سوره های شیطان کوب قرآن
برچسب های این مطلب:
سوره - سوره های شیطان کوب قرآنقوارع - سوره های شیطان کوب قرآن - سوره عکس ها 1740 - سوره - تبیان شکوری سوره - خداوند سوره - سوره - سوره های شیطان - شکوری سوره های شیطان - های - های شیطان کوب قرآنقوارع جمعِ - های ش جهان و مردم را - های شیطان کوب قرآن پست - سوره های - گویند که؛ با گرفتاری های - شکوری سوره های - سوره کاهش های - سوره های شیطان کوب - با گرفتاری های ش جهان و - شیطان - شیطان کوب قرآنقوارع جمعِ قارعه - شیطان به واسطه این آیات - شیطان کوب قرآن پست اعجاز - سوره های شیطان - قرار می گیرند و شیطان - شکوری سوره های شیطان - سوره کاهش های شیطان - سوره های شیطان کوب قرآنقوارع - گیرند و شیطان به واسطه - کوب - کوب قرآنقوارع جمعِ قارعه از - کوب قرآن پست اعجاز حق - کوب قرآن2 مارس 2012 - سوره های شیطان کوب - سوره های شیطان کوب - ش 1740 طان کوب - ش 1740 طان کوب - های شیطان کوب قرآنقوارع جمعِ - های شیطان کوب قرآن پست - قرآن - قرآن قوارع جمعِ قارعه از مادة - قرآن سورة معذوتین - قرآن قم دفتر - سوره های شیطان کوب قرآن - از سور و آیات قرآن - پژوهشی در تاریخ قرآن - بهاءالدین خرمشاهی دانشنامة قرآن - شیطان کوب قرآن قوارع جمعِ قارعه - و آیات قرآن سورة
سوره - سوره های شیطان کوب قرآنقوارع - سوره های شیطان کوب قرآن - سوره عکس ها 1740 - سوره - تبیان شکوری سوره - خداوند سوره - سوره - سوره های شیطان - شکوری سوره های شیطان - های - های شیطان کوب قرآنقوارع جمعِ - های ش جهان و مردم را - های شیطان کوب قرآن پست - سوره های - گویند که؛ با گرفتاری های - شکوری سوره های - سوره کاهش های - سوره های شیطان کوب - با گرفتاری های ش جهان و - شیطان - شیطان کوب قرآنقوارع جمعِ قارعه - شیطان به واسطه این آیات - شیطان کوب قرآن پست اعجاز - سوره های شیطان - قرار می گیرند و شیطان - شکوری سوره های شیطان - سوره کاهش های شیطان - سوره های شیطان کوب قرآنقوارع - گیرند و شیطان به واسطه - کوب - کوب قرآنقوارع جمعِ قارعه از - کوب قرآن پست اعجاز حق - کوب قرآن2 مارس 2012 - سوره های شیطان کوب - سوره های شیطان کوب - ش 1740 طان کوب - ش 1740 طان کوب - های شیطان کوب قرآنقوارع جمعِ - های شیطان کوب قرآن پست - قرآن - قرآن قوارع جمعِ قارعه از مادة - قرآن سورة معذوتین - قرآن قم دفتر - سوره های شیطان کوب قرآن - از سور و آیات قرآن - پژوهشی در تاریخ قرآن - بهاءالدین خرمشاهی دانشنامة قرآن - شیطان کوب قرآن قوارع جمعِ قارعه - و آیات قرآن سورة
سوره های شیطان کوب قرآن

قوارع جمعِ قارعه از مادة «قرع» به معنای کوبیدن و کوفتن است و به کوبه و تازیانه «مِقَرعَهَ» و کوبنده را «قارع» گویند. و از آن جهت قیامت را «قارعهَ» گویند که؛ با گرفتاری هایش جهان و مردم را می کوبد.[1] از این رو تعدادی از سور و آیات قرآن (سورة معذوتین، سورة یاسین، آیه الکرسی، آیات آخر سورة بقره) کوبندگان نامیده شده اند؛ چرا که خواننده این سور و آیات با تمسک به این آیات و سور در پناه و حمایت خداوند متعال قرار می گیرند و شیطان به واسطه این آیات وسور کوبیده و از بین می رود.[2]
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1 ـ دکتر سید محمد باقر حجتی، پژوهشی در تاریخ قرآن (قم، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1378) ص 106.
2 ـ بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن، (تهران، دوستان (و) ناهید، 1377) ج 2، ص 1778.
3 - احمد سیّاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین (سیاح) (تهران، اسلام، چ 16، 1371) ج 2، ص 1300.
4 ـ شیخ طبرسی. تفسیر مجمع البیان، ترجمة دکتر احمد بهشتی، (تهران، انتشارات فراهانی، 1352 هـ. .ق)، ج 13، ص 66.
پی نوشتها :
[1]. ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1408 هـ .ق، ج 11، ماده قرع.
[2]. جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ترجمة سید مهدی حائری قزوینی، تهران، انتشارات سپهر، چاپ اول، 1363، ج 1، ص200.
تنظیم برای تبیان: شکوری
سوره های شیطان کوب قرآن
نويسنده : امید ; ساعت ۱:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
کشتی امام علی با شیطان
برچسب های این مطلب:
کشتی - کشتی امام علی با شیطان - کشتی برای امام رایگان علی - و اندیشه تبیان کشتی - کشتی - تبیان کشتی امام علی - امام - امام علی با شیطان بیشترین - امام عل 1740 - امام عل 1740 - اندیشه تبیان کشتی امام - کشت 1740 امام - 1740 رایگان امام - ع امام - کشتی امام علی با - 1740 امام عل - علی - علی ع لطفا کریمه - علی ه السلام بى پروا بر - علی ه السلام اما در تبیین - شیطان بزرگترین دشمن علی - هشدار ناگهان على علی - شیطان با امیر مومنان علی - النبی صلى الله علی - بزرگترین دشمن علی ع - ناگهان على علی ه السلام بى - با - با تامل از نظر بگذرانید - با صدایت تحریک کن و - با وعده ها سرگرم کن - لطفا کریمه زیر را با - را که مى توانى با - جوى و آنان را با - روی سخن خدا با - زیر را با تامل از - مى توانى با صدایت تحریک - شیطان - شیطان بزرگترین دشمن علی - شیطان جز فریب وعده - شیطان است چنین می - شیطان - سرگرم کن ولى شیطان - روی سخن خدا با شیطان - بشر را به دست شیطان - شیطان بزرگترین دشمن - ولى شیطان جز فریب
کشتی - کشتی امام علی با شیطان - کشتی برای امام رایگان علی - و اندیشه تبیان کشتی - کشتی - تبیان کشتی امام علی - امام - امام علی با شیطان بیشترین - امام عل 1740 - امام عل 1740 - اندیشه تبیان کشتی امام - کشت 1740 امام - 1740 رایگان امام - ع امام - کشتی امام علی با - 1740 امام عل - علی - علی ع لطفا کریمه - علی ه السلام بى پروا بر - علی ه السلام اما در تبیین - شیطان بزرگترین دشمن علی - هشدار ناگهان على علی - شیطان با امیر مومنان علی - النبی صلى الله علی - بزرگترین دشمن علی ع - ناگهان على علی ه السلام بى - با - با تامل از نظر بگذرانید - با صدایت تحریک کن و - با وعده ها سرگرم کن - لطفا کریمه زیر را با - را که مى توانى با - جوى و آنان را با - روی سخن خدا با - زیر را با تامل از - مى توانى با صدایت تحریک - شیطان - شیطان بزرگترین دشمن علی - شیطان جز فریب وعده - شیطان است چنین می - شیطان - سرگرم کن ولى شیطان - روی سخن خدا با شیطان - بشر را به دست شیطان - شیطان بزرگترین دشمن - ولى شیطان جز فریب
شیطان بزرگترین دشمن علی (ع)
لطفا کریمه زیر را با تامل از نظر بگذرانید:وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِى الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ اِلاّ غُرُورًا
ترجمه: « هر کدام از ایشان را که مى توانى با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوى و آنان را با وعده ها سرگرم کن، ولى شیطان جز فریب، وعده اى به آنان نمى دهد» (سوره بنى اسرائیل آیه 64)
آیه عجیبی است. روی سخن خدا با شیطان است. چنین می نماید که خدا خود ماموریت گمراهی و اغوای بنی بشر را به دست شیطان، این لعین ازل و ابد، سپرده است.
البته این ظاهر امر است، انگار خداوند با این بیان تهدید آمیز می خواهد روزنه های نفوذ شیطان را به همین بنی بشر بنمایاند و بفهماند که شیطان ممکن است از چهار سو و به شیوه های چندگانه، ناغافل بر شما یورش آورد، پس ای انسان هشدار!
ناگهان على علیه السلام بى پروا بر او یورش آورد و او را به چابکی بر زمین افکند چندان که پهلوى راست حضرت به پهلوى چپ شیطان و پهلوى چپش به پهلوى راست او فرو رفت، آنگاه فرمود: ان شاء الله تو را خواهم کشت.
غرض این نوشته البته گزارش روایتی است از رویارویی شیطان با امیر مومنان علیه السلام اما در تبیین مطلب پیش گفته، به اجمال بگویم که روش های چهارگانه ای که شیطان بر انسان شبیخون می زند به قرار ذیل است:
1. نغمه های هوس انگیز: یا هر گونه تبلیغات گمراه کننده دیگر که به نوعی با آلات صوتی و سمعی تحریک آمیز همراه است.
2. برنامه نظامی: این استراتژی شیطانی از واژه های "اجلاب" به معنای گسیل سریع، "خیل" به معنای لشکر سواره و "رجل" به معنای پیاده نظام دریافته می شود.
3. برنامه هاى اقتصادی و به ظاهر انسانی: از طریق مشارکت در اموال(حرام) و انفس(فرزندان نامشروع)
4. عملیات مخرب روانى: از طریق دادن وعده هاى غرور آمیز و اغفال کننده
هر چند راه های اغواگری این گرگ ایمان خوار منحصر به آنچه گذشت نیست اما خطوط فرعی بیشتر انحراف ها عمدتا به این راه های اصلی ختم می شود.
بگذریم...
چنانکه معروض افتاد ذیل کریمه یاد شده روایتی خواندنی از زبان جابر بن عبدا لله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر- درود خدا بر او و خاندان پاکش- نقل شده است که آن را بی کم و کاست از کتاب شواهد التنزیل/ ج1/ ص343-345، می آورم(برای آنها که دغدغه اسناد روایات دارند):
عن جابر بن عبد الله الأنصاری قال:
کنا مع النبی (صلى الله علیه وسلّم) إذ أبصر برجل ساجد راکع متطوع متضرع، فقلنا: یا رسول الله ما أحسن صلاته.
فقال (صلى الله علیه وسلّم): هذا الذی أخرج أباکم آدم من الجنّة.
فمضى إلیه علیّ غیر مکترث فهزّه هزاً أدخل أضلاعه الیمنى فی الیسرى، والیسرى فی الیمنى، ثم قال: لأقتلنک إنْ شاء الله.
خداوند با این بیان تهدید آمیز می خواهد روزنه های نفوذ شیطان را به همین بنی بشر بنمایاند و بفهماند که شیطان ممکن است از چهار سو و به شیوه های چندگانه، ناغافل بر شما یورش آورد، پس ای انسان هشدار!قال: لن تقدر على ذلک، إنّ لی أجلاً معلوماً من عند ربی، ما لک ترید قتلی، فو الله ما أبغضک أحد إلاّ سبقت نطفتی فی رحم أمه، قبل أن یسبق نطفة أبیه، ولقد شارکت مبغضک فی الأموال، والأولاد، وهو قول الله فی محکم کتابه:
(وَ شارِکْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُور).
فقال النبی (صلى الله علیه وسلّم): صدقک والله یا علی، لا یبغضک من قریش إلاّ (سفاحی)(27) ولا من الأنصار إلاّ یهودیاً، ولا من العرب إلاّ دعی(28) ولا من سائر النّاس إلاّ شقیاً، ولا من النساء إلاّ سلقلقیة(29)، ثم أطرق (النبی) ملیاً فقال:
معاشر الأنصار ربّوا أولادکم على محبّة علی.
قال جابر: کنّا نبور أولادنا (بعد) وقعة الحرَّة بحبِّ علی، فمن أحبِّه علمنا أنِّه من أولادنا، ومن أبغضه أشفینا منه
جابربن عبدالله انصارى گوید: در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بودیم مردى را در حال سجده و رکوع و طاعت و تضرع دیدم.
گفتیم: یا رسول الله! چه نیکو نماز می گذارد!
فرمود: او همان کسى است که پدرتان آدم را از بهشت بیرون راند، پس ناگهان على علیه السلام بى پروا بر او یورش آورد و او را به چابکی بر زمین افکند چندان که پهلوى راستش به پهلوى چپ او و پهلوى چپش به پهلوى راست او فرو رفت، آنگاه فرمود: ان شاء الله تو را خواهم کشت.
شیطان گفت: تو را نرسد که چنین کنی چه آنکه از جانب پروردگارم برایم مهلت تعیین شده است، تو را چه شده که قصد جان مرا می کنی؟
به خدا سوگند احدی با تو دشمنی نمی ورزد مگر آنکه نطفه من در رحم مادر او پیش از نطفه پدرش قرار مى گیرد و من دشمن تو را در اموال و اولاد شریک مى شوم و این همان سخن خداوند در کتاب محکم قرآن است که می فرماید: «و شارکهم فى الاموال و الاولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان الاّغرورا»
آنگاه پیامبر (صلى الله علیه وسلّم) فرمود: او راست می گوید، ای على! به خدا سوگند از قریش جز زناکار و از انصار جز یهودى و از عرب جز بدنام – یا کسی که به نام دیگری خوانده شود - و از دیگر مردمان جز شقی و از زنان جز «سلقلقى»(بدکاره) کسی تو را دشمن نمی دارد. سپس اندکی به فکر فرو رفت آنگاه فرمود: اى گروه انصار فرزندان خود را با حب على پرورش دهید.
جابر گفت: در واقعه حرّه اولاد خود را با دوستی على محک می زدیم هر کدام از ایشان که علی را دوست مى داشت، در می یافتیم که از فرزندان ماست و هر کس که او را دشمن مى داشت، از وی دوری می جستیم.(ترجمه از نویسنده)
نوشته ی: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
کشتی امام علی با شیطان
نويسنده : امید ; ساعت ٩:٢٦ ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧
تلاش شیطان در حج
برچسب های این مطلب:
تلاش - تلاش شیطان در حج وَ - تلاش شیطان بر قلبها کمتر - تلاش شیطان در حج برای - تلاش - تلاش - نهج البلاغه تلاش - شیطان در حج برای تلاش - تلاش شیطان در - تلاش شیطان بر - شیطان - شیطان در حج برای تلاش - شیطان برنامه در حج27 نوامبر - شیطان کوچکتر و خردتر و - البلاغه تلاش شیطان - در حج برای تلاش شیطان - فرمود هیچ روزى شیطان - تلاش شیطان - تلاش شیطان در حج - برای تلاش شیطان برنامه در - در - در حج وَ لَوْ کَانَ - در مردم کارگر نبود - در تشکیک - تلاش شیطان در - و وسوسههاى پنهانى او در - شیطان همواره سعى در - تشکیک در - تلاش شیطان در حج وَ - پنهانى او در مردم کارگر - حج - حج وَ لَوْ کَانَ - حج در نهج البلاغه - حج برای تلاش شیطان برنامه - تلاش شیطان در حج - منبع معجم الفبایى موضوعات حج - تلاش شیطان در حج - تلاش شیطان برنامه در حج - شیطان در حج وَ لَوْ - الفبایى موضوعات حج در نهج
تلاش - تلاش شیطان در حج وَ - تلاش شیطان بر قلبها کمتر - تلاش شیطان در حج برای - تلاش - تلاش - نهج البلاغه تلاش - شیطان در حج برای تلاش - تلاش شیطان در - تلاش شیطان بر - شیطان - شیطان در حج برای تلاش - شیطان برنامه در حج27 نوامبر - شیطان کوچکتر و خردتر و - البلاغه تلاش شیطان - در حج برای تلاش شیطان - فرمود هیچ روزى شیطان - تلاش شیطان - تلاش شیطان در حج - برای تلاش شیطان برنامه در - در - در حج وَ لَوْ کَانَ - در مردم کارگر نبود - در تشکیک - تلاش شیطان در - و وسوسههاى پنهانى او در - شیطان همواره سعى در - تشکیک در - تلاش شیطان در حج وَ - پنهانى او در مردم کارگر - حج - حج وَ لَوْ کَانَ - حج در نهج البلاغه - حج برای تلاش شیطان برنامه - تلاش شیطان در حج - منبع معجم الفبایى موضوعات حج - تلاش شیطان در حج - تلاش شیطان برنامه در حج - شیطان در حج وَ لَوْ - الفبایى موضوعات حج در نهج
تلاش شیطان در حج
«وَ لَوْ کَانَ... الاْءَحْجَارُ الْمَرْفُوعُ بِهَا بَیْنَ زُمُرُّدَةٍ خَضْرَاءَ ... لَوَضَعَ مُجَاهَدَةَ إِبْلِیسَ عَنِ الْقُلُوبِ وَ لَنَفَى مُعْتَلَجَ الرَّیْبِ مِنَ النَّاسِ» (خطبه 192)؛ اگر (ساختمان کعبه ساده نبود)... تلاش شیطان بر قلبها کمتر اثر مىگذاشت و وسوسههاى پنهانى او در مردم کارگر نبود.»شیطان همواره سعى در تشکیک در قلوب اهل ایمان دارد، از آنجا که خانه خدا نیز براى امتحان و آزمایش بندگان بنا شده است، این وسیله امتحان مىبایست هر چه ممکن است مؤثر و فعالیت شیطان در اطراف خانه توحید بیش از سایر نقاط باشد، تا آنان که ایمانشان ضعیف و دنبالهرو شیطان هستند و خدا را فراموش مىکنند، از اهل ایمان راستین جدا گردند. اما در این حرم امن، چنان روح توحید حاکم مىگردد و لطف و رحمت خداوند چنان تبلور مىیابد که شیطان را عاجز مىکند.
پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآله) فرمود: هیچ روزى شیطان کوچکتر و خردتر و زبونتر و خشمگینتر از روز عرفه دیده نشده است و این نیست مگر به این جهت که مهربانى و گذشت و آمرزش خدا، گناهان بزرگ را مورد عفو و غفران قرار مىدهد.
منبع:
معجم الفبایى موضوعات حج در نهج البلاغه.
تلاش شیطان در حج
نويسنده : امید ; ساعت ۱:۳٥ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
شیطان، انسان و جنگ نابرابر(شناختنامه شیطان5)
برچسب های این مطلب:
شیطان، - انسان - انسان ی اصلاً در تیر رس - انسان مومن است؛ همان نکته - انسان هم در مسائل علمی - مقدور شیطان نبود؛ چنین انسان - نفوذ شیطان بر زندگی انسان - بمصرخی بالأخره انسان - می سازد به انسان - نبود؛ چنین انسان ی اصلاً در - بر زندگی انسان مومن است؛ - و - و پی - و سته پیش کش حض - و رتان می گردد مبحثی - شناسی که آهسته و - پی و - سته پیش کش حض و - از مباحث مرتبط با م و - که آهسته و پی - پی و سته پیش کش - جنگ - جنگ نابرابر و مبارزه عملیعمده - جنگ نا برابر داریم و - جنگ های نابرابر را برای - 14 جنگ - که ما دو تا جنگ - برابر داریم و این جنگ - که داریم این جنگ - جنگ نابرابر و - دو تا جنگ نا برابر - نابرابر(شناختنامه - شیطان5)
شیطان، - انسان - انسان ی اصلاً در تیر رس - انسان مومن است؛ همان نکته - انسان هم در مسائل علمی - مقدور شیطان نبود؛ چنین انسان - نفوذ شیطان بر زندگی انسان - بمصرخی بالأخره انسان - می سازد به انسان - نبود؛ چنین انسان ی اصلاً در - بر زندگی انسان مومن است؛ - و - و پی - و سته پیش کش حض - و رتان می گردد مبحثی - شناسی که آهسته و - پی و - سته پیش کش حض و - از مباحث مرتبط با م و - که آهسته و پی - پی و سته پیش کش - جنگ - جنگ نابرابر و مبارزه عملیعمده - جنگ نا برابر داریم و - جنگ های نابرابر را برای - 14 جنگ - که ما دو تا جنگ - برابر داریم و این جنگ - که داریم این جنگ - جنگ نابرابر و - دو تا جنگ نا برابر - نابرابر(شناختنامه - شیطان5)
شناختنامه شیطان
(5)
در هر شماره از سلسله مقالات شیطان شناسی، که آهسته و پیوسته پیش کش حضورتان می گردد، مبحثی از مباحث مرتبط با موضوع شیطان، طرح و کاویده می شود.
تحلیل چگونگی حضور و نفوذ شیطان در زندگی افراد
به روایت آیة الله جوادی آملی
اشاره
اگر بپذیریم که امروزه رسانه از جمله موثرترین ابزار برای هدایت فکری و افزایش آگاهی عمومی است؛ بدون تردید باید این را هم قبول کنیم که چنین ابزار موثری با کوچکترین انحراف و ضعفی می تواند بنیان های فکری مخاطب خود را در خوش بینانه ترین نگاه دچار تردید کند وگرنه با رنگ و لعاب رسانه های دیداری و شنیداری و مخاطبان میلیونی می شود گفت که مخاطب با چنین خدشه هایی به یک شهود تجربی و شخصی می رسد و متأسفانه خود را دنباله رو یک مکتب رسانه ای(!) می پندارد. مریدی که تمام رفتارش را با شاخص رسانه مورد علاقه اش تراز می کند. در این میان رسانه ملی به عنوان عمومی ترین، موثرترین و نافذترین ابزار حضور و رسوخ در بین افکار عمومی؛ از حساسیت فوق العاده ای در تولید و پخش برنامه برخوردار است و نمی تواند و حق ندارد به راحتی از کنار چنین مساله ظریفی بگذرد که مخاطبان کوچک و بزرگ بسیاری آنچنان که ذکر شد متاسفانه و یا خوشبختانه مکتب رفتاری و گفتاری شان را با آن هماهنگ می کنند.اگر یک موجودی پیدا بشود که اولا چیزی که مورد علاقه اوست، بدلی و جعلی نداشته باشد و ثانیا ساختن شبیه او هم مقدور شیطان نبود؛ چنین انسانی اصلاً در تیر رس وسوسه شیطان نیست.
...ماه مبارک رمضان و تأکید سیمای جمهوری اسلامی ایران برای تولید و پخش مجموعه هایی با مضامین دینی و عرفانی این دیدگاه را بیش از پیش تقویت می کند که ارائه مبانی فکری اسلام ناب و اندیشه های تابناک انقلاب باید با تدبیری خاص و البته ساده در اینگونه فرصت های مناسبتی لجاظ شود؛ آنهم استفاده از کارشناسان خبره است. در واقع همانطور که این سازمان برای تولید یک اثر تاریخی فاخر بهترین های تولید را گلچین می کند برای تولید اینگونه آثار نیز باید گلچینی از بهترین های حوزه تحقیق و پژوهش را در کنار بهترین های عوامل تولید گردآورد. آنچه باعث شد پس از گذشت یک ماه از پخش مجموعه های تلویزیونی سیما به ویژه سریال «اغماء» ـ که از شبکه ملی پخش شد ـ مطلب زیر را در صفحه معارف روزنامه کیهان منعکس کنیم؛ تاثیر این مجموعه بر آحاد جامعه و همچنین وجود جریان نقد این مجموعه در میان عوام و خواص بود که البته همچنان نیز ادامه دارد. جریانی که بیشتر حول محور حضور و چگونگی نفوذ شیطان بر زندگی انسان مومن است؛ همان نکته ای که در مقاله حاضر مفصل بدان اشاره شده است؛ موضوعی که دست اندرکاران این مجموعه و مهمتر از آن مدیر شبکه اول و همچنین معاون سیما تأکید دارند که تمام خطوط داستانی و آنچه که به نمایش عمومی درآمد «به طور کامل و دقیق» برگرفته از آیات قرآن و دروس تفسیر اساتید برجسته حوزه بوده است که با خواندن متن سخنرانی برجسته ترین مفسر قرآن حال حاضردر ایران اسلامی و همچنین یکی از بزرگترین علمای جهان اسلام معلوم می شود زیاد هم بر این منوال نبوده است.
به هر ترتیب قصد گروه معارف روزنامه کیهان علاوه بر تنویر افکار عمومی و افزایش آگاهی مردم، تذکری است به رسانه ملی برای انجام تحقیق و پژوهش و بهره بر داری از بهترین کارشناسان حوزه دین جهت ساخت مجموعه های نمایشی مناسبتی برای بهترین ثانیه های زندگی مردم، امید که برای سالهای بعد و مناسبت های بعدی این نکته بهتر و کارشناسانه تر رعایت شود و البته که قضاوت با مردم خواهد بود.
جهل علمی و جهالت عملی، عامل گرفتاری در آخرت
«بعد از اینکه فرمود نظام آفرینش حق است؛ یعنی هدفمند است، عاطل و یاوه نیست؛ جریان معاد کاملاً مطرح می شود. زیرا در آن روز، حق از باطل؛ صدق از کذب؛ حسن از قبیح جدا می شود و پیروان هر دو گروه هم از یکدیگر جدا می شوند؛ وامتازوا الیوم أیّها المجر مون (1). قهراً در آن روز کسی که بخواهد خود را تبرئه کند و قصور یا تقصیر خود را به عهده دیگری واگذار کند، همین حرفها آنجا مطرح می شود. بیش از همه افراد ضعیفی که ضعفشان موجّه نبود، در اثر جهل علمی یا جهالت عملی به دام تبهکارها افتادند، بیش از همه اینها دست و پا می زنند که خودشان را تبرئه کنند، یا از جائی کمک بگیرند . گاهی با مستکبران درگیر می شوند درباره دو امر؛ یکی اینکه آنها را متّهم کنند شما باعث شدید. یکی اینکه از آنها کمک بگیرند و بگویند: ما به اغوای شما به دام افتادیم؛ امروز ما را کمک بکنید. گاهی هم با شیطان درگیر می شوند که گناه خود را بر عهده شیطان تحمیل کنند و از او کمک بگیرند. در این قسم دوّم مستکبران هم سهیم اند. لکن در هر دو بخش مستضعفان فکری بیشتر دست و پا می زنند. از اینجا معلوم می شود که چرا اسلام اینقدر سعی کرده که جامعه عالم بشود. جامعه را از جاهلیّت نجات بدهد؛ فرمود: عالم شدن واجب است. حالا لازم نیست کسی متخصّص در رشته ای بشود ولی خطوط کلی عقائد، خطوط کلی اخلاق، فقه و حقوق را بداند .سرزنش و درخواست کمک مستضعفان ظلم پذیر از مستکبران
شما الآن ملاحظه می فرمائید بیش از همه این طبقه مستضعف مقصّر، این طبقه ای که گرفتار جهل علمی یا جهالت عملی هستند، دست و پا می زنند. اوّلین دست و پای آنها در همان گفتگوشان با مستکبران بود که می گفتند: شما باعث شدید؛ انّا اطعنا سادتنا و کبرائنا (2) ربّنا آتهم ضعفین من العذاب (3)، آنها باعث شدند ما گرفتار شدیم . دفاع از حیثیّت برای هر کسی موجّه است و در هر مقطع موجّه است و خدای سبحان هم در هر مقطع عادلانه داوری می کند، حتّی در جهنّم. منتها داوری آنجا، در نظام تشریع داوری اعتباری نیست . آیاتی که از سوره مبارکه مائده و اعراف و سباء قبلاً خوانده شد، دلالت می کند بر اینکه این مستضعفان مقصّر، یعنی این دنباله روهای مقصّر که عالماً عامداً نرفتند تحصیل بکنند و حرف رهبران الهی را گوش ندادند، به دام دیگران افتادند. اینها در جهنّم هم بر اساس کلّما دخلت امّة لعنت اختها (4) به خدای سبحان عرض می کنند که: عذاب این مستکبرها را دو برابر بکن، خدا می فرماید عذاب شما هم دو برابر است، عذاب آنها هم دو برابر است. لکلّ ضعف و لکن لا تعلمون (5). در همین بخش از سوره مبارکه ابراهیم اینها به مستکبران می گفتند به اینکه: ما بالأخره تابع شما بودیم. در این گفتگو اینها دو تا عنصر محوری داشتند؛ یکی سرزنش کردن مستکبران، یکی درخواست کمک. اینکه گفتند: انّا کنّا لکم تبعاً، یعنی شما باعث شدید، این یک ملامتی است. فهل انتم مغنون عنّا من عذاب الله من شیء(6). یک مقدار می توانید به ما کمک بکنید؟ (این درخواست) پس یک ملامت ضمنی یک استنصار صریح است .انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا فإذا هم مبصرون . مردان با تقوا اهل مراقبت اند. بالأخره یک چیزی در حریم دلشان پیدا بشود، می فهمند این بیگانه است. این دزدی است که احرام بسته می خواهد طواف کند دور کعبه دل، ببیند چه زمانی در کعبه باز می شود که برود داخل.
ملامت و درخواست کمک تبهکاران از شیطان همین دو تا کار را نسبت به شیطان هم می کنند چون از باب و حذف ما یعلم منه جاء از اینها شیطان را آن روز لعن نکردند، ملامت نکردند. امّا از اینکه شیطان در آن روز می گوید که چرا مرا ملامت می کنید، معلوم می شود آن روز ملامت می کنند. گفتند: تو باعث شدی! از اینکه شیطان می گوید: فلا تلومونی و لوموا انفسکم ، معلوم می شود آنها شیطان را ملامت می کنند و از اینکه شیطان گفت: ما أنا بمصرخکم و ما أنتم بمصرخیّ، معلوم می شود استنصار هم کردند، از او کمک خواستند. یعنی این دو تا کار؛ یکی «ملامت»، یکی «تقاضای کمک» بالصّراحه درباره مستکبران آمده و ضمناً درباره شیطان آمده وگرنه اگر آنها هیچ کاری با شیطان نداشتند، شیطان را ملامت نمی کردند، شیطان که نمی گفت: فلا تلومونی و لوموا انفسکم ! و اگر از شیطان کمک نمی خواستند شیطان نمی گفت : ما أنا بمصرخکم و ما انتم بمصرخی . بالأخره انسان هم در مسائل علمی باید آن خطوط کلی را بداند، هم در مسائل عملی از وسوسه ها نجات پیدا کند؛ هم بخش های فقهی را بداند، هم بخش های اخلاقی را.
وجود شیطان، رحمت است
مطلب دیگر اینکه این شیطان وسوسه می کند. خوب، چه کسی را وسوسه می کند؟ وسوسه هم یک چیز خوبی است در کل نظام. کسی بدتر از شیطان نیست و جائی هم بدتر از جهنّم نیست. هم شیطان را باید لعنت کرد، هم از جهنّم باید استغاثه کرد به خدای سبحان. لکن جهنّم در کل نظام رحمت و برکت است. شیطان در کل نظام رحمت و برکت است. خوب اگر جهنّم نباشد، این همه طاغیان و ظالمان که قتل النبییّن بغیر حق (7) ؛ بالأخره کیفرشان چه می شود؟ و خیلی ها هستند که از ترس جهنّم دست به کار خلاف نمی زنند. عدّه ای از مؤمنین وقتی وارد قیامت شدند، در و دیوار جهنّم را می بوسند. می گویند: تو باعث شدی که ما بیراهه نرفتیم، از ترس تو بود. اکثری هم همین طورند. خوفاً من النّار خلاف نمی کنند. اینطور نیست که حالا شوقاً لی الجنّه احکام الهی را انجام بدهند! خوب می بینید این همه فضیلت برای نماز شب ذکر شده است؛ خوب خیلی ها محروم اند. امّا نماز صبح را همه غالباً می خوانند. این خوفاً من النّار است نه شوقاً للجنّه. شوقاً للجنّه باشد که نماز شبش را می خواند. بنابراین اگر آن جهنّم نبود، خیلی از ماها به راه نمی افتادیم و خیلی ها هم از ترس جهنّم است که مشکلات شان را حل می کنند پس در کل نظام، جهنّم رحمت است و شیطان هم در حد وسوسه کار انجام می دهد.محدوده و ابزار وسوسه شیطان
امّا قلمرو وسوسه او محدود است. این مثل کلب معلَّم (دست آموز) که پارس می کند، نسبت به صاحبخانه که اصلاً پارس نمی کند. کسانی که صاحبخانه این نظام اند به اذن آفریدگار این نظام، یعنی ذات أقدس له؛ شیطان اصلاً نسبت به آنها پارس هم ندارد. شیطان که می خواهد وسوسه بکند، کار او این است که حقّی را باطل نشان می دهد و باطلی را حق، یک چیز جعلی و بدلی را می سازد، به انسان نشان می دهد تا فریب بدهد. یک چیزهائی را که مورد علاقه این شخص است، جمع می کند؛ به او نشان می دهد و او را می فریبد. اگر یک موجودی پیدا بشود که اولا چیزی که مورد علاقه اوست، بدلی و جعلی نداشته باشد و ثانیا ساختن شبیه او هم مقدور شیطان نبود؛ چنین انسانی اصلاً در تیر رس وسوسه شیطان نیست. شیطان بر اساس زیّن للنّاس حبّ الشّهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذّهب و الفضّه و الحرث و الأنعام کذا و کذا (8)؛ همین چهار پنج عنصری که در سوره مبارکه آل عمران و اینهاست، فریب می دهد. حالا اگر یک کسی از همه این دام ها رهیده باشد؛ از دام شهوت رهیده باشد، حبّ نساء و بنین و قناطیر مقنطره و کشاورزی و حرث و دامداری و انعام و اینها برای او اصلاً مطرح نباشد، و به همه اینها بگوید: غرّی غیری (9) ؛ او یک چیز دیگری طلب می کند. آن چیز دیگر در دسترس شیطان نیست. نه آن بدلی و جعلی دارد نه شیطان در آن محدوده راه دارد! بنابراین اصلاً جا برای وسوسه و فریب نمی ماند.این همان است که گفت: الّا عبادک منهم المخلصین (10). نه اینکه شیطان آنها را وسوسه می کند ولی بر آنها مسلّط نیست! اصلاً وسوسه هم نمی تواند بکند. یعنی سقف هستی شیطان مشخّص است که تا چه برد کاری دارد، برد علمی دارد. آن طوری که فرشتگان مقرّب درک می کنند که شیطان درک نمی کند. تجرّد او هم محدود است، درک او محدود است، کار او محدود است. اگر کسی فوق این مرحله بود، آنجا جا برای باطل نیست. وقتی جا برای باطل نبود؛ شک نیست، وسوسه نیست و مانند آن. در آن محدوده اصلاً شیطان راه ندارد. مثلاً در محدودن دنی فتدلّی(11) اصلاً شیطان راه ندارد تا وسوسه بکند. برای اینکه هر موجودی یک مقام خاص دارد؛ و ما منّا الا له مقام معلوم . بنابراین مخلصان و مخلصین که در آن حدند، شیطان بر آنان راه ندارد.
تفاوت برخورد عالمان با وسوسه های شیطان
می ماند علماء و بزرگانی که در راههای علمی تلاش و کوشش می کنند و احیاناً اشتباهی ازشان سر می زند. این انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لجاد لوکم (12)، در آن منطقه نیست. برای اینکه ممکن است عالمان الهی اشتباه بکنند، امّا فوراً بر می گردند، اولا: می گویند: این نظر من است و دوما دیگری را تخطئه نمی کنند، امّا اگر روی همین نظر بایستد، بگوید: الا و لابد حق همین است، آن می شود شبهه و شیطنت. و چون روشمندانه تلاش و کوشش کردند و اشتباه کردند، بر اساس للمخطئ اجر واحد، ماجور هم هستند.امّا آنهایی که اصلاً به دنبال شبهه می گردند، امّا الّذین فی قلوب هم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ...(13)؛ می بینید در این همه معارفی که در بحار هست، در جوامع روائی دیگر هست، این می گوید: ببینیم مثلاً پیامبر (معاذ الله) کجا نمازش قضا شده، خوب این یک مشکل دیگر دارد...
درباره مخلصین، اصلاً اینها راه ندارند؛ برای اینکه هم شیطان اعتراف کرده، هم ذات أقدس له فرموده که تو به مخلصین راه نداری و هم برهان عقلی تأیید می کند. برای اینکه ابزار شیطنت شیطان مشخّص است. زیّن للنّاس حبّ الشّهوات ، همین چهار پنج عنصر است. یا از جماد است، یا از نبات است، یا از حیوان است، یا از انسان. بیش از این که نیست! در این سوره مبارکه آل عمران هم همین عناصر چهار گانه را ذکر کرده دیگر؛ فرمود: یا از انسان است؛ زیّن للنّاس حبّ الشّهوات من النساء والبنین . یا از جمادات است؛ من الذّهب والفضّه و القناطیر المقنطر ه. یا از کشاورزی است؛ من الحرث است. یا از دامداری است؛ من الأنعام است. دیگر غیر از این که نیست که انسان را بخواهند فریب بدهند. امّا اگر کسی کلّ شهوات را طرد کرد؛ فرمود: غرّی غیر ی؛ اگر کسی دنیا را طلاق داد، ریاستش را هم طلاق داد. خوب چیزی در این وسط نمی ماند تا شیطان این را بگیرد و ابزار کار قرار بدهد. حالا این اختصاصی به وجود مبارک حضرت امیر ندارد؛ منتها برای حضرت، ظهور بیشتری پیدا کرده وگرنه این 14 ذات مقدّس، همه شان همین طورند . البتّه فضیلتی برای حضرت امیر سلام الله علیه هست؛ چه اینکه برای سیّدالشهداء سلام الله علیه هست. چه اینکه برای حضرت حجّت سلام الله علیه... هر کدام یک خصیصه ای دارند ولی در خطوط کلی اینها یکسان اند. خوب درباره اینها اصلاً شیطان وسوسه ندارد. نسبت به عالمان ربّانی وسوسه دارد، امّا از سنخ انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم نیست، اینها اهل جدال نیستند؛ می گویند این چیزی که من فهمیدم. اگر اشتباه بود، خدا من را می بخشد. اگر اشتباه نبود، دو تا اجر می دهد. من همین را عمل می کنم، مقلّدان من هم همین را عمل می کنند. ما دیگری را هم تخطئه نمی کنیم. دیگری هم حجّت الهی را دارد. این شیطنت نیست. لذا للمخطئ اجر واحد و للمصیب اجران (14).
جنگ نابرابر و مبارزه عملی
عمده آن است که ما دو تا جنگ نا برابر داریم و این جنگ های نابرابر را برای ما حل کرده اند. ما در اثر همان مشکلات جهلی که داریم، این جنگ های نابرابر را حاضر نیستیم حل بکنیم. یکی از جنگ های نابرابر که مبتلا به غالب ماست، این است که دشمن در برابر ما ایستاده، سنگر گرفته، مرتب دارد تیر اندازی می کند؛ ما داریم فحش می گوئیم. خوب آخر جواب تیر را که با فحش نمی شود داد! شیطان با وسوسه و با گناه، تیراندازی دارد. اینکه حضرت فرمود: النظره سهم من سهام ابلیس (15)؛ اینها تمثیل است، نه تعیین. نه تنها نگاه به نامحرم تیر شیطان است، هر گناهی تیر شیطان است . حالا درباره نگاه این روایت شریف آمده. خوب اگر کسی یک گناهی را کرده است؛ حقیقتاً، یعنی حقیقتاً تیر خورده. بعد بگوید: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم! این مثل اینکه در جبهه دفاع مقدّس، از یک طرف تیر می خورد، از یک طرفی می گوید: صدام ملعون! خوب حالا با لعن صدام که این تیر حل نمی شود! شما هم تیر بزن، یا برو سنگر تیر نخوری! أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم که در برابر تیر کارگر نیست. او دارد تیر اندازی می کند، ما می گوئیم: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم !! لعنت بر شیطان! این جواب تیر را باید با تیر بدهد، نه جواب تیر را صبّ و لعن! خوب النظره سهم من سهام ابلیس. این جنگ نابرابر است و به دست خود ماست که این را برابر کنیم، پیروز بشویم و مانند آن.این همان است که گفت: الّا عبادک منهم المخلصین (10). نه اینکه شیطان آنها را وسوسه می کند ولی بر آنها مسلّط نیست! اصلاً وسوسه هم نمی تواند بکند. یعنی سقف هستی شیطان مشخّص است
راه پیروزی در جنگ نابرابر شیطان و انسان
جنگ نابرابر دیگر این است که خوب، اینها جنّ اند. ما را می بینند ولی ما اینها را نمی بینیم؛ و از راهی هم وارد می شوند که ما حس نمی کنیم؛ یعنی راه غفلت. خوب اگر دشمن خیلی قوی باشد، با باند مجهّز بیاید، از راهی هم بیاید که ما را می بیند و ما او را نمی بینیم خوب چنین جنگی نا برابر است فرمود: انّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم .(16)این را در سوره مبارکه اعراف فرمود؛ خوب این جنگ می شود نا برابر، اگر یک دشمن قدری که شش هزار سال عبادت کرده و آنقدر عصبانی است که محصول شش هزار ساله خود را یکجا به آتش کشیده و از او عصبانی تر و درنده تر، خدا موجودی نیافرید؛ یک همچنین دشمن قسم خورده ای به جان ما افتاده و ما را هم می بیند، ما او را نمی بینیم آیا راه دارد که ما این جنگ نابرابر را برابر کنیم یا به سود خودمان نا برابر کنیم؟ فرمود: بله، هر دو راه هست. آن راه دوّم که به نظر شما سخت تر است، آن را بهتر برایتان انجام می دهیم. شما اگر بروید در قلعه؛ آن قلعه بان، آن دژبان این دشمن شما را می بیند و دشمن شما او را نمی بیند و تیر اندازی شروع می شود. در سوره مبارکه اعراف فرمود : نّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم که راه غفلت است. فرمود: این غفلت را بگذارید کنار، کلمه لا اله لا الله حصنی (17)؛ این دژ من است. من هم دژبان این دژم. موحد باشید، بگوئید: یا الله؛ امّا ینزغنّک من الشّیطان نزغ فاستعذ بالله (18)؛ نه اینکه بگویید: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ! باید بروید در پناهگاه. آن روزها که دفاع مقدّس بود، به ما نمی گفتند اگر آژیر خطر شنیدید، بروید در پناهگاه؟ معنایش این نیست که اگر آژیر خطر شنیدید، در خیابان بایستید و بگوئید: من می خواهم بروم پناهگاه! این لفظ که آدم را نجات نمی دهد! فرمود: اگر آژیر شنیدید، بروید در پناهگاه . این وسوسه ای که می گوید: فلان کار را بکن، فلان حرف را بزن، فلان مال را بگیر، فلان غیبت را بکن، فلان تهمت را بزن، فلان جا را امضاء بکن...اینها آژیر خطر است.جدّاً بروید در کلمه توحید لا له لا الله . گفتن لا له لا الله هم خوب است، أعوذ بالله من الشّیطان هم خوب است، امّا اینها ذکر لفظی است و اثرش هم همان ثواب لفظی است و محدود است. امّا جدّاً آدم برود در پناهگاه؛ عرض کند خدایا! آمدم به سوی تو. این خدایا آمدم به سوی تو که از دل شکسته برخیزد، آن دژبان آدم را راه می دهد. آنوقت این جنگ به سود ما می شود نابرابر. یعنی دوست ما، یعنی خدای سبحان آن ملائکه الهی که تیر اندازان الهی اند، جعلناها رجوماً للشّیاطین (19). آنوقت تیر اندازی از آن طرف شروع می شود. او دیگر خدا را نمی بیند، ملائکه را نمی بیند ـ یک آدم مستکبر خود بین دیگر خدا بین نیست، ملائکه بین نیست ـ فرمود: ما تیرهای فراوانی داریم. تیراندازهای فراوان هم داریم شما بیائید در این قلعه، حفظ شما به عهده ما. خوب پس می شود ما هم آن جنگ نا برابر اوّل را که او دارد تیر می زند، ما داریم فحش می گوئیم؛ این را برابر کنیم یا حتی به سود خودمان برتر کنیم. هم آن جنگ نابرابر دوّمی که در سوره مبارکه اعراف آمده که:انّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم، او را هم ما نا برابر بکنیم.
هنگام وسوسه های شیطان چه باید کرد؟
اما مؤمنان عادی هم بالأخره آگاهند. چون اهل محاسبه و مراقبه اند، می دانند که وسوسه را با چی پاسخ بدهند. آیه 200 و 201 سوره مبارکه اعراف این است: و امّا ینزغنّک من الشّیطان نزغ فاستعذ بالله ؛ « نزغ » سیخی است که به این مرکوب ها می زنند که تند برود. این چوب یا میخی که به دست این چارودارها هست که به این اسب شان یا به آن حمارشان می زنند که تندتر برود؛ این زدن را، فشار آوردن را می گویند « نزع». فرمود: اگر یک فشاری از طرف این شیطان دیدید، چون او دیگر می خواهد سواری بگیرد؛ فوراً فاستعذ بالله انّه سمیع علیم . انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا فذا هم مبصرون . مردان با تقوا اهل مراقبت اند. بالأخره یک چیزی در حریم دلشان پیدا بشود، می فهمند این بیگانه است. این دزدی است که احرام بسته می خواهد طواف کند دور کعبه دل، ببیند چه زمانی در کعبه باز می شود که برود داخل. اذا مسّهم طائف من الشّیطان؛ این الآن دارد دور کعبه دل طواف می کند که ببیند یک وقتی در این دل باز می شود، که برود داخل لانه کند یا نه! اینها فوراً متوجّه می شوند، از همان بیرون طردش می کنند. تذکّروا فذا هم مبصرون. خوب؛ در این محدوده معلوم می شود که در این گفتگو اگر کسی بخواهد از حیثیّت خود دفاع بکند، دفاع منصفانه و عادلانه؛ ولو مستکبر باشد، خدا گوش می دهد. ولو شیطان هم باشد، خدا گوش می دهد. حق، حتّی درباره شیطان هم قابل اجراست. خوب ذات أقدس له در اینجا دیگر به شیطان نفرمود: اخس ! گوش داد و حرف او را هم نقل کرد. بعد هم گفت: حق با شیطان است. او کاری با شما نداشت. او شما را وسوسه کرد، همین. خوب می خواستید نیایید! »*محسن حدادی
پی نوشت ها:
¤گزیده ای از سخنرانی علامه آیت الله جوادی آملی در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه ابراهیم. قم .پائیز 13841- یاسین . 59 .
2 -احزاب . 67 .
3- احزاب . 68
4- اعراف . 38 .
5- اعراف . 38 .
6- ابراهیم . 21 .
7- بقره . 61 ـ با تلخیص .
8-آل عمران . 14 .
9-- نهج البلاغه . کلمات قصار . 77 .
10- سوره ص . 83 .
11- نجم . 8 .
12-انعام . 121 .
13-آل عمران . 7 .
14- الصراط المستقیم . ج 3 . ص 237 ـ با تلخیص.
15- من لا یحضره الفقیه . ج 4 . ص 18 .
16- اعراف . 27 .
17- کشف الغمّه . جلد 2 . ص 308 .
18- اعراف . 200 و فصّلت . 36 .
19- ملک . 5 .
شیطان، انسان و جنگ نابرابر(شناختنامه شیطان5)
نويسنده : امید ; ساعت ٥:٢۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
نظرات ()