سینمای جنگ پشت خاکریز «دولت و محدودیت»

برچسب های این مطلب:
سینمای - سینمای رایگان جنگ سوخت پشت - سینمای - جنگ - جنگ پشت خاکریز دولت - جنگ موجب شده تا هر - جنگ بگویم حقیر و تکه - سینمای جنگ - غیر واقعی از آدم‌های جنگ - هر بار خواسته‌ام درباره جنگ - دوباره آنها با سینمای جنگ - سینمای جنگ پشت خاکریز - از آدم‌های جنگ موجب شده - پشت - پشت خاکریز دولت و - پشت صحنه‌ها نگاه انسانی - پشت سرگذاشته‌ایم مسئولان سینمایی طوری - سینمای جنگ پشت - مردم در صحنه‌ها و پشت - در این سال‌ها که پشت - 1740 آنلاین جنگ پشت - سینمای جنگ پشت خاکریز - صحنه‌ها و پشت صحنه‌ها - خاکریز - خاکریز رایگان دولت سوخت - جنگ سوخت پشت دانلود خاکریز - «دولت - و - و لت - و محد - و دیت سینماگران دفاع مقدس از - جنگ پشت خاکریز د و - لت و - محد و - دفاع مقدس از حال و - خاکریز د و لت - لت و محد - محدودیت»

سینمای جنگ پشت خاکریز «دولت و محدودیت»
به نام پدر

سینماگران دفاع مقدس از حال و روز این ژانر می‌گویند

یازدهمین جشنواره فیلم دفاع مقدس می‌تواند آغاز جریانی تازه در این سینما و نشانگر دغدغه مدیران سینمایی برای بازگشت به روزهای اوج باشد.
به گزارش خبرآنلاین، یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت (دفاع مقدس) جمعه شب در حالی در تالار وحدت به کار خود پایان داد که اما و اگرها درباره روند حیات ژانر سینمایی «دفاع مقدس» در سینمای ایران همچنان ادامه دارد و برگزاری این جشنواره با پنج سال تاخیر هم نتوانسته برخی از ابهامات را برطرف کند.
اگرچه محمد خزاعی، دبیر این جشنواره در گفت‌وگو با خبرآنلاین از برگزاری دوره دوازدهم در سال 91 خبر می‌دهد اما در عین حال می‌گوید: «مدیریت فرهنگی در ایران کاملاً وابسته به مدیران است تا زمانی که همین مدیران مسئولیت را برعهده داشته باشند میتوان در مورد جشنواره دفاع مقدس و برگزاری آن امیدوار بود.»
وی همچنین تاکید می‌کند: «هر رویداد فرهنگی که به صورت مستمر برپا نشود، دارای آسیب‌هایی است؛ در مورد جشنواره فیلم دفاع مقدس نیز وقفه‌ای که به وجود آمد موجب شد جریان تولید فیلم‌های دفاع مقدس دچار خدشه شود. اگر بررسی‌ها به درستی صورت بگیرد متوجه می‌شویم بین سال‌های 82 تا 84 که فاصله مابین دوره نهم و دهم جشنواره بود، 50 فیلم دفاع مقدس تولید شده بود، اما برای این دوره بین سال‌های 84 تا امسال، 47 فیلم تولید شد. این آمار نشان دهنده نصف شدن میزان تولید فیلم با موضوع دفاع مقدس است.»
از سوی دیگر زمانی که جشنوارهای برگزار نمی‌شود فیلم‌هایی که با موضوع مرتبط با جشنواره تولید می‌شوند به لحاظ سیر جریان فکری و اندیشه‌ها مجهول می‌ماند و از سوی دیگر کشف استعدادهای جوان متوقف می‌شود.
جشنواره دفاع مقدس در شرایطی که بهترین چهره‌های این سینما دیگر در حوزه دفاع مقدس فیلم نمی‌سازند و در غیبت کارگردان‌های طراز اول این ژانر چگونه می‌تواند به آینده خود امیدوار باشد جز اینکه مسیر ناهموار این سینما را برای همه علاقه‌مندان و به طور خاص سرداران اصلی این حوزه هموار کند؟
یازدهمین جشنواره دفاع مقدس می‌تواند آغاز جریانی تازه در این سینما باشد، و نشانگر دغدغه مدیران سینمایی برای بازگشت به روزهای اوج اما این امیدواری تنها به برگزاری یک جشنواره منحصر نخواهد شد. اگرچه بقای همین جشنواره خود نقطه عطفی در مسیر تولید آثار سینمایی مرتبط با دفاع مقدس خواهد بود.
وجود کارهای سفارشی، تولیدات تکراری و کلیشه‌ای، همراه با برخی افراط و تفریط‌ها با عنوان ساختارشکنی، در کنار وجود برخی مناطق ممنوعه تولید فیلم در این ژانر پر زحمت، بعلاوه نبود حمایت دولتی از تولید آثار فاخر در این حوزه، از جمله نکاتی است که دست‌اندرکاران سینمای دفاع مقدس بر آن تاکید دارند و رفع این مشکلات را راه حل اوج گرفتن سینمای دفاع مقدس می‌دانند.
به نام پدر

سید محمد حسینی

 به دلیل ارزش‌ها و ظرفیت‌های نهفته در ذات دفاع مقدس و ضرورت‌های جهان معاصر لازم است در حوزه سینمای دفاع مقدس و سینمای مقاومت خیزشی بین‌المللی را آغاز کنیم و انتخاب رویکرد بین‌المللی برای جشنواره انتخاب درستی بود.
لازم است جشنواره به صورت دوسالانه و بدون وقفه برگزار شود مضاف بر اینکه رویکرد بین‌المللی جشنواره می‌تواند آغاز خیزشی بین‌المللی را در عرصه سینمای دفاع مقدس رقم بزند.
در تعریف و تبیین شاخصه‌های سینمای دفاع مقدس باید محورهایی چون مظلومیت، اخلاق، حقانیت، وجه تهور و رزمندگی مردم در صحنه‌ها و پشت صحنه‌ها، نگاه انسانی و هویت فرهنگی و اخلاقی ما مورد توجه قرار گیرد.
باید در فیلم‌ها چند بعدی به دفاع مقدس نگاه کنیم و صرفا به وجه طنز نپردازیم و در سبک و سیاق خاصی افراط نکنیم بلکه باید با جامع نگری به سراغ موضوعات برویم.
علاوه بر تقدیرها و تشویق‌ها، نقدها و رویکردهای چالشی و نگاه آسیب شناسانه نیز در حوزه سینمای دفاع مقدس باید جدی گرفته شود.
 

محمدرضا شرف‌الدین

 بعد از گذشت سی سال از دفاع مقدس قطعاً نیازمند یک بازنگری جدی علمی و کاربردی به سینمای دفاع مقدس و بازخوانی پرونده این گونه ملی هستیم.
طرح تحول سینمای دفاع مقدس جز با مشارکت صاحب‌نظران، دست‌اندرکاران، نظریه‌پردازان، فرهیختگان عرصه سینما و عرصه‌های دیگر از قبیل جامعه‌شناسان، سیاستمداران و حتی بخش مهمی از صاحبان اندیشه‌های اقتصادی موفق جامعه امکان‌پذیر نیست.
 

محمد خزاعی

 سینمای دفاع مقدس به دلیل کم کاری‌هایی که در آن صورت گرفته یا دچار تکرار شده یا از جریان اصلی عقب افتاده است اگرچه این سینما، ژانری نیست که عمرش به پایان رسیده باشد، زیرا هر روز می‌توان از منظری تازه به آن نگاه کرد.
سینماگران ما برای ساخت فیلم با موضوع دفاع مقدس محدودیتی ندارند. محدودیت در جایی به وجود می‌آید که قرار باشد ایدئولوژی جدیدی معرفی شود. بیان خاطرات آنچه که در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاده شامل هیچ محدودیتی نمی‌شود.
می‌توان مسائل روزمره خاکریزها را با جذابیت بالایی روایت کرد و به تصور کشید، اما اغلب زیاده‌روی در تصویر کردن چهره غیر واقعی از آدم‌های جنگ موجب شده تا هر گاه از یک سو دچار مشکل شویم.
ما به دنبال ترغیب فیلم‌سازان برای فعالیت در حوزه دفاع مقدس و یافتن و نیروهای جوان فعال در این حوزه هستیم.
 

