به یاد هنر مند فقید مهدی فتحی

برچسب های این مطلب:
به - به ترین فیلمنامه سرزمین هیچ - به ترین بازیگر جک نیکلسن - به ترین فیلم در ستایش - آبجایزه دستاورهای فنی دیگران به - فیلمنامه سرزمین هیچ کس به - تاکشی کیتانو برادر به - داوران منطقه امنیتی مشترک به - فنی دیگران به ترین فیلمنامه - سرزمین هیچ کس به ترین بازیگر - یاد - یاد امتحان - یاد هنر مند فقید مهدی - یاد مجموعه هنر خرید اینترنتی - چنگیز ص یاد - به یاد - به سوخت یاد - چنگیز ص یاد امتحان - به یاد هنر مند - هنر - هنر مند فقید مهدی فتحی - هنر مند فق 1740 - هنر مند فق 1740 - به یاد هنر - 1740 اد هنر - 1740 اد هنر - 1740 اد هنر - به یاد هنر مند فقید - 1740 اد هنر مند فق - مند - مند کیومرث پوراحمد - مند خواب سفید - مند فقید مهدی فتحی خرید - سینمای ایرانهیات داوران داریوش ارج مند - دیگر کاندیداها پیروز ارج مند - به یاد هنر مند - 1740 اد هنر مند - داوران داریوش ارج مند کیومرث - پیروز ارج مند خواب - فقید - فقید مهدی فتحی خرید دیدنی - فقید ارزان مهدی برترین فتحی - به یاد هنر مند فقید - اینترنتی مند آنلاین سئو فقید - هنر مند فقید مهدی فتحی - مهدی - مهدی فتحی خرید دیدنی به - مهدی برترین فتحی - یاد هنر مند فقید مهدی - آنلاین سئو فقید ارزان مهدی - مند فقید مهدی فتحی خرید - فتحی - فتحی خرید دیدنی به - فتحی - هنر مند فقید مهدی فتحی - فقید ارزان مهدی برترین فتحی - فقید مهدی فتحی خرید دیدنی
دیپلم افتخار: خانه ای بر روی آب
جایزه دستاورهای فنی: دیگران
بهترین فیلمنامه: سرزمین هیچ کس
بهترین بازیگر: جک نیکلسن (قول)
کارگردان: تاکشی کیتانو(برادر)
بهترین فیلم: در ستایش عشق(ژان کوک گدار)
جایزه هیئت داوران: منطقه امنیتی مشترک
بهترین فیلم به انتخاب تماشاگران: دیگران

بخش سینمای ایران

هیات داوران:داریوش ارجمند، کیومرث پوراحمد، مجید مجیدی، نعمت حقیقی، بابک بیات، هارون یشایایی، پرویز پرستویی

بهترین بازیگر نقش اول زن: ترانه علیدوستی (من ترانه 15 سال دارم)دیپلم افتخار: گوهر خیر اندیش
دیگر کاندیداها: هدیه تهرانی (کاغذ بی خط) ، لیلا حاتمی (ایستگاه متروک) ،
کتایون ریاحی (شام آخر)

بهترین بازیگرنقش دوم زن: بهناز جعفری (خانه ای روی آب)دیپلم افتخار: مهتاب نصیرپور (من ترانه 15 سال دارم)
دیگر کاندیداها: رویا تیموریان (قارچ سمی) ، لعیا زنگنه (مزاحم) ،
بیتا فرهی (خانه ای روی آب)

بهترین بازیگر نقش اول مرد: رضا کیانیان (خانه ای روی آب)دیپلم افتخار: حمید جبلی (خواب سفید)
دیگر کاندیداها: خسرو شکیبایی (کاغذ بی خط) ، حمید فرخ نژاد (ارتفاع پست) ،
جمشید هاشم پور (سفر به فردا)

بهترین بازیگر نقش دوم مرد: عزت الله انتظامی (خانه ای روی آب)دیپلم افتخار: حسن شیدایی (آرزوهای زمین)
دیگر کاندیداها: اکبر عبدی (نان و عشق و موتور 1000) ، جمشید مشایخی(کاغذ بی خط) ،
یوسف یوسف پشندی (خواب سفید)

بهترین موسیقی متن: ناصر چشم آذر (قارچ سمی)دیگر کاندیداها: پیروز ارجمند (خواب سفید) ، احمد پژمان (خانه ای روی آب)  ،
محمد رضا درویشی (بمانی) ، فریدون شهبازیان (آرزوهای زمین)

