حاجی! از مهمانی خدا چه آوردی؟
حاجی! - از - از مهمانی خدا چه آوردی - از اینکه زائر خانة خدا - از ارند اما نه ب - حاجی از - رسول خدا رمزی باشد از - حج و عمره ب از - ارند اما نه ب از - حاجی از مهمانی خدا - رمزی باشد از اینکه زائر - مهمانی - مهمانی خدا چه آوردی در - مهمانی خدا چه آوردی - مهمانی خدا چه آوردی - حاجی از مهمانی - حاجی از مهمانی - خرید حاجی از مهمانی - خرید حاجی از مهمانی - از مهمانی خدا چه - از مهمانی خدا چه - خدا - خدا چه آوردی در روایت - خدا ص با - خدا رمزی باشد از اینکه - حاجی از مهمانی خدا - روایت است که پیامبر خدا - شاید این عمل رسول خدا - از اینکه زائر خانة خدا - از مهمانی خدا چه آوردی - که پیامبر خدا ص - چه - چه آوردی در روایت است - چه حاجی به عنوان سوغات - چه کمتر در سیمایش دیده - از مهمانی خدا چه - دهد بنابراین آن چه - کنندگان ظاهر گردد و آن چه - خدا خارج نسازد چه - مهمانی خدا چه آوردی در - بنابراین آن چه حاجی به - آوردی؟
حاجی! از مهمانی خدا چه آوردی؟
در روایت است که پیامبر خدا (ص) با دو حولة یمانی محرم شدند و همان را کفن خود قرار دادند[1] شاید این عمل رسول خدا رمزی باشد از اینکه زائر خانة خدا باید برای آخرت خود کاری کند و چیزی بیاورد. البته نه فقط لباس آخرت و حولة یمانی، که تهیه کردن آن سهل است، بلکه لباس تقوا و عمل صالح که ذخیرة حقیقی آخرت است؛ «اِنّ خیر الزّاد التقوی» حج و عمره بازارند اما نه بازار دنیا، بلکه بازار آخرت. در این بازار باید در اندیشة سفر آخرت بود، چنانکه امام باقر(ع) میفرماید:«الحج والعمر? سوقان من أسواق الاخر? اللازم لهما من أضیاف الله عزوجل إِن أبقاه أبقاه و لا ذنب له و ان أماته أدخله الجنه».[2]
«حج و عمره دو بازارند از بازارهای آخرت، کسی که ملازم آن دو باشد، در زمرة میهمانان خداوند است، اگر او را زنده بدارد گناهش بخشد و اگر بمیراند به بهشت جای دهد».
بنابراین، آنچه حاجی به عنوان سوغات و هدیه برای دیگران میآورد. سوغات واقعی نیست او برای خود باید چیزی ارزشمند و ماندگار بیاورد و آن آمرزش گناه و تحصیل بهشت است و این را به ارزانی نمیدهند و برای هر کس فراهم نمیشود. در این بازار معنوی باید چنین کالایی را خریداری کرد و بهای آن نیت خالص، عمل صالح، قلب سلیم و تحول روحی و مال حلال است. اثر چنین تحولی را باید دیگران در سیمای ظاهری و سیرت و سیرة عملی زائر ببینند.
حج نورانیت خاص دارد و این نورانیت را زائر، باید حفظ کند
زائر در فکر این نباشد که پس از اعمال با صورت و لباس آراسته جلو دوربین استقبال کنندگان ظاهر گردد و آنچه کمتر در سیمایش دیده میشود همان معنویت حج و رنگ و بوی مدینه و گرد عرفات و مشعر و منا باشد! چنین زائری در صحنة زندگی و معاشرت با مردم نیز نشانهای از حج نخواهد داشت و تنها نامش را سنگین کرده و غرورش را افزون تر! باید به خدا پناه برد، ان شاء الله که زائران ما اینگونه نباشند وگرنه از حج تنها سیاحتی باقی میماند و بس که جای دیگر نیز میسر بود.
باری، حج نورانیت خاص دارد و این نورانیت را زائر، باید حفظ کند. امام صادق(ع) میفرماید:
«الحاج لا یَزال علیه نور الحج ما لَمْ یُذنب».[3]
«حج گزار همواره نورانیت حج را با خود دارد، مادامی که مرتکب گناه نشود.»
آری گناه نور ایمان را تحت الشعاع قرار میدهد و ظلمات مادیت را بر قلب سایه افکن میسازد.