ابراهیم حاتمی‌کیا

 همواره برای فیلم ساختن در این حوزه با مشکلاتی مواجه می‌شویم، آنقدر نظارت زیاد است که نمی‌توانیم بسیاری از گفتنی‌های جالب را بیان کنیم.
هر بار خواسته‌ام درباره جنگ بگویم حقیر و تکه تکه شدم. برای همین در دیدار با رهبری گفتم به ما هم درجه بدهید تا در برابر درجه‌دارها مجبور نباشیم مثل یک سرباز صفر، گردن کج کنیم.
برای برخی فیلم‌هایم، تمام قوایشان را جمع کردند که به من امکانات ندهند، وقتی فیلم با هزار بدبختی ساخته شد و اکران شد از دست همان مسئولی که همه‌جوره مرا در تنگنا قرار داد و طرد کرد، جایزه هم گرفتم!
 سینمای دفاع مقدس به دلیل کم کاری‌هایی که در آن صورت گرفته یا دچار تکرار شده یا از جریان اصلی عقب افتاده است اگرچه این سینما، ژانری نیست که عمرش به پایان رسیده باشد، زیرا هر روز می‌توان از منظری تازه به آن نگاه کرد.

حبیب‌الله کاسه‌ساز

 برگزاری جشنواره فیلم دفاع مقدس خونی تازه بر پیکر سینمای دفاع مقدس است. دولت باید از تولید فیلم‌های دفاع مقدس حمایت کند و رونق دادن به این سینما از اهداف جشنواره نیست، جشنواره دفاع مقدس مانند هر جشنواره دیگری می‌تواند ایجاد انگیزه در فیلمسازان کند اما نمی‌تواند باعث رشد تولید شود این وظیفه‌ای است که دولت باید برعهده بگیرد.
اگر دولت وارد گود نشود نمی‌توان امیدوار بود که سینمای دفاع مقدس به روزهای اوجش برگردد.
 

عبدالحسن برزیده

 مسئولان آن قدر که شعار حمایت از سینمای دفاع مقدس می‌دهند دغدغه این سینما را ندارند، در این سال‌ها که پشت سرگذاشته‌ایم مسئولان سینمایی طوری رفتار کرده‌اند که انگیزه از سینماگران گرفته شده است.
به دلیل تاثیری که مدیران در بی‌انگیزه کردن فیلمسازان دفاع مقدس داشته‌اند آنها هستند که می‌توانند گام‌های جدی برای رشد این سینما را بردارند، آنها می‌توانند با دعوت به کار از فیلمسازان دفاع مقدس زمینه پیوند دوباره آنها با سینمای جنگ را فراهم کنند.
 

سعید سهیلی

 جشنواره دفاع مقدس در سال‌هایی که برگزار شده نتوانسته در کشف استعدادهای جوان موفق باشد. اکثر فیلمسازنی که وارد گود شدند به دلیل حمایت نشدن از گردونه فیلمسازی حذف شده یا به دلیل شرایط دشوار انگیزه و علاقه‌شان را برای کار از دست داده‌اند.
برای رشد سینمای دفاع مقدس باید محدودیت‌ها برداشته شود، مخاطب منتظر شنیدن تازه‌هایی درباره جنگ و دفاع مقدس است، مسئولان و مدیران سینمای دفاع مقدس باید این فرصت را به سینماگران بدهند که با کاوش در زوایای تازه سینمای جنگ حقایق را روایت کنند  که در نهایت به نفع سینمای ایران است.
 

جواد اردکانی

 فعالیت در حوزه سینمای دفاع مقدس کار سختی است و نیاز به امکانات مادی و معنوی فراوان و حمایت‌های دولتی گسترده دارد، تنها برگزاری جشنواره فیلم دفاع مقدس نمی‌تواند به تولید فیلم جنگی رونق بدهد، جشنواره دفاع مقدس بخشی از این زنجیره است و نیاز به حلقه‌های دیگری است تا سینمای دفاع مقدس به روزهای اوج بازگردد.
فیلمسازان دفاع مقدس هنوز انگیزه بالایی برای روایت ماجراهای جنگ هشت ساله دارند و این دل‌مشغولی تمام نشدنی است، مسئولان سینمایی و نهادهای مربوط به دفاع مقدس باید همکاری کنند تا مخاطبان دوباره به سمت سینمای دفاع مقدس بروند و این فیلم‌ها در چرخه طبیعی اکران قرار بگبرند.
 

محمد علی طالبی

 جشنواره فیلم دفاع مقدس بهانه‌ای است برای یادآوری حقایق جنگ، فرصتی است تا سینماگرانی که می‌خواهند در این حوزه فعالیت کنند با یکدیگر تعامل کنند اما مهمتر از این فرصت، تلاش مدیران برای رسیدن به موضوع‌های متفاوت درباره تاریخ جنگ هشت ساله است.
سینمای جنگ برای احیای دوباره نیازمند ترویج نگاه‌های تازه و همکاری فیلمسازان از قشرها و گروه‌های مختلف است، سینمای دفاع مقدس تنها متعلق به یک جریان فکری یا یک عده فیلمساز خاص نیست و همه سینماگران می‌توانند در ثبت این خاطره‌ها سهمیم شوند.
 

انسیه شاه حسینی

 متاسفانه شرایط به گونه‌ای شده که اگر هنرمندی در حوزه دفاع مقدس کار کند مایوس می‌شود و همیشه به اینگونه افراد انگ می‌زنند.
در حال حاضر فیلم‌های این وادی در راستای تخریب فضای دفاع مقدس هستند. فضایی که عده‌ای با خون دل برای آن زحمت کشیدند اما افرادی با تخریب فضای دفاع مقدس پول به جیب می‌زنند.‌
در حال حاضر اگر فیلمسازی بخواهد فیلم ارزشی دفاع مقدس بسازد اگر محاکمه نشود قطعا مورد حمایت قرار نمی‌گیرد.
به نام پدر

خسرو سینایی

 اگر ابعاد گسترده‌تری را در ساخت و نمایش فیلم‌های دفاع مقدس در نظر بگیریم، به طور قطع این سینما از رکود و رخوت رهایی خواهد یافت.
متاسفانه فیلم‌هایی که کمی از کلیشه‌های رایج در حوزه سینمای دفاع مقدس فاصله می‌گیرند یا نمایش داده نمی‌شوند یا اجازه ساخت نمی‌گیرند.
آنچنان به کلیشه‌های دفاع مقدس عادت کردیم به محض این که شاهد این کلیشه‌ها نباشیم، احساس می‌کنیم این فیلم ضد جنگ است در حالی که تکرار کلیشه‌ها سبب از بین رفتن جذابیت خواهد شد و علیرغم هزینه‌های هنگفت برای ساخت فیلم باز هم سالن‌های سینما خالی از تماشاگر خواهد بود.
 

حمیدرضا آشتیانی‌پور

 جشنواره فیلم دفاع مقدس در ادوار مختلف نتوانسته در کشف استعدادهای جوان یا رونق دادن به تولید در این سینما موفق باشد.
شرایط ساخت فیلم خوب دفاع مقدس فراهم نیست و استعدادهایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند فضا و امکان کار مناسب را ندارند.
محدود شدن ممیزی و توجه به نیروهای تازه می‌تواند سینمای دفاع مقدس را به روزهای اوج برگرداند.
ساخت فیلم‌های سفارشی ظاهر یک جشنواره را پررونق می‌کند اما نمی‌تواند فضای پرشور واقعی برای یک جشنواره به وجود آورد.
 
تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

 


  
نويسنده : امید ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧
تگ ها : سینمای ، جنگ ، پشت ، خاکریز

قرارگاه جنگ سایبری (اینترنتی) راه اندازی می شود

برچسب های این مطلب:
قرارگاه - قرارگاه جنگ سایبری جمهوری اسلامی - قرارگاه جنگ سا 1740 - قرارگاه جنگ سا 1740 - است که به زودی قرارگاه - سایت قرارگاه - قرارگاه - سایت قرارگاه - به زودی قرارگاه جنگ سایبری - سایت قرارگاه جنگ سا - جنگ - جنگ سایبری تمرکز کرده است - جنگ نرم تمام عیار با - جنگ سایبری جمهوری اسلامی ایران - که امروز دنیا روی جنگ - گذشته در حقیقت یک جنگ - که به زودی قرارگاه جنگ - در مسایل اینترنتی و جنگ - دنیا روی جنگ سایبری تمرکز - حقیقت یک جنگ نرم تمام - سایبری - سایبری تمرکز کرده است و - سایبری آمریکا در 9 ماه - سایبری آلمان خود گویای این - امروز دنیا روی جنگ سایبری - و راه اندازی ارتش سایبری - ماه قبل و ارتش سایبری - گوناگون به خصوص مسائل سایبری - روی جنگ سایبری تمرکز کرده - اندازی ارتش سایبری آمریکا در - (اینترنتی) - راه - راه اندازی ارتش سایبری آمریکا - راه اندازی می کند و - راه اندازی شده و با - تمرکز کرده است و راه - انتظامی پلیس افتا را راه - سازمان پدافند غیرعامل کشور راه - بر 1740 راه - است و راه اندازی ارتش - افتا را راه اندازی می - اندازی - اندازی ارتش سایبری آمریکا در - اندازی می کند و دستگاه - اندازی شده و با قدرت - کرده است و راه اندازی - پلیس افتا را راه اندازی - پدافند غیرعامل کشور راه اندازی - مجموعه راه روش اندازی - و راه اندازی ارتش سایبری - را راه اندازی می کند - می - می ن همایش پایداری ملی و - می کردند و قبول نداشتند - می تواند به عنوان خاکریز - در حاشیه نشست خبری دو می - به صورت انفعالی عمل می - نداشتند که فضای سایبر می - نظیر اینترنت به جمهوری اسلا می - نشست خبری دو می ن همایش پایداری - انفعالی عمل می کردند و - شود - شود اما با اتفاقات سال - شود و با هماهنگی سازمان - شود خرید اینترنتی - اول نبرد دشمن تبدیل شود - حوزه سایبری کشور ایجاد شود - م 1740 شود - م 1740 شود - دشمن تبدیل شود اما با - کشور ایجاد شود و با

بولتن نیوز: رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور در حاشیه نشست خبری دومین همایش پایداری ملی و پدافند غیر عامل در گفت و گو با خبرنگار بولتن نیوز با اشاره به حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری و تمرکز دشمن در فضای سایبر گفت : قبل از حوادث سال گذشته برخی از مسئولین در خصوص هشدارهای ما برای امنیت فضای سایبر به صورت انفعالی عمل می کردند و قبول نداشتند که فضای سایبر می تواند به عنوان خاکریز اول نبرد دشمن تبدیل شود اما با اتفاقات سال گذشته به خوبی نشان داده شد که امروز دنیا روی جنگ سایبری تمرکز کرده است و راه اندازی ارتش سایبری آمریکا در 9 ماه قبل و ارتش سایبری آلمان خود گویای این امر است.

به گزارش خبرنگار بولتن، سردار غلامرضا جلالی در ادامه این گفت و گو تصریح کرد: سال گذشته در حقیقت یک جنگ نرم تمام عیار با استفاده از ابزارهای روزآمد نظیر اینترنت به جمهوری اسلامی تحمیل شد که با بررسی های به جا و اقدام به موقع در همه زمینه ها به خوبی مهار شد . اما در طول یک سال گذشته خیلی مسائل اتفاق افتاده توانست هوشیاری ما را در زمینه های گوناگون به خصوص مسائل سایبری افزایش دهد . به طور مثال در خصوص ویروس استاکس نت که یک اقدام عملی آمریکا برای فلج کردن نیروگاه هسته ای بوشهر و ضربه زدن به ایران بود ایالات متحده از طریق یک نرم افزار آلمانی شرکت زیمنس این ویروس را وارد تاسیسات هسته ای ما کرد اما با اقدام به موقع سازمان پدافند غیرعامل و وزارت اطلاعات و با اطلاع رسانی به موقع و آموزش های لازم از انتشار آن جلوگیری شد و به طور کلی مهار شد. ویروس استاکس نت به کشور ما وارد شده بود و فعالیت‌هایی را انجام داده بود و البته ضرباتی نیز به ما زده بود ولی اینکه ما اعلام کنیم این ویروس چه مشکلاتی برای ما ایجاد کرده خواست دشمنان نیز است اما این ویروس باعث شد انسجامی در حوزه سایبری کشور ایجاد شود و با هماهنگی سازمان پدافند غیر عامل، وزارت اطلاعات و مخابرات دوره‌های آموزشی مقابله با ویروس استاکس نت برای حوزه‌های مربوطه برگزار شد.

 

قرارگاه جنگ سایبری راه اندازی می شود  www.taknaz.ir



جلالی همچنین اشاره کرد خوشبختانه  در خصوص امنیت فضای سایبر اقدامات بسیار مناسبی از سوی همه دستگاه ها صورت گرفته است و ما می بینیم که هم اکنون نیروی انتظامی پلیس افتا را راه اندازی می کند و دستگاه قضایی نیز دادسرایی را به جرایم سایبر ی اختصاص می دهد و دیگر دستگاه های امنیتی نیز به فراخور فعالیت خود بحث سایبر را در تشکیلات سازمانی خود قرار داده اند که ای جای خوشحالی بسیار دارد . همچنین خبر خوشی که می توانم به همه مردم ایران بدهم این است که به زودی قرارگاه جنگ سایبری جمهوری اسلامی ایران در زیرمجموعه سازمان پدافند غیرعامل کشور راه اندازی شده و با قدرت فراوان در مسایل اینترنتی و جنگ سایبری با دشمنان مقابله خواهد کرد.

رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور در پایان افزود : در خصوص بحث سایبر ما از حضور فعال هکرهایی که با حسن نیت و غعالیت انقلابی بخواهند در راستای اهداف جمهوری اسلامی فعالیت کنند استقبال می کنیم اما به آن دسته هکرهایی که با اهداف پلید میخواهند به مردم ضربه بزنند هشدار می دهیم که به فعالیت های آنان را رصد می کنیم و به شدت با آنان برخورد می کنیم.  

 

تهیه و تنظیم : پایگاه تکناز



  

نويسنده : امید ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧

حامد حدادی به جنگ مختار می‌رود+عکس

برچسب های این مطلب:
حامد - حامد حدادی بازیکن تیم ملی - حامد حداد 1740 - حامد حداد 1740 - حامد - می​کند پست حامد - پست خرید اینترنتی عکس حامد - من میگم‎عکس حامد - حامد حدادی بازیکن - پست حامد حداد - حدادی - حدادی بازیکن تیم ملی بسکتبال - حدادی نقش او را اردیبهشت​ماه - حدادی نقش او را بازی - حامد حدادی - است و حدادی - شخصیتی که حدادی - می​رسیده است حدادی - حامد حدادی بازیکن تیم - است و حدادی نقش او - به - به جنگ مختار می رود - به گزارش پانا این - به شت​ماه سال 1385 ایفاء کرده​است - و نهم مختار نامه به - رود به - حدادی نقش او را اردی به - های مختلف درباره او به - مختار نامه به جنگ مختار - به گزارش پانا - جنگ - جنگ مختار می رود - جنگ مختار م 1740 - جنگ مختار م 1740 - نهم مختار نامه به جنگ - 1740 به جنگ - 1740 به برنامه جنگ - 1740 به جنگ - نامه به جنگ مختار می - به جنگ مختار م - مختار - مختار نامه به جنگ - مختار می رود - مختار م 1740 - قسمت سی و نهم مختار - نامه به جنگ مختار - 1740 به جنگ مختار - به برنامه جنگ مختار - و نهم مختار نامه به - به جنگ مختار می رود - می‌رود+عکس

 
حامد حدادی به جنگ مختار می‌رود+عکس حامد حدادی بازیکن تیم ملی بسکتبال ایران که این روزها شایعات بسیاری بر سر شکایت یک زن در آمریکا از او است هفته آینده در قسمت سی و نهم مختار نامه به جنگ مختار می رود .
به گزارش پانا، این بازیکن که در لیگ حرفه​ای بسکتبال آمریکا و در تیم ممفیس بازی می​کند ، در این سریال نقش یکی از سرداران سپاه آل زبیر را ایفا کرده است ،نام این شخصیت «یحیی بن زمزم» است و حدادی نقش او را اردیبهشت​ماه سال 1385 ایفاء کرده​است.
شخصیتی که حدادی نقش او را بازی کرده وجود تاریخی دارد و در روایت‌های مختلف درباره او به این مسأله اشاره شده که به دلیل قامت بسیار بلند هنگام سوار شدن بر اسب، پاهایش به زمین می​رسیده است.
حدادی با قد 2 مترو 18 سانتی​متری از نظر میرباقری مناسب​ترین گزینه برای ایفای این نقش بوده​است. او با گریم سنگینی در این سریال بازی می​کند



  
نويسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥
تگ ها : حامد ، حدادی ، جنگ ، مختار

