ای قناعت کردن است. اما به هر حال، موضوع آن قدر برایم جالب به نظر آمد که در حد همین یکی دو ستون یادداشت باشد. امیرالمؤمنین علیه السلام [بیشتر] در خطبه هایش چیزهایی را به این موجود چهار پا که از خیلی لحاظ، نزدیک ترین حیوان به بشر دو پاست، نسبت داده و از آن استفاده هایی کرده که بد نیست شما هم بدانید:حضرت علی(ع) در جای جای خطبه هایش هر جا از فتنه های گذشته و پیش روی، حرفی به میان می آورد، برای این که مردم آن عصر بفهمند به شتر استناد می کردند. معروف ترینش همان جمله تاریخی است که بعد از جنگ جمل (شتر) بر زبان آوردند: غیر از من هیچ کس قادر نبود چشم فتنه را کور کند و شتر فتنه را بخواباند
1ـ اوج ماجرای شتر در نهج البلاغه مربوط به خطبه شقشقیه است که حتی نامش هم به این موجود چهارپا ربط دارد. شقشقه چیزی شبیه بادکنک است که به هنگام خشم شتر، از زیر گلوی او بیرون می زند و پس از آرام گرفتن، ناپدید می شود. از این قضیه که بگذریم، امیرالمؤمنین در همین خطبه و پیش از آن سؤال نامربوط، یک جورهایی بین هر کدام از خلفای پیشین با شتر ارتباطی برقرار می کند. ابوبکر را با این عبارت یاد می کند که از شتر خلافت سخت دوشید و از حاصل آن بهره مند گردید. دوران عمر را هم مجموعه ای از خشونت ها، سختگیری ها و اشتباهات می داند و بعد حکمتی را رو می کند که هنوز هم زمامداران فعلی باید آن را پیش چ.شم داشته باشند: زمامدار مانند کسی است که بر شتری سرکش سوار است. اگر عنان محکم کشد پرده های بینی حیوان پاره می شود و اگر آزادش بگذارد در پرتگاه سقوط می کند. عثمان و خویشاوندان او هم در این خطبه به دلیل غارت بیت المال به شتر گرسنه ای تشبیه می شوند که به جان گیاه بهاری افتاده باشد. حضرت وقتی به زمان بیعت مردم با خودش می رسد هم از این موجود چهارپا استفاده می کند: اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند... مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم.
2 ـ غیر از خلافت شتر باید یک شباهت هایی با فتنه هم داشته باشد. حضرت علی(ع) در جای جای خطبه هایش هر جا از فتنه های گذشته و پیش روی، حرفی به میان می آورد، برای فهم مردم آن عصر به شتر استناد می کردند. معروف ترینش همان جمله تاریخی است که بعد از جنگ جمل (شتر) بر زبان آوردند: غیر از من هیچ کس قادر نبود چشم فتنه را کور کند و شتر فتنه را بخواباند. [در جنگ جمل چون تا زمانی که شتر عایشه برپا بود، ناکثین دست از جنگ برنمی داشتند، حضرت به امام حسن فرمان دادند تا هر جور شده، شتر عایشه را بخواباند. حالا ببینید امام چقدر زیبا از این استعاره استفاده کرده است.] علاوه بر این در جاهای دیگری هم امام علی فتنه های آینده را به شتر تشبیه کرده، اما به دو صورت متفاوت. یک بار به مردم کوفه هشدار می دهد که: فتنه هایی به سوی شما می آید، چونان شتر که مهار شده و جهاز بر پشت آن نهاده و ساربان آن را کشانده و به سرعت می راند. [خطبه 102] یک بار دیگر هم از آن ها می خواهد پیش از آن که او را نیابند، آن چه می خواهند از او بپرسند: ... بپرسید قبل از آن که فتنه ها چونان شتری بی صاحب حرکت کند و مهار خود را پایمال کند و مردم را بکوبد و بیازارد. [خطبه 189] حالا خودتان ببینید حضرت علی چگونه انواع فتنه ها را به انواع شترها ربط داده است!
3 ـ حضرت وقتی از دست کوفیان بی مروت خسته شده اند و می خواهند آن ها را نکوهش کنند، هم برایشان از شتر مثال هایی می زنند مگر وجدان بیمار آن ها تکانی بخورد. چند نمونه اش را بخوانید: چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتر نوباری که از سنگینی بار، پشت آن زخم شده است [خطبه69]... ای مردم شما چونان شتران دور مانده از ساربان اید که اگر از سویی جمع آوری شوند، از دیگر سو پراکنده می شوند [خطبه97]... گاهی هم که آتش حرف او در هیزم تر آن ها نمی گیرد، به همین شیوه آن ها را از حوادث خونین آینده می هراساند: حوادثی به شما روی آورده مانند شتری که مهار کردنش سخت، میان بندش سست و سواری بر آن دشوار است [خطبه 89]... بنی امیه بعد از من برای شما زمامداران بدی خواهند بود، آنان چونان شتر سرکشی که دست بر زمین کوبد و لگد زند و با دندان گاز گیرد و از دوشیدن شیر امتناع ورزد، با شما چنین برخوردی دارند. [خطبه93]... بلاها شما را می گزد چونان گزیدن و زخم کردن دوش شتران از پالان [خطبه 187]...