بازگشت به وطن
از جمله آداب حج، مربوط به بازگشت مسافر است. همچنان که پسندیده است، زائر قبل از عزیمت خود به دیگران اعلام کند و با آنان تودیع نماید، در بازگشت نیز حق زائر است که دیگران به دیدن او بشتابند. پیامبر اکرم(ص) میفرماید:«حق المُسلم علی المسلم اِذا أراد سَفَراً أن یُعلم اخوانه و حق علی اِخوانه اذا قدم أن یأتوه»[4]
«حق مسلمان بر گردن مسلمان این است که هر گاه قصد سفر دارد، برادرانش را مطلع سازد و بر برادران اوست که چون از سفر بازگردد به دیدنش بیایند.»
بدیهی است که در سفر حج و عمره، این دیدار ارزش معنوی و پاداش اخروی دارد، تا بدانجا که در برخی روایات به عنوان واجب از آن یاد شده است. حضرت علی بن الحسین(ع) میفرماید:
«ای کسانی که موفق به حج نشدهاید، هنگامی که حاجیان میآیند، به استقبال آنها بشتابید و با آنان مصافحه کنید و قدرشان را بزرگ شمارید که این بر شما واجب است، تا در اجر و ثواب شریک آنان باشید.» (یا مَعشَر مَن لم یحج! استبشروا بالحاج اذا قدموا فصافحوهم و عظموهم فاِنّ ذلک یجب علیکم تشارکوهم فی الاجر).[5]
و نیز امام باقر(ع) میفرماید:
«زائر حج و عمره را احترام کنید که این بر شما واجب است.» (وَقِّرُوا الحاج والمعتمر فان ذلک واجب علیکم)[6] همچنین امام صادق(ع) به دیدار و مصافحه و معانقة حجاج بیت الله هنگامی که از گرد راه میرسند توصیه فرموده است:
«اگر کسی با حج گزاری که از گرد راه میرسد، معانقه کند، گویی حجر الاسود را استلام نموده است». (مَن عانق حاجاً بغباره کان کانما استلم الحَجَر).[7]
در بازگشت به وطن، صورتی را که به خانة کعبه تبرک شده و گرد منا و عرفات و بقیع و مدینه را با خود دارد و دیگران میخواهند بدان تبرک جویند، از سیمای زائر خانة خدا خارج نسازد
و نیز امام صادق(ع) از جد بزرگوار خود حضرت سید الساجدین(ع) نقل فرموده است که:
«بر زائر حج و عمره سبقت گیرید و مصافحه کنید، پیش از آنکه به گناه آلوده شوند»؛
(بادِرُوا بالسلام علی الحاج والمعتمر و مصافحتهم مِن قبل أن تخالطهم الذنوب).[8]
از این روایات استفاده میشود که زائر حرمین شریفین از مقام و منزلت والا برخوردار است؛ چرا که مهمان خداوند بزرگ بوده و یک سفر روحانی پیموده و با بذل مال و رنج تن ره توشهای معنوی تحصیل کرده است و لذا زیارت او و مصافحه با او و سلام بر او، حقی است بر گردن دیگران.
بعلاوه چنانکه دیدیم، از نظر ثواب، دیدار زائر خانة خدا با همان گرد و غبار سفر به مثابة زیارت و استلام حجر و مشارکت در ثواب حج و زیارت اوست.
زائر باید خود این قدر و منزلت را بداند و بشناسد، و آن حالت معنوی را که به دست آورده، با گناه از دست ندهد و همچنین در بازگشت به وطن، صورتی را که به خانة کعبه تبرک شده و گرد منا و عرفات و بقیع و مدینه را با خود دارد و دیگران میخواهند بدان تبرک جویند، از سیمای زائر خانة خدا خارج نسازد. چه، ره آورد واقعی این سفر چنانکه مکرر گفتهایم، همانا منور شدن به نور ایمان و اتصاف به سیرت صالحین است که برای حج گزار میماند و در دنیا و قبر و برزخ و آخرت او را همراهی میکند.
محمدتقی رهبر
پی نوشت ها:1. بحارالانوار، ج 21، ص 40.
2. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 143.
3. کافی، ج 4، ص 255.
4. وسائل، ج 8، ص 337.
5. کافی، ج 4، ص 264.
6. وسائل، ج 8، ص 337.
7. وسائل، ج 8، ص 328.
8. وسائل، ج 8، ص 327.
نظرات ()