جنگ در طبقه سوم

برچسب های این مطلب:
جنگ - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - نگاهى به نمایش جنگ - کارگردانى مصطفى عبداللهىنمایش جنگ - در نمایش جنگ - بردند داستان نمایش جنگ - نمایش جنگ در طبقه - عبداللهىنمایش جنگ در طبقه - در - در طبقه سوم به - در طبقه سوم به - در ناخودآگاه تاریخى بشر است - به نمایش جنگ در - مصطفى عبداللهىنمایش جنگ در - داستان دو اضطراب در - خانم بلاها در - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - طبقه - طبقه سوم به کارگردانى - طبقه سوم به نویسندگى - طبقه سوم کافى - نمایش جنگ در طبقه - عبداللهىنمایش جنگ در طبقه - نمایش جنگ در طبقه - نمایش جنگ در طبقه - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - سوم - سوم به کارگردانى مصطفى - سوم به نویسندگى - سوم کافى است - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - جنگ در طبقه سوم - در طبقه سوم به - در طبقه سوم به

نگاهى به نمایش «جنگ در طبقه سوم» به کارگردانى مصطفى عبداللهى

نمایش «جنگ در طبقه سوم» به نویسندگى «پاول کوهوت» و کارگردانى مصطفى عبداللهى، داستان دو اضطراب در ناخودآگاه تاریخى بشر است.

به تعبیرى با کاویدن جهان متن به دو زبان و ذهنیت برمى خوریم که همواره دو لعاب فردى و اجتماعى دارند،آن چه که از ذهنیت «پاول کوهوت» نویسنده اهل چک برمى آید، وفادارى به جهان «آپوکالیپسى»، کافکایى است.

بنابراین، براى توجیه اضطراب آقا و خانم «بلاها» در نمایش «جنگ در طبقه سوم»، کافى است که قیافه مبهوت «ژوزف کاف» را در رمان «محاکمه» اثر فرانتس کافکا به یاد آوریم. او زمانى که از خواب برمى خیزد با حضور ناگهانى مردى ناشناس در اتاق و حریم خصوصى اش روبه رو مى شود. مرد ناشناس به «ژوزف کاف» مى گوید که او مجرم است و تمام حرکات و رفتارش زیرنظر خواهدبود!؟

بى شک این موقعیت هولناک ما را که در بیرون از مرزهاى رمان قرار داریم، با تعریف متفاوتى از موقعیت انسان در یک هستى داستانى روبه رو مى کند. اما ذهنیت مردم، جنبه اجتماعى و تاریخى دارد و به اپیزودى از تاریخ و باورهاى گروهى مردم در منطقه اى خاص برمى گردد.

براى نمونه، مردم روسیه در دوران استالین، هرلحظه فکر مى کردند که سایه، نیرو یا جریانى در تعقیب آن هاست.

از این رو، حتى به پاشنه چکمه ها یا پشت پالتوهاى همدیگر هم شک داشتند. یعنى از توهم جاسازى شدن میکروفون مخفى در لباس یا کفش افراد کوچه و خیابان رنج مى بردند.

داستان نمایش «جنگ در طبقه سوم» نیز به صورت توأمان این دو ذهنیت فردى و جمعى را در خود نهفته دارد.

امیل بلاها (فرشید صمدى پور)، به همراه همسرش میشا بلاها (صنم صالحى)، در منزل مسکونى خود به خواب فرورفته اند. ساعت دو نصف شب است. فردى صداى زنگ آپارتمان آن ها را به صدا درمى آورد. همین عناصر براى خلق یک موقعیت ناگهانى کافى است. اما قبل ازاین که ذهن خود را در بطن این موقعیت تعریف نشده و غیرمنتظره قرار دهیم، به آغاز نمایش برمى گردیم. جایى که دو عنصر موسیقى و نور مانند زنجیره اى ذهنى و متقارن به هم مى پیچند و نخستین شالوده اجرایى متن را دراماتیزه مى کنند. موسیقى در صحنه شروع نمایش، گویى فضایى را مى سازد تا نور دراین فضا به جولان و تکاپو بپردازد. اما خود نورپردازى دو رشته است.

اول، رشته آبى که بیشتر شبیه یک لالایى است و مانند جریان آرام به بسیارى از رنگ هاى طراحى صحنه از جمله، ملافه ها، بالش ها، اکثر رنگ هاى دیوار اتاق، پنجره و... پیوند مى خورد. اما رنگ دوم قرمز است و نوع حرکت و بالانس هاى نورى، با فرودهاى سنگین خود به شلاقى مى ماند که ابتدا بر رنگ آبى و بعد هم جریان خواب و رؤیا و دنیاى شخصى آدم هاى نمایش فرودمى آید.

این نور قرمز به صورت مستقیم به صداى زنگ در و خلق موقعیت ناگهانى وصل مى شود.

از این رو، شروع نمایش با گفتمان توأم نور و موسیقى جالب توجه است. زیرا کارگردان به قرائتى ازعنصر ساختارى نمایش خود (نور) مى رسد که فقط براساس گزینه ذهنى «هست ها» پایه ریزى نشده است، بلکه دو گزینه توأمان «هست ها» و «نیست ها» را کنار هم قرار مى دهد؛ جایى که ذهنیت ما، درست در آن نقطه تقابل «دکارتى» قرارمى گیرد و درعرصه تأویل هاى پیاپى و متفاوت با برداشت هاى دوگانه روبه رو مى شود.

اما استفاده از این عنصر ساختارى درادامه نمایش شکلى تخت و تک بعدى به خود مى گیرد.

به تعبیرى فقط بازیگر را روشن مى کند. یعنى، تنها وظیفه عنصر نور ارائه هویتى معمولى از بازیگر در موقعیتى ناهمگون و دشوار است.

بنابراین، درچنین شرایطى اجرا در زیر سیطره متن قرارمى گیرد وحرکات فیزیکى و بیانى بازیگران، فقط لایه اصلى نمایشنامه یعنى وحشت توأم با «گروتسک»، ماجرا را به اجرا درمى آورند.

بازیگرانى که دوباره مى توان آن ها را براساس دورنگ آبى و قرمز به دو دسته تقسیم کرد؛ آقا و خانم بلاها که در منزل شخصى خود قرار دارند وشخصیت هایى که به زندگى آن ها وارد مى شوند. قراردادن این آدم ها در ساختمان صحنه جاى تأمل دارد. صحنه دو تکه است. قسمت اول صحنه، تصور و تصویر اتاق خواب است؛ تصور به این معنى که طراحى دیوار از گرافیک محض به وجودآمده، منظور از تصویر هم واقعیت اشیاى صحنه ازجمله دوتختخواب است. بنابراین، چشم انداز دیدارى ما یک تصور دیدارى است. تصورى که ما را بایک پرده ساده واشیاى نقاشى شده روى آن روبه رو مى کند. یعنى چشم انداز دیدارى صحنه بجز تخت و خواب و یک چوب رختى، به گرافیک محض ارتباط دارد. کتابخانه گرافیکى، ساعت، پنجره، پرده و دیوار گرافیکى قسمت عظیمى از اشیاى موجود در صحنه هستند که فقط جنبه تصور و توهم دیدارى دارند. شاید استفاده از این طراحى صحنه به چندبعدى بودن شخصیت «امیل» و «میشا» اشاره دارد.

به تعبیرى، شاید شخصیت اجتماعى آن ها، فقط تصورات و همچنان که متن به تعریف آن ها مى پردازد، گویى واقعیتى ابزارى و آزمایشگاهى دارند. طورى که آدم هاى دسته دوم (افراد ناشناس)، به راحتى به زندگى آن ها وارد مى شوند و سرنوشت، فرجام زندگى آن ها را تعیین مى کنند. «در» در طراحى صحنه این نمایش کاربرد زیادى ندارد زیرا بسیارى از آدم هاى مهاجم از حفره هاى کف صحنه و در واقع، اتاق وارد نمایش مى شوند. البته براى نخستین بار تلگرافچى از در وارد صحنه نمایش مى شود و بعد از او هم ژنرال چاق و آقاى «مولر» از «در» به نمایش راه پیدا مى کنند. اما بقیه آدم هاى نمایش از جمله دامپزشک، پلیس، فرمانده امنیتى، سربازان حامل مسلسل و ژنرال لاغر از راه همان حفره کف اتاق به صحنه نمایش مى آیند.

 با این حال دو شیوه ورود افراد به صحنه براساس هویت و تیپیکال آنها قابل توجیه است. براى نمونه تلگرافچى با حرکت دراماتیک ورود از «در» به صحنه، تناسب دارد، اما شخصیتى مانند فرمانده با ورود از طریق کف اتاق همخوانى پیدا مى کند. البته قسمت دوم صحنه در سطحى پایین تر از اتاق خواب و هم ردیف با نخستین صف تماشاگران قرار دارد. اشیاى این قسمت صحنه، یک مبل 3نفره، میز، کتاب و عینک روى آن و تب صندلى چوبى را در برمى گیرد. نشانه شناسى برخى از این اشیا تا حدودى قابل بررسى است. براى نمونه، چرا از مبلى استفاده شده که جاى 3نفر را به ما نشان مى دهد؟ عدد 3 بى شک به شخص سوم، نیرویى مرموز، بیرونى یا هر جریان غیرخانوادگى و خارج قلمرو دنیاى خانواده «بلاها»، اشاره دارد. آن ها دونفر هستند اما این مبل جاى سه نفر را نشان مى دهد. حتى در طول نمایش، فقط یک بار، سه نفر روى این مبل قرار مى گیرند. آن هم زمانى که «میشا بلاها» روى مبل نشسته و پلیس در کنار او قرار مى گیرد و از هویت او سؤال مى پرسد. در چنین لحظه اى «امیل بلاها» مانند سدى در مقابل پلیس قرار مى گیرد و در کنار همسر خود مى نشیند. بررسى نقاط قوت و ضعف این نمایش در بعضى از موارد ریز و میکروسکپى هستند. براى نمونه هنگامى که براى نخستین بار در خانه به صدا درمى آید، میشا «بلاها» شوهرش را متوجه یک جریان بیرونى مى کند.

زمانى هم که فرمانده و ژنرال «امیل بلاها» را به جنگ و کشتن «میلر» تحریک مى کنند، دوباره «میشا بلاها» مشوق شوهرش مى شود. به احتمال زیاد چنین گزینه اى از ویژگى هاى متنى برمى آید و به نوعى از نگاه برترى مرد بر زن خبر مى دهد. اما از ویژگى هاى قوى متن، باید به بعضى از دیالوگ هاى ناگهانى کنش آفرین اشاره کرد. این دیالوگ ها در هر حال بازى بازیگران را تحت الشعاع قرار داده اند. شیوه بازى بازیگران آن طور که کارگردان هم در ایجاد فضاى کروتسک بر آن تکیه دارد، تا حدودى غلوآمیز است. براى نمونه، تلگرافچى یا حتى ژنرال چاق، واکنش هاى دراماتیک ناهمگونى با شخصیت نمایشى خود دارند. در نتیجه با بازى خود شیوه اى از طنز و حرکت هاى شدید دراماتیک را ایجاد مى کنند. در حالى که تلگرافچى باید به جاى حرکت هاى جهشى وجست و خیزهاى بدون دلیل، ابعاد دیگرى را در بازى خود ارائه مى داد. مصطفى عبداللهى در انتخاب بازیگران به لحاظ فیزیکى و بیانى بدسلیقه نیست.

نمونه جالب ترکیب طنزآمیز دو ژنرال چاق و لاغر براى دونقش نمایش نامه است. از این رو، شاید انتخاب تلگرافچى براى این نقش چندان جا افتاده نیست. چون او کلید موقعیت ناگهانى است و بیش از جست و خیزها به واکنش هاى مرموز و نامفهوم نیازمند است. از سوى دیگر و در رابطه با بازى و همچنین تعامل با دیالوگ هاى متن، نقش فرمانده قابل تأمل است. بازیگر نقش فرمانده (امیر عباس توفیقى)، بازى قابل قبولى را از خود ارائه مى دهد. شیوه بازى او طورى است که در وراى دیالوگ ها و کنش ایجادى آنها به خلق شخصیت مى پردازد. به تعبیرى او ذوق زدگى بعضى از بازیگران را براى برجسته سازى نقش ندارد و از این رو، شخصیت خاصى را در نمایش خلق مى کند و در نهایت، پایان بندى نمایشى «جنگ در طبقه سوم» به کارگردانى مصطفى عبداللهى، یک پایان بندى خاص است؛ اگرچه این پایان بندى به هیچ وجه «باز» نیست. ما در پایان و در صحنه ها نمایش را از طریق تصاویر ویدئو پروجکشن مى بینیم. پایانى که دو ژنرال چاق و لاغر را نشان مى دهد که با هم دست مى دهند؛ دو ژنرالى که درست رو به روى تماشاگران و در صحنه حضور دارند و با هم دست دادند. این پایان اگرچه پایانى خاص، اما بسته است و پنجره ذهن مخاطب را براى تأویل فرامتن به روى خود مى بندد. شاید هم، چنین پایانى توضیح دوباره است؛ یعنى ما دو ژنرال را مى بینیم که براى دو انسان تصمیم گیرى کردند، آن ها را به جنگ هم فرستادند، یکى از این دو انسان دیگرى را کشت و حالا دو ژنرال براى کار موفقیت آمیز خود به همدیگر تبریک مى گویند!

نوشته : امید بى نیاز


جنگ در طبقه سوم




  
نويسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٦
تگ ها : جنگ ، طبقه ، سوم

شیطان، انسان و جنگ نابرابر(شناختنامه شیطان5)

برچسب های این مطلب:
شیطان، - انسان - انسان ی اصلاً در تیر رس - انسان مومن است؛ همان نکته - انسان هم در مسائل علمی - مقدور شیطان نبود؛ چنین انسان - نفوذ شیطان بر زندگی انسان - بمصرخی بالأخره انسان - می سازد به انسان - نبود؛ چنین انسان ی اصلاً در - بر زندگی انسان مومن است؛ - و - و پی - و سته پیش کش حض - و رتان می گردد مبحثی - شناسی که آهسته و - پی و - سته پیش کش حض و - از مباحث مرتبط با م و - که آهسته و پی - پی و سته پیش کش - جنگ - جنگ نابرابر و مبارزه عملیعمده - جنگ نا برابر داریم و - جنگ های نابرابر را برای - 14 جنگ - که ما دو تا جنگ - برابر داریم و این جنگ - که داریم این جنگ - جنگ نابرابر و - دو تا جنگ نا برابر - نابرابر(شناختنامه - شیطان5)

شناختنامه شیطان

(5) 

در هر شماره از سلسله مقالات شیطان شناسی، که آهسته و پیوسته پیش کش حضورتان می گردد، مبحثی از مباحث مرتبط با موضوع شیطان، طرح و کاویده می شود.
شیطان

                      تحلیل چگونگی حضور و نفوذ شیطان در زندگی افراد

 
                                                                                                                     به روایت آیة الله جوادی آملی

اشاره

اگر بپذیریم که امروزه رسانه از جمله موثرترین ابزار برای هدایت فکری و افزایش آگاهی عمومی است؛ بدون تردید باید این را هم قبول کنیم که چنین ابزار موثری با کوچکترین انحراف و ضعفی می تواند بنیان های فکری مخاطب خود را در خوش بینانه ترین نگاه دچار تردید کند وگرنه با رنگ و لعاب رسانه های دیداری و شنیداری و مخاطبان میلیونی می شود گفت که مخاطب با چنین خدشه هایی به یک شهود تجربی و شخصی می رسد و متأسفانه خود را دنباله رو یک مکتب رسانه ای(!) می پندارد. مریدی که تمام رفتارش را با شاخص رسانه مورد علاقه اش تراز می کند. در این میان رسانه ملی به عنوان عمومی ترین، موثرترین و نافذترین ابزار حضور و رسوخ در بین افکار عمومی؛ از حساسیت فوق العاده ای در تولید و پخش برنامه برخوردار است و نمی تواند و حق ندارد به راحتی از کنار چنین مساله ظریفی بگذرد که مخاطبان کوچک و بزرگ بسیاری آنچنان که ذکر شد متاسفانه و یا خوشبختانه مکتب رفتاری و گفتاری شان را با آن هماهنگ می کنند.
اگر یک موجودی پیدا بشود که اولا چیزی که مورد علاقه اوست، بدلی و جعلی نداشته باشد و ثانیا ساختن شبیه او هم مقدور شیطان نبود؛ چنین انسانی اصلاً در تیر رس وسوسه شیطان نیست.
...ماه مبارک رمضان و تأکید سیمای جمهوری اسلامی ایران برای تولید و پخش مجموعه هایی با مضامین دینی و عرفانی این دیدگاه را بیش از پیش تقویت می کند که ارائه مبانی فکری اسلام ناب و اندیشه های تابناک انقلاب باید با تدبیری خاص و البته ساده در اینگونه فرصت های مناسبتی لجاظ شود؛ آنهم استفاده از کارشناسان خبره است. در واقع همانطور که این سازمان برای تولید یک اثر تاریخی فاخر بهترین های تولید را گلچین می کند برای تولید اینگونه آثار نیز باید گلچینی از بهترین های حوزه تحقیق و پژوهش را در کنار بهترین های عوامل تولید گردآورد. آنچه باعث شد پس از گذشت یک ماه از پخش مجموعه های تلویزیونی سیما به ویژه سریال «اغماء» ـ که از شبکه ملی پخش شد ـ مطلب زیر را در صفحه معارف روزنامه کیهان منعکس کنیم؛ تاثیر این مجموعه بر آحاد جامعه و همچنین وجود جریان نقد این مجموعه در میان عوام و خواص بود که البته همچنان نیز ادامه دارد. جریانی که بیشتر حول محور حضور و چگونگی نفوذ شیطان بر زندگی انسان مومن است؛ همان نکته ای که در مقاله حاضر مفصل بدان اشاره شده است؛ موضوعی که دست اندرکاران این مجموعه و مهمتر از آن مدیر شبکه اول و همچنین معاون سیما تأکید دارند که تمام خطوط داستانی و آنچه که به نمایش عمومی درآمد «به طور کامل و دقیق» برگرفته از آیات قرآن و دروس تفسیر اساتید برجسته حوزه بوده است که با خواندن متن سخنرانی برجسته ترین مفسر قرآن حال حاضردر ایران اسلامی و همچنین یکی از بزرگترین علمای جهان اسلام معلوم می شود زیاد هم بر این منوال نبوده است.
به هر ترتیب قصد گروه معارف روزنامه کیهان علاوه بر تنویر افکار عمومی و افزایش آگاهی مردم، تذکری است به رسانه ملی برای انجام تحقیق و پژوهش و بهره بر داری از بهترین کارشناسان حوزه دین جهت ساخت مجموعه های نمایشی مناسبتی برای بهترین ثانیه های زندگی مردم، امید که برای سالهای بعد و مناسبت های بعدی این نکته بهتر و کارشناسانه تر رعایت شود و البته که قضاوت با مردم خواهد بود.

جهل علمی و جهالت عملی، عامل گرفتاری در آخرت

«بعد از اینکه فرمود نظام آفرینش حق است؛ یعنی هدفمند است، عاطل و یاوه نیست؛ جریان معاد کاملاً مطرح می شود. زیرا در آن روز، حق از باطل؛ صدق از کذب؛ حسن از قبیح جدا می شود و پیروان هر دو گروه هم از یکدیگر جدا می شوند؛ وامتازوا الیوم أیّها المجر مون (1). قهراً در آن روز کسی که بخواهد خود را تبرئه کند و قصور یا تقصیر خود را به عهده دیگری واگذار کند، همین حرفها آنجا مطرح می شود. بیش از همه افراد ضعیفی که ضعفشان موجّه نبود، در اثر جهل علمی یا جهالت عملی به دام تبهکارها افتادند، بیش از همه اینها دست و پا می زنند که خودشان را تبرئه کنند، یا از جائی کمک بگیرند . گاهی با مستکبران درگیر می شوند درباره دو امر؛ یکی اینکه آنها را متّهم کنند شما باعث شدید. یکی اینکه از آنها کمک بگیرند و بگویند: ما به اغوای شما به دام افتادیم؛ امروز ما را کمک بکنید. گاهی هم با شیطان درگیر می شوند که گناه خود را بر عهده شیطان تحمیل کنند و از او کمک بگیرند. در این قسم دوّم مستکبران هم سهیم اند. لکن در هر دو بخش مستضعفان فکری بیشتر دست و پا می زنند. از اینجا معلوم می شود که چرا اسلام اینقدر سعی کرده که جامعه عالم بشود. جامعه را از جاهلیّت نجات بدهد؛ فرمود: عالم شدن واجب است. حالا لازم نیست کسی متخصّص در رشته ای بشود ولی خطوط کلی عقائد، خطوط کلی اخلاق، فقه و حقوق را بداند .

سرزنش و درخواست کمک مستضعفان ظلم پذیر از مستکبران

شما الآن ملاحظه می فرمائید بیش از همه این طبقه مستضعف مقصّر، این طبقه ای که گرفتار جهل علمی یا جهالت عملی هستند، دست و پا می زنند. اوّلین دست و پای آنها در همان گفتگوشان با مستکبران بود که می گفتند: شما باعث شدید؛ انّا اطعنا سادتنا و کبرائنا (2) ربّنا آتهم ضعفین من العذاب (3)، آنها باعث شدند ما گرفتار شدیم . دفاع از حیثیّت برای هر کسی موجّه است و در هر مقطع موجّه است و خدای سبحان هم در هر مقطع عادلانه داوری می کند، حتّی در جهنّم. منتها داوری آنجا، در نظام تشریع داوری اعتباری نیست . آیاتی که از سوره مبارکه مائده و اعراف و سباء قبلاً خوانده شد، دلالت می کند بر اینکه این مستضعفان مقصّر، یعنی این دنباله روهای مقصّر که عالماً عامداً نرفتند تحصیل بکنند و حرف رهبران الهی را گوش ندادند، به دام دیگران افتادند. اینها در جهنّم هم بر اساس کلّما دخلت امّة لعنت اختها (4) به خدای سبحان عرض می کنند که: عذاب این مستکبرها را دو برابر بکن، خدا می فرماید عذاب شما هم دو برابر است، عذاب آنها هم دو برابر است. لکلّ ضعف و لکن لا تعلمون (5). در همین بخش از سوره مبارکه ابراهیم اینها به مستکبران می گفتند به اینکه: ما بالأخره تابع شما بودیم. در این گفتگو اینها دو تا عنصر محوری داشتند؛ یکی سرزنش کردن مستکبران، یکی درخواست کمک. اینکه گفتند: انّا کنّا لکم تبعاً، یعنی شما باعث شدید، این یک ملامتی است. فهل انتم مغنون عنّا من عذاب الله من شیء(6). یک مقدار می توانید به ما کمک بکنید؟ (این درخواست) پس یک ملامت ضمنی یک استنصار صریح است .
انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا فإذا هم مبصرون . مردان با تقوا اهل مراقبت اند. بالأخره یک چیزی در حریم دلشان پیدا بشود، می فهمند این بیگانه است. این دزدی است که احرام بسته می خواهد طواف کند دور کعبه دل، ببیند چه زمانی در کعبه باز می شود که برود داخل.
ملامت و درخواست کمک تبهکاران از شیطان همین دو تا کار را نسبت به شیطان هم می کنند چون از باب و حذف ما یعلم منه جاء از اینها شیطان را آن روز لعن نکردند، ملامت نکردند. امّا از اینکه شیطان در آن روز می گوید که چرا مرا ملامت می کنید، معلوم می شود آن روز ملامت می کنند. گفتند: تو باعث شدی! از اینکه شیطان می گوید: فلا تلومونی و لوموا انفسکم ، معلوم می شود آنها شیطان را ملامت می کنند و از اینکه شیطان گفت: ما أنا بمصرخکم و ما أنتم بمصرخیّ، معلوم می شود استنصار هم کردند، از او کمک خواستند. یعنی این دو تا کار؛ یکی «ملامت»، یکی «تقاضای کمک» بالصّراحه درباره مستکبران آمده و ضمناً درباره شیطان آمده وگرنه اگر آنها هیچ کاری با شیطان نداشتند، شیطان را ملامت نمی کردند، شیطان که نمی گفت: فلا تلومونی و لوموا انفسکم ! و اگر از شیطان کمک نمی خواستند شیطان نمی گفت : ما أنا بمصرخکم و ما انتم بمصرخی . بالأخره انسان هم در مسائل علمی باید آن خطوط کلی را بداند، هم در مسائل عملی از وسوسه ها نجات پیدا کند؛ هم بخش های فقهی را بداند، هم بخش های اخلاقی را.

وجود شیطان، رحمت است

مطلب دیگر اینکه این شیطان وسوسه می کند. خوب، چه کسی را وسوسه می کند؟ وسوسه هم یک چیز خوبی است در کل نظام. کسی بدتر از شیطان نیست و جائی هم بدتر از جهنّم نیست. هم شیطان را باید لعنت کرد، هم از جهنّم باید استغاثه کرد به خدای سبحان. لکن جهنّم در کل نظام رحمت و برکت است. شیطان در کل نظام رحمت و برکت است. خوب اگر جهنّم نباشد، این همه طاغیان و ظالمان که قتل النبییّن بغیر حق (7) ؛ بالأخره کیفرشان چه می شود؟ و خیلی ها هستند که از ترس جهنّم دست به کار خلاف نمی زنند. عدّه ای از مؤمنین وقتی وارد قیامت شدند، در و دیوار جهنّم را می بوسند. می گویند: تو باعث شدی که ما بیراهه نرفتیم، از ترس تو بود. اکثری هم همین طورند. خوفاً من النّار خلاف نمی کنند. اینطور نیست که حالا شوقاً لی الجنّه احکام الهی را انجام بدهند! خوب می بینید این همه فضیلت برای نماز شب ذکر شده است؛ خوب خیلی ها محروم اند. امّا نماز صبح را همه غالباً می خوانند. این خوفاً من النّار است نه شوقاً للجنّه. شوقاً للجنّه باشد که نماز شبش را می خواند. بنابراین اگر آن جهنّم نبود، خیلی از ماها به راه نمی افتادیم و خیلی ها هم از ترس جهنّم است که مشکلات شان را حل می کنند پس در کل نظام، جهنّم رحمت است و شیطان هم در حد وسوسه کار انجام می دهد.

محدوده و ابزار وسوسه شیطان

امّا قلمرو وسوسه او محدود است. این مثل کلب معلَّم (دست آموز) که پارس می کند، نسبت به صاحبخانه که اصلاً پارس نمی کند. کسانی که صاحبخانه این نظام اند به اذن آفریدگار این نظام، یعنی ذات أقدس له؛ شیطان اصلاً نسبت به آنها پارس هم ندارد. شیطان که می خواهد وسوسه بکند، کار او این است که حقّی را باطل نشان می دهد و باطلی را حق، یک چیز جعلی و بدلی را می سازد، به انسان نشان می دهد تا فریب بدهد. یک چیزهائی را که مورد علاقه این شخص است، جمع می کند؛ به او نشان می دهد و او را می فریبد. اگر یک موجودی پیدا بشود که اولا چیزی که مورد علاقه اوست، بدلی و جعلی نداشته باشد و ثانیا ساختن شبیه او هم مقدور شیطان نبود؛ چنین انسانی اصلاً در تیر رس وسوسه شیطان نیست. شیطان بر اساس زیّن للنّاس حبّ الشّهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذّهب و الفضّه و الحرث و الأنعام کذا و کذا (8)؛ همین چهار پنج عنصری که در سوره مبارکه آل عمران و اینهاست، فریب می دهد. حالا اگر یک کسی از همه این دام ها رهیده باشد؛ از دام شهوت رهیده باشد، حبّ نساء و بنین و قناطیر مقنطره و کشاورزی و حرث و دامداری و انعام و اینها برای او اصلاً مطرح نباشد، و به همه اینها بگوید: غرّی غیری (9) ؛ او یک چیز دیگری طلب می کند. آن چیز دیگر در دسترس شیطان نیست. نه آن بدلی و جعلی دارد نه شیطان در آن محدوده راه دارد! بنابراین اصلاً جا برای وسوسه و فریب نمی ماند.
این همان است که گفت: الّا عبادک منهم المخلصین (10). نه اینکه شیطان آنها را وسوسه می کند ولی بر آنها مسلّط نیست! اصلاً وسوسه هم نمی تواند بکند. یعنی سقف هستی شیطان مشخّص است که تا چه برد کاری دارد، برد علمی دارد. آن طوری که فرشتگان مقرّب درک می کنند که شیطان درک نمی کند. تجرّد او هم محدود است، درک او محدود است، کار او محدود است. اگر کسی فوق این مرحله بود، آنجا جا برای باطل نیست. وقتی جا برای باطل نبود؛ شک نیست، وسوسه نیست و مانند آن. در آن محدوده اصلاً شیطان راه ندارد. مثلاً در محدودن دنی فتدلّی(11) اصلاً شیطان راه ندارد تا وسوسه بکند. برای اینکه هر موجودی یک مقام خاص دارد؛ و ما منّا الا له مقام معلوم . بنابراین مخلصان و مخلصین که در آن حدند، شیطان بر آنان راه ندارد.

تفاوت برخورد عالمان با وسوسه های شیطان

می ماند علماء و بزرگانی که در راههای علمی تلاش و کوشش می کنند و احیاناً اشتباهی ازشان سر می زند. این انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لجاد لوکم (12)، در آن منطقه نیست. برای اینکه ممکن است عالمان الهی اشتباه بکنند، امّا فوراً بر می گردند، اولا: می گویند: این نظر من است و دوما دیگری را تخطئه نمی کنند، امّا اگر روی همین نظر بایستد، بگوید: الا و لابد حق همین است، آن می شود شبهه و شیطنت. و چون روشمندانه تلاش و کوشش کردند و اشتباه کردند، بر اساس للمخطئ اجر واحد، ماجور هم هستند.
امّا آنهایی که اصلاً به دنبال شبهه می گردند، امّا الّذین فی قلوب هم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ...(13)؛ می بینید در این همه معارفی که در بحار هست، در جوامع روائی دیگر هست، این می گوید: ببینیم مثلاً پیامبر (معاذ الله) کجا نمازش قضا شده، خوب این یک مشکل دیگر دارد...
درباره مخلصین، اصلاً اینها راه ندارند؛ برای اینکه هم شیطان اعتراف کرده، هم ذات أقدس له فرموده که تو به مخلصین راه نداری و هم برهان عقلی تأیید می کند. برای اینکه ابزار شیطنت شیطان مشخّص است. زیّن للنّاس حبّ الشّهوات ، همین چهار پنج عنصر است. یا از جماد است، یا از نبات است، یا از حیوان است، یا از انسان. بیش از این که نیست! در این سوره مبارکه آل عمران هم همین عناصر چهار گانه را ذکر کرده دیگر؛ فرمود: یا از انسان است؛ زیّن للنّاس حبّ الشّهوات من النساء والبنین . یا از جمادات است؛ من الذّهب والفضّه و القناطیر المقنطر ه. یا از کشاورزی است؛ من الحرث است. یا از دامداری است؛ من الأنعام است. دیگر غیر از این که نیست که انسان را بخواهند فریب بدهند. امّا اگر کسی کلّ شهوات را طرد کرد؛ فرمود: غرّی غیر ی؛ اگر کسی دنیا را طلاق داد، ریاستش را هم طلاق داد. خوب چیزی در این وسط نمی ماند تا شیطان این را بگیرد و ابزار کار قرار بدهد. حالا این اختصاصی به وجود مبارک حضرت امیر ندارد؛ منتها برای حضرت، ظهور بیشتری پیدا کرده وگرنه این 14 ذات مقدّس، همه شان همین طورند . البتّه فضیلتی برای حضرت امیر سلام الله علیه هست؛ چه اینکه برای سیّدالشهداء سلام الله علیه هست. چه اینکه برای حضرت حجّت سلام الله علیه... هر کدام یک خصیصه ای دارند ولی در خطوط کلی اینها یکسان اند. خوب درباره اینها اصلاً شیطان وسوسه ندارد. نسبت به عالمان ربّانی وسوسه دارد، امّا از سنخ انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم نیست، اینها اهل جدال نیستند؛ می گویند این چیزی که من فهمیدم. اگر اشتباه بود، خدا من را می بخشد. اگر اشتباه نبود، دو تا اجر می دهد. من همین را عمل می کنم، مقلّدان من هم همین را عمل می کنند. ما دیگری را هم تخطئه نمی کنیم. دیگری هم حجّت الهی را دارد. این شیطنت نیست. لذا للمخطئ اجر واحد و للمصیب اجران (14).

جنگ نابرابر و مبارزه عملی

عمده آن است که ما دو تا جنگ نا برابر داریم و این جنگ های نابرابر را برای ما حل کرده اند. ما در اثر همان مشکلات جهلی که داریم، این جنگ های نابرابر را حاضر نیستیم حل بکنیم. یکی از جنگ های نابرابر که مبتلا به غالب ماست، این است که دشمن در برابر ما ایستاده، سنگر گرفته، مرتب دارد تیر اندازی می کند؛ ما داریم فحش می گوئیم. خوب آخر جواب تیر را که با فحش نمی شود داد! شیطان با وسوسه و با گناه، تیراندازی دارد. اینکه حضرت فرمود: النظره سهم من سهام ابلیس (15)؛ اینها تمثیل است، نه تعیین. نه تنها نگاه به نامحرم تیر شیطان است، هر گناهی تیر شیطان است . حالا درباره نگاه این روایت شریف آمده. خوب اگر کسی یک گناهی را کرده است؛ حقیقتاً، یعنی حقیقتاً تیر خورده. بعد بگوید: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم! این مثل اینکه در جبهه دفاع مقدّس، از یک طرف تیر می خورد، از یک طرفی می گوید: صدام ملعون! خوب حالا با لعن صدام که این تیر حل نمی شود! شما هم تیر بزن، یا برو سنگر تیر نخوری! أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم که در برابر تیر کارگر نیست. او دارد تیر اندازی می کند، ما می گوئیم: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم !! لعنت بر شیطان! این جواب تیر را باید با تیر بدهد، نه جواب تیر را صبّ و لعن! خوب النظره سهم من سهام ابلیس. این جنگ نابرابر است و به دست خود ماست که این را برابر کنیم، پیروز بشویم و مانند آن.
این همان است که گفت: الّا عبادک منهم المخلصین (10). نه اینکه شیطان آنها را وسوسه می کند ولی بر آنها مسلّط نیست! اصلاً وسوسه هم نمی تواند بکند. یعنی سقف هستی شیطان مشخّص است

راه پیروزی در جنگ نابرابر شیطان و انسان

جنگ نابرابر دیگر این است که خوب، اینها جنّ اند. ما را می بینند ولی ما اینها را نمی بینیم؛ و از راهی هم وارد می شوند که ما حس نمی کنیم؛ یعنی راه غفلت. خوب اگر دشمن خیلی قوی باشد، با باند مجهّز بیاید، از راهی هم بیاید که ما را می بیند و ما او را نمی بینیم خوب چنین جنگی نا برابر است فرمود: انّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم .(16)
این را در سوره مبارکه اعراف فرمود؛ خوب این جنگ می شود نا برابر، اگر یک دشمن قدری که شش هزار سال عبادت کرده و آنقدر عصبانی است که محصول شش هزار ساله خود را یکجا به آتش کشیده و از او عصبانی تر و درنده تر، خدا موجودی نیافرید؛ یک همچنین دشمن قسم خورده ای به جان ما افتاده و ما را هم می بیند، ما او را نمی بینیم آیا راه دارد که ما این جنگ نابرابر را برابر کنیم یا به سود خودمان نا برابر کنیم؟ فرمود: بله، هر دو راه هست. آن راه دوّم که به نظر شما سخت تر است، آن را بهتر برایتان انجام می دهیم. شما اگر بروید در قلعه؛ آن قلعه بان، آن دژبان این دشمن شما را می بیند و دشمن شما او را نمی بیند و تیر اندازی شروع می شود. در سوره مبارکه اعراف فرمود : نّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم که راه غفلت است. فرمود: این غفلت را بگذارید کنار، کلمه لا اله لا الله حصنی (17)؛ این دژ من است. من هم دژبان این دژم. موحد باشید، بگوئید: یا الله؛ امّا ینزغنّک من الشّیطان نزغ فاستعذ بالله (18)؛ نه اینکه بگویید: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ! باید بروید در پناهگاه. آن روزها که دفاع مقدّس بود، به ما نمی گفتند اگر آژیر خطر شنیدید، بروید در پناهگاه؟ معنایش این نیست که اگر آژیر خطر شنیدید، در خیابان بایستید و بگوئید: من می خواهم بروم پناهگاه! این لفظ که آدم را نجات نمی دهد! فرمود: اگر آژیر شنیدید، بروید در پناهگاه . این وسوسه ای که می گوید: فلان کار را بکن، فلان حرف را بزن، فلان مال را بگیر، فلان غیبت را بکن، فلان تهمت را بزن، فلان جا را امضاء بکن...اینها آژیر خطر است.جدّاً بروید در کلمه توحید لا له لا الله . گفتن لا له لا الله هم خوب است، أعوذ بالله من الشّیطان هم خوب است، امّا اینها ذکر لفظی است و اثرش هم همان ثواب لفظی است و محدود است. امّا جدّاً آدم برود در پناهگاه؛ عرض کند خدایا! آمدم به سوی تو. این خدایا آمدم به سوی تو که از دل شکسته برخیزد، آن دژبان آدم را راه می دهد. آنوقت این جنگ به سود ما می شود نابرابر. یعنی دوست ما، یعنی خدای سبحان آن ملائکه الهی که تیر اندازان الهی اند، جعلناها رجوماً للشّیاطین (19). آنوقت تیر اندازی از آن طرف شروع می شود. او دیگر خدا را نمی بیند، ملائکه را نمی بیند ـ یک آدم مستکبر خود بین دیگر خدا بین نیست، ملائکه بین نیست ـ فرمود: ما تیرهای فراوانی داریم. تیراندازهای فراوان هم داریم شما بیائید در این قلعه، حفظ شما به عهده ما. خوب پس می شود ما هم آن جنگ نا برابر اوّل را که او دارد تیر می زند، ما داریم فحش می گوئیم؛ این را برابر کنیم یا حتی به سود خودمان برتر کنیم. هم آن جنگ نابرابر دوّمی که در سوره مبارکه اعراف آمده که:انّه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم، او را هم ما نا برابر بکنیم.

هنگام وسوسه های شیطان چه باید کرد؟

اما مؤمنان عادی هم بالأخره آگاهند. چون اهل محاسبه و مراقبه اند، می دانند که وسوسه را با چی پاسخ بدهند. آیه 200 و 201 سوره مبارکه اعراف این است: و امّا ینزغنّک من الشّیطان نزغ فاستعذ بالله ؛ « نزغ » سیخی است که به این مرکوب ها می زنند که تند برود. این چوب یا میخی که به دست این چارودارها هست که به این اسب شان یا به آن حمارشان می زنند که تندتر برود؛ این زدن را، فشار آوردن را می گویند « نزع». فرمود: اگر یک فشاری از طرف این شیطان دیدید، چون او دیگر می خواهد سواری بگیرد؛ فوراً فاستعذ بالله انّه سمیع علیم . انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا فذا هم مبصرون . مردان با تقوا اهل مراقبت اند. بالأخره یک چیزی در حریم دلشان پیدا بشود، می فهمند این بیگانه است. این دزدی است که احرام بسته می خواهد طواف کند دور کعبه دل، ببیند چه زمانی در کعبه باز می شود که برود داخل. اذا مسّهم طائف من الشّیطان؛ این الآن دارد دور کعبه دل طواف می کند که ببیند یک وقتی در این دل باز می شود، که برود داخل لانه کند یا نه! اینها فوراً متوجّه می شوند، از همان بیرون طردش می کنند. تذکّروا فذا هم مبصرون. خوب؛ در این محدوده معلوم می شود که در این گفتگو اگر کسی بخواهد از حیثیّت خود دفاع بکند، دفاع منصفانه و عادلانه؛ ولو مستکبر باشد، خدا گوش می دهد. ولو شیطان هم باشد، خدا گوش می دهد. حق، حتّی درباره شیطان هم قابل اجراست. خوب ذات أقدس له در اینجا دیگر به شیطان نفرمود: اخس ! گوش داد و حرف او را هم نقل کرد. بعد هم گفت: حق با شیطان است. او کاری با شما نداشت. او شما را وسوسه کرد، همین. خوب می خواستید نیایید! »*
محسن حدادی


پی نوشت ها:

¤گزیده ای از سخنرانی علامه آیت الله جوادی آملی در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه ابراهیم. قم .پائیز 1384
1- یاسین . 59 .
2 -احزاب . 67 .
3- احزاب . 68
4- اعراف . 38 .
 5- اعراف . 38 .
6- ابراهیم . 21 .
7- بقره . 61 ـ با تلخیص .
8-آل عمران . 14 .
9-- نهج البلاغه . کلمات قصار . 77 .
 10- سوره ص . 83 .
11- نجم . 8 .
 12-انعام . 121 .
 13-آل عمران . 7 .
 14- الصراط المستقیم . ج 3 . ص 237 ـ با تلخیص.
15- من لا یحضره الفقیه . ج 4 . ص 18 .
16- اعراف . 27 .
17- کشف الغمّه . جلد 2 . ص 308 .
 18- اعراف . 200 و فصّلت . 36 .
19- ملک . 5 . 
 

 

شیطان، انسان و جنگ نابرابر(شناختنامه شیطان5)




  
نويسنده : امید ; ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