بهترین چهره پردازی: علی عابدینی (من ترانه 15 سال دارم)دیگر کاندیداها: سودابه خسروی (خواب سفید) ، جلال معیریان (خانه ای روی آب) ،
مهرداد میرکیانی (ارتفاع پست) ،  مهین نویدی (بمانی)

بهترین صدا برداری: یدالله نجفی، ناصر شکوهی نیا (امتحان)دیگر کاندیداها: پرویز آبنار (خواب سفید)
محمود سماک باشی (مربای شیرین) ، مجید مختاری (من ترانه 15 سال دارم) ،
جهانگیر میرشکاری(کاغذ بی خط) ،  پرویز آبنار(خواب سفید)

بهترین صدا گذاری: محمد رضا دلپاک (سفر به فردا)پرویز آبنار (خانه ای روی آب، مربای شیرین) ، چنگیز صیاد (امتحان) ،
ژولین کلوکه(ایستگاه متروک) ،  جهانگیر میر شکاری(کاغذ بی خط)

بهترین طراحی صحنه: ژیلا مهرجویی (خانه ای روی آب)دیگر کاندیداها: فاضل ژیان (کاغذ بی خط) ، علی عابدینی (من ترانه 15 سال دارم) ،
علی فداکار (قارچ سمی)

بهترین جلوه های ویژه: محمد رضا شرف الدین ( ارتفاع پست)اصغر پور هاجریان (سفر به فردا) ، جواد شریفی راد (قارچ سمی)
عباس شوقی (شام آخر)

بهترین فیلمبرداری: محمد آلادپوش (ایستگاه متروک)دیگر کاندیداها: علی اللهیاری (مزاحم) ، بهرام بدخشانی (من ترانه 15 سال دارم)
محمد داودی (سفر به فردا) ،  فرهاد صبا(کاغذ بی خط) ،
محمود کلاری (خانه ای روی آب)

بهترین تدوین: بهرام دهقانی (قارچ سمی)دیگر کاندیداها: مصطفی خرقه پوش (نان و عشق و موتور 1000)
عباس گنجوی (خانه ای روی آب) ، نازنین مفخم (شام آخر)
محمد رضا مویینی (من ترانه 15 سال دارم) ، مهرزاد مینویی (سفر به فردا)

بهترین کارگردان: رسول صدر عاملی ( من ترانه 15 سال دارم)جایزه ویژه: ناصر رفایی (امتحان)
دیگر کاندیداها: ناصر تقوایی (کاغذ بی خط) ، ابراهیم حاتمی کیا (ارتفاع پست)  ،
علیرضا رئیسیان (ایستگاه متروک) ،
داریوش مهر جویی(بمانی)

بهترین فیلمنامه: من ترانه 15 سال دارم(رسول صدر عاملی ،کامبوزیا پرتو)دیگر کاندیداها: بمانی(داریوش مهر جویی، وحیده محمدی فر)
خانه ای روی آب(بهمن فرمان آرا) ،  خواب سفید(حمید جبلی)
قارچ سمی ( رسول ملاقلی پور) ، کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، مینو فرشچی)

بهترین فیلم: خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا)جایزه ویژه: کاغذ بی خط (ناصر تقوایی)

فیلم منتخب تماشاگران: ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی کیا)دیگر کاندیداها: ارتفاع پست(ابراهیم حاتمی کیا)  ، بمانی (داریوش مهر جویی)
من ترانه 15 سال دارم (رسول صدر عاملی)
قارچ سمی (رسول ملاقلی پور)

به یاد هنر مند فقید مهدی فتحی




  
نويسنده : امید ; ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱
تگ ها : به ، یاد ، هنر ، مند

به این میگن زن زندگی + تصویر

برچسب های این مطلب:
به - به این میگن زن زندگی - به ا 1740 ن - به تلو 1740 ز - به - تصویر ارزان به - عبد 1740 به - به - به این میگن - ارزان به ا - این - این میگن زن زندگی - این - این و بهداشت جنس - به این - نرم افزار عکس آنل این - 1740 آنل این - 1740 ن خرید این - به این میگن زن - افزار عکس آنل این - میگن - میگن زن زندگی - میگن کاهش زن آنلاین زندگی - به این میگن - ارزان خرید اینترنتی این میگن - به این میگن زن زندگی - زن - زن - زن دگی تصویر - زن - به این میگن زن - زن - م 1740 گن زن - زن - این میگن زن - زن دگی - زندگی - زندگی تصویر - زندگی دیدنی مجموعه - به این میگن زن زندگی - میگن کاهش زن آنلاین زندگی - میگن زن زندگی - + - تصویر - تصویر ارزان به - تصویر گالری کاهش - زن زندگی تصویر - دیدنی مجموعه تصویر - تصویر

href="" title="به این میگن زن زندگی + تصویر">به این میگن زن زندگی + تصویر



  
نويسنده : امید ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
تگ ها : به ، میگن ، زن ، زندگی

به یاد تهرون گریه می‌کنم

برچسب های این مطلب:
به - به یاد تهرون گریه می‌کنم - به جان خودم قسم می‌خورم - به حافظه‌تان اتکا کرده‌اید و - به - کتابی که نوشتم – به - برو بچه‌های تهرون به - و در کنار آن به - به یاد تهرون - نوشتم – به جان خودم - یاد - یاد تهرون گریه می‌کنم باور - یاد طول کشیده من - یاد م هست امیدوارم کتاب - به یاد - جمع کنید بله ز یاد - می‌دانم محله‌مان خوب در یاد - برو بچه‌های تهرون یاد - به یاد تهرون گریه - بله ز یاد طول کشیده - تهرون - تهرون گریه می‌کنم باور می‌کنید - تهرون به حافظه‌تان اتکا - تهرون حالت فرهنگی دارد - به یاد تهرون - فرهنگ برو بچه‌های تهرون - فرهنگ برو بچه‌های تهرون - فرهنگ برو بچه‌های تهرون - به یاد تهرون گریه می‌کنم - برو بچه‌های تهرون به - گریه - گریه می‌کنم باور می‌کنید برای - گریه کردم گفتگو با مرتضی - گریه می‌کنید پس چی - به یاد تهرون گریه - اقلا 40 بار گریه - بچه‌تهرانی‌ها در خلوت خودتان گریه - اقلا 40 بار گریه - یاد تهرون گریه می‌کنم باور - 40 بار گریه کردم گفتگو - می‌کنم - می‌کنم باور می‌کنید برای این - می‌کنم چیزی را از قلم - می‌کنم مجبوریم آن‌ها را - به یاد تهرون گریه می‌کنم - حافظه‌ام یاری کرده فکر ن می‌کنم - هم آن را حساب می‌کنم - باز از آنها نگهداری می‌کنم - تهرون گریه می‌کنم باور می‌کنید - کرده فکر ن می‌کنم چیزی را

به یاد تهرون گریه می‌کنم
به یاد تهرون گریه می‌کنم

 باور می‌کنید برای این کتابی که نوشتم – به جان خودم قسم می‌خورم- اقلا 40 بار گریه کردم.
گفتگو با مرتضی احمدی
شما در کتابتان گفته‌اید برای جمع‌آوری «فرهنگ برو بچه‌های تهرون» به حافظه‌تان اتکا کرده‌اید و در کنار آن به گپ‌هایی متوسل شده‌اید که بچه‌های اصیل تهران بوده‌اند.حافظه شما در این سن و سال چقدر قابل اطمینان بوده که توانسته‌اید این کلمات را به ترتیب از آن بیرون بکشید و به آن اطمینان هم داشته باشید، ظاهرا مشکلاتی برای این‌کار داشته‌اید وچند سال هم طول کشیده تا توانستید این فرهنگ را جمع کنید.
بله- زیاد طول کشیده. من اول درباره حافظه‌ام توضیحی بدهم. هنوز هم که هنوز است، حافظه‌ام حافظه خوبی است. با این سن و سال می‌توانم بگویم که از هفت، هشت سالگی‌ام همه چیز را می‌دانم حتی زندگی مادر و پدر و برادران را می‌دانم محله‌مان خوب در یادم هست. امیدوارم کتاب بعدی من که «پرسه» است و درباره تهران و بچه‌های تهران است، منتشر شود. مطالب آن کتاب را هم از حافظه‌ام نوشته‌ام.
 
کتاب «پرسه» تحقیقی است درباره تهران یا مثل «فرهنگ برو بچه‌های تهرون» حالت فرهنگی دارد؟
هم تحقیقی و هم فرهنگی. قصه‌ای مختصر را در اول کتاب نوشته‌ام و بعد درباره خود تهرانی‌ها صحبت کرده‌ام. مثلاً در گذشته در تهران آدم‌هایی بودند که در کوچه‌ها رها بودند اینها کی بودند؟ بعضی‌هاشان‌کمبود روانی داشتند اما مردم نمی‌دانستند مثلا می‌گفتند جن‌زده هستند. کتاب درباره همه این آدم‌هاست.
 
پس این «پرسه» زندگینامه خودتان است که کمی قالب داستان گرفته است؟
دقیقا. هر چه که را درباره آدم‌ها، شهر تهران، محله‌های تهران می‌داند شروع می‌کند به گفتن.شروع می‌کند به پرسه‌زدن در کوچه‌های تهران، درباره آداب و رسوم‌تهران در ماه رمضان و محرم و صفر می‌گوید می‌رسد به شب جمعه آخر سال، می‌رسد به چهارشنبه سوری و نوروز. همه اینها را من آنجا گفته‌ام و تا آنجا که حافظه‌ام یاری کرده فکر نمی‌کنم چیزی را از قلم انداخته باشم.
 
برای جمع کردن «فرهنگ برو بچه‌های تهرون» یادداشت‌ها را چطور جمع کردید؟ از دوستانتان می‌پرسیدید یا اینکه دراز می‌کشیدید و فکر می‌کردید و بعد هر چه به ذهن‌تان می‌آمد آن را یادداشت می‌کردید؟
از گذشته‌عادتم بود که هر چه را می‌دیدم آن را یادداشت می‌کردم و نگه می‌داشتم. من خیلی کاغذ دارم. مثلا من دنبال گذرهای تهران می‌گشتم و می‌رفتم بخش‌های قدیم تهران را پیدا می‌کردم و می‌پرسیدم و درباره آنها یادداشت برمی‌داشتم. از همه بچه‌های محل و تهران و هر کس را که پیدا کردم کمک گرفتم هنوز هم که هنوز است می‌روم جنوب شهر تهران چون بچه جنوب شهر تهرانم، نزدیک خندق و راه‌آهن.
به یاد تهرون گریه می‌کنممختاری منظورتان است؟
بله بعد شد مختاری. آن موقع به اسم سبزی‌کاران امین‌الملک معروف بود که بعد شد مختاری. شهر تا گمرک بیشتر نبود. بعد از آنجا به بعد همه‌اش باغ بود . من درباره همه این باغ‌ها نوشته‌ام. شما ببینید با ما چه کرده‌اند؟ من از لک‌لک‌ها صحبت کرده‌ام که دیگر نیستند، چرا نیستند؟
 
حالا به این مساله هم می‌رسیم، در کتابتان گفته‌اید که لهجه تهرانی- البته شما اصرار دارید که بگویید زبان تهران نه لهجه تهرانی- روز به روز گسترش پیدا می‌کند و وسیع‌تر و همه جا گیر می‌شود. روی چه حسابی وسیع‌تر می‌شود. رسانه‌ها در این میان لهجه تهرانی را گسترش می‌دهند یا اینکه مردم خودشان به سمت لهجه تهرانی کشیده می‌شوند؟
اگر از من بپرسید می‌گویم همه مجرم هستند.
 
بله از خود شما دارم می‌پرسم.
خب همه مجرم هستند.
 
یعنی شما مخالف این هستید که لهجه تهرانی همه جا گیر شود؟
صددرصد. حیف است. چطور می‌شود زبان کردی ما از بین برود یا زبان آذربایجان ما از بین برود. من می‌گویم زبان آذربایجانی چون یک فرهنگ غنی دارد، باید به آن «زبان» بگوییم. حیف نیست ما این زبان‌ها و لهجه‌های قشنگ را از دست بدهیم.
 
من اینها را نوشته‌ام و گفته‌ام اگر بچه تهران می‌خواهد حرف بزند از این کلمات استفاده کند. ما می‌گوییم «تیلیفون». تهرانی‌ها سعی کرده‌اند طوری حرف بزنند که دهانشان را زیاد باز نکنند و زبان اپرا همین را می‌خواهد. زبان تهران زبان شیرینی است به عقیده من.
بسیار خب من هم می‌گویم حیف است لهجه‌ای دیگر تحت‌الشعاع لهجه تهرانی قرار بگیرد و به خاطر فراگیر شدن لهجه تهرانی لهجه‌های دیگر تهدید شوند. اما شما در جایی از کتابتان گفته‌اید 100 یا 150 سال دیگر بچه‌های تهران نیستند که امپراتوری زبان خودشان را بر زبان‌های دیگر جشن بگیرند. اینجا تناقضی هست. شما از یک خوشحالی صحبت کرده‌اید و این را افتخار دانسته‌اید که بچه تهران هستید و لهجه‌تان امپراتور شده است اما از طرف دیگر اظهار تاسف می‌کنید که این لهجه، لهجه‌ای دیگر را از بین می‌برد. این دو مساله را چطور با هم جمع می‌کنید؟
این تناقض را من دوست داشته و به آن اعتقاد دارم. ببینید چرا من می‌گویم فراگیر شده. شما نگاه کنید به جمعیت تهران. قبل از وقایع شهریور 1320 کل جمعیت تهران حدود 500 یا 600 هزار نفر بود. چهار تا میدان بیشتر نداشت. حالا این همه جمعیت از کجا آمده است. از شهرستان آمده است. حالا به ما چه مربوط است که آمده‌اند تهران ما که نمی‌توانیم جلوی آن‌ها را بگیریم اما نگاه کنید همه آن‌ها مثل ما صحبت می‌کنند. من دارم می‌بینم کسی را که لهجه دارد ولی می‌گوید من بچه تهران هستم. خواه ناخواه 100یا 150 سال دیگر همه لهجه‌ها از بین می‌روند و می‌شوند لهجه تهران. آن هم لهجه ناقص تهران. دیگر آن‌ها بچه‌های اصیل تهران نیستند.
به یاد تهرون گریه می‌کنماتفاقا همین جا هم مساله‌ای هست. شما می‌گویید دیگر آن موقع بچه‌های تهران نیستند که جشن امپراتوری لهجه شان را بر لهجه‌ای دیگر ببینند. چرا؟ این همه بچه هر روز در تهران متولد و بزرگ می‌شوند مگر این‌ها بچه تهران حساب نمی‌شوند؟ یا اینکه نه از نظر ثبت احوال بچه تهران هستند ولی از نظر شما نیستند.
چرا من هم آن را حساب می‌کنم. مجبوریم آن‌ها را بچه تهران حساب کنیم. خود خانواده من 150 سال است که ساکن شهر تهران هستند. من الان تهرانی هستم. چطور به بچه‌ای که در تهران به دنیا آمده بگوییم بچه تهران نیست. بچه خود تهران است. پس چرا نمی‌توانند 150 سال بعد در جشن امپراتوری لهجه‌شان شرکت کنند؟ چون دیگر آن لهجه، آن لهجه سابق نیست. آن آدم‌ها، دیگر آن آدم‌های سابق نیستند. ببینید بچه تهران چاقو‌کشی بلد نیست. یک نفر از این چاقو‌کش‌هایی که توی تهران هستند بچه‌تهران نیستند. این‌ها از کجا آمده‌اند! یک نفر از بچه‌های تهران باج‌خور و باج‌گیر نبوده و نیست. بچه تهران یک خصلت دیگر دارد. من کوچک بودم و پدر بزرگم فوت کرد. او بازرگان بازار تهران بوده. اینجا بزرگ شده . پدر و مادر من اینجا به دنیا آمدند.الان ما این همه باج خور داریم که دستگیرشان می‌کنند. سر محله‌ها می‌گردانند و شلاق‌شان می‌زنند و محکوم‌شان می‌کنند. این‌ها بچه تهران نیستند. جوانمردی متأسفانه در تهران دارد از بین می‌رود.
شما می‌گویید لهجه تهرانی در حال از بین رفتن است. پس بچه‌های فعلی تهران در حال یاد گرفتن لهجه ناقصی هستند و در هر حال این لهجه، لهجه اصیل تهرانی نیست.
بله. اصلاً برای چه من این‌ها را نوشته‌ام. برای اینکه اگر کسانی بخواهند بگویند ما بچه تهران هستیم باید این‌ها را بلد باشند.
به یاد تهرون گریه می‌کنماحتمالاً شما مخالف آن لهجه تهرانی هستید که در فیلم و سریال‌های تلویزیونی با دهج کج کردن تبلیغ می‌شود و به آن عنوان لهجه تهرانی می‌دهند؟
من واقعاً رنج می‌برم. دو، سه بار هم در مصاحبه‌هایم چه در مطبوعات و چه در تلویزیون این را گفته‌ام. کارگردان بچه تهران نیست. خود کارگردان نمی‌داند باید چه‌کار کند. لااقل از من بچه تهران بپرسد که باید چه کار کند. من که نمی‌خواهم پول بگیرم. اما برای مشورت که می‌توانم کمکش کنم. دو، سه تا آدم درست می‌کند و بعد لباس مشکی تن‌شان می‌کند. کفش برقی پاشنه خوابیده پای آن‌ها می‌کند و یک دستمال هم دست‌شان می‌دهد که تکان تکان بدهند.
کلاه شاید سرشان می‌گذارد و یک لهجه بسیار زشت هم به خودشان می‌‌گیرند. همه هم لمپن هستند. شما دو تا فیلم نمی‌توانید پیدا کنید که لمپن نباشند. بچه تهران اینجوری نیست.
بچه تهران خیلی مودب است و خیلی ملایم حرف می‌زند. مگر به قول قدیمی‌ها پا روی دمش بگذارند. به هیچ قیمتی