حالا ببینید امام در حمایت از حقوق حیوانات چه دستورالعملی به مأموران جمع آوری مالیات داده است: هر گاه حیوانات را به دست فردی امین سپردی، سفارش کن تا بین شتر و نوزادش جدایی نیفکند و شیر آن را ندوشد تا به بچه اش زیانی وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند و مراعات حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن بر او سخت است، بنماید. آن ها را در سر راه به درون آب ببرد و از جاده هایی که دوطرف آن علفزار است به جاده بی علف نکشاند و هر چند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند و هر گاه به آب و علفزار رسید، فرصت دهد تا علف بخورند و آب بنوشند
4 ـ شتر در خطبه های امیرالمؤمنین، دستمایه تشبیهات جالب و گاه شاعرانه ای هم قرار می گیرد. مثلا حضرت در جایی وقتی می خواهد دعای باران را بخواند، از تعبیر حدابیرالسنین استفاده می کند. این تعبیر جمع حد بار و به معنای شتری است که بر اثر راه رفتن ناتوان شده است. امام سال های قحطی را به چنین شتری تشبیه کرده است. [خطبه 115] دو بار هم مرگ و پایان زندگی را به آواز خواندنی تشبیه می کند که شتران را به شتاب می راند [خطبه های 132 و 157] در خطبه 182 هم وقتی می خواهد درباره آخرالزمان سخن بگوید، مثال جالبی از شتر می زند: در آن هنگام، اسلام غروب می کند و چونان شتری در راه مانده دم خود را به حرکت درآورده و گردن به زمین می چسباند
5 ـ حالا ببینید امام در حمایت از حقوق حیوانات چه دستورالعملی به مأموران جمع آوری مالیات داده است: هر گاه حیوانات را به دست فردی امین سپردی، سفارش کن تا بین شتر و نوزادش جدایی نیفکند و شیر آن را ندوشد تا به بچه اش زیانی وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند و مراعات حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن بر او سخت است، بنماید. آن ها را در سر راه به درون آب ببرد و از جاده هایی که دوطرف آن علفزار است به جاده بی علف نکشاند و هر چند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند و هر گاه به آب و علفزار رسید، فرصت دهد تا علف بخورند و آب بنوشند.
نویسنده: اسماعیل رمضانی
شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
ماجرای شتر در نهج البلاغه
نويسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
سارا روستاپور از ماجرای شب عروسی برادرش می گوید
برچسب های این مطلب:
سارا - سارا روستاپور یا همان خاله - سارا متولد 1360 تهران و - سارا روستاپور مانند همه مردم - دزد خانهمان را زد سارا - روستاپور یا همان خاله سارا - آن بودند سقوط کرد سارا - میداد سایت سارا - را زد سارا روستاپور یا - همان خاله سارا متولد 1360 - روستاپور - روستاپور یا همان خاله سارا - روستاپور اولین اجرایش را در - روستاپور هم از آن استقبال - خانهمان را زد سارا روستاپور - کرده است روستاپور - او پیشنهاد شد و روستاپور - شب عروسی برادر روستاپور - زد سارا روستاپور یا همان - روستاپور اولین اجرایش - از - از آنها هرگز خسته نمیشود - از آنکه وارد دنیای عروسکی - از مدرسه تا مدرسه - بسیار دوست دارد و از - است وی قبل از - برنامهای با عنوان از - شد و روستاپور هم از - دارد و از آنها هرگز - وی قبل از آنکه وارد - ماجرای - ماجرای سئو شب عروسی برادرش - روستاپور برترین از مجموعه ماجرای - شب - شب عروسی برادرم دزد خانهمان - شب که دوم تجربه کرد - شب که تهران را برعهده دارد - شب - تا مدرسه در شب - نوشتن متن برنامه رنگینکمان شب - بچهها میگیرد شب - شب عروسی برادرم - در شب که دوم تجربه - عروسی - عروسی برادرش می گالری گوید - مجموعه ماجرای سئو شب عروسی - برادرش - برادرش م 1740 - برادرش م 1740 - برادرش م 1740 - 1740 روش برادرش - عروس 1740 برادرش - عروس 1740 برادرش - عروس 1740 برادرش - روش برادرش م - 1740 برادرش م - می - می گالری گوید ارزان کاهش - سئو شب عروسی برادرش می - گوید - گوید ارزان کاهش - عروسی برادرش می گالری گوید
سارا - سارا روستاپور یا همان خاله - سارا متولد 1360 تهران و - سارا روستاپور مانند همه مردم - دزد خانهمان را زد سارا - روستاپور یا همان خاله سارا - آن بودند سقوط کرد سارا - میداد سایت سارا - را زد سارا روستاپور یا - همان خاله سارا متولد 1360 - روستاپور - روستاپور یا همان خاله سارا - روستاپور اولین اجرایش را در - روستاپور هم از آن استقبال - خانهمان را زد سارا روستاپور - کرده است روستاپور - او پیشنهاد شد و روستاپور - شب عروسی برادر روستاپور - زد سارا روستاپور یا همان - روستاپور اولین اجرایش - از - از آنها هرگز خسته نمیشود - از آنکه وارد دنیای عروسکی - از مدرسه تا مدرسه - بسیار دوست دارد و از - است وی قبل از - برنامهای با عنوان از - شد و روستاپور هم از - دارد و از آنها هرگز - وی قبل از آنکه وارد - ماجرای - ماجرای سئو شب عروسی برادرش - روستاپور برترین از مجموعه ماجرای - شب - شب عروسی برادرم دزد خانهمان - شب که دوم تجربه کرد - شب که تهران را برعهده دارد - شب - تا مدرسه در شب - نوشتن متن برنامه رنگینکمان شب - بچهها میگیرد شب - شب عروسی برادرم - در شب که دوم تجربه - عروسی - عروسی برادرش می گالری گوید - مجموعه ماجرای سئو شب عروسی - برادرش - برادرش م 1740 - برادرش م 1740 - برادرش م 1740 - 1740 روش برادرش - عروس 1740 برادرش - عروس 1740 برادرش - عروس 1740 برادرش - روش برادرش م - 1740 برادرش م - می - می گالری گوید ارزان کاهش - سئو شب عروسی برادرش می - گوید - گوید ارزان کاهش - عروسی برادرش می گالری گوید

شب عروسی برادرم دزد خانهمان را زد
سارا روستاپور یا همان خاله سارا متولد 1360 تهران و فارغالتحصیل کارشناسی رشته میراث فرهنگی است. او روحیه بچهها را بسیار دوست دارد و از آنها هرگز خسته نمیشود و کودک درونش به شدت شاد و سرزنده است. وی قبل از آنکه وارد دنیای عروسکی کودکان شود کارهایی نظیر تدریس خصوصی و روزنامهنگاری را تجربه کرده است.
روستاپور اولین اجرایش را در سال 78 با برنامهای با عنوان «از مدرسه تا مدرسه» در شبکه دوم تجربه کرد. او سال 82 به طور اتفاقی برای تهیه گزارش در برنامه رنگینکمان حضور پیدا کرد و همان موقع، اجرای برنامه رنگینکمان به او پیشنهاد شد و روستاپور هم از آن استقبال گرمی کرد. وی نوشتن متن برنامه رنگینکمان شبکه تهران را برعهده دارد و ایده نوشتههایش را از کتابها، مجلات، مربیان و همچنین از خود بچهها میگیرد.
شب عروسی برادر روستاپور اتفاق ناگواری میافتد که خاطره آن مراسم را برای او ماندگار میکند: زمانی که برای جشن عروسی برادرم به سالن رفته بودیم، کسی در خانه نبود احتمالا دزدان صاحبخانه را سرگرم و درگیر عروسی دیدند واز موقعیت سوءاستفاده کردند. آخر شب که همگی با ماشین عروس به خانه برگشتیم دیدیم در خانه باز است همین طوری بهتزده بودیم وارد خانه شدیم و فهمیدیم همه وسایلمان به سرقت رفته است. خیلی ناراحت شدیم چون کادوها و سکههای طلای عروسی خودم و همچنین تمام مبلغ هزینه سفر مکه و کربلای مادربزرگم جزو اموالی بود که دزدیده بودند. وقتی برای پیگیری به کلانتری مراجعه کردیم، گفتند از این منطقه سرقتهای مشابه زیاد شده است. بعدها معلوم شد سارقین گروه پاکستانی بودند اما هیچ وقت خبری ازشان نشد و نتیجهای نگرفتیم.
زمانی که هواپیمای130 - C که خبرنگاران داخل آن بودند سقوط کرد سارا روستاپور مانند همه مردم به شدت تحت تاثیر قرار گرفت: قرار بود همسرم که عکاس است هم در آن هواپیما باشد اما سفرش لغو شد. با اینکه میدانستم همسرم سوار آن هواپیما نشده ولی به خاطر اینکه خیلی از کشتهشدگان از همکاران هر دویمان بودند، به شدت ناراحت شدم. خیلی از آشنایان و دوستان مرتب برای جویا شدن حال همسرم با من تماس میگرفتند و این حس که ممکن بود همسرم هم دچار این سرنوشت دلخراش شود به شدت آزارم میداد.
نويسنده : امید ; ساعت ۱:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱
نظرات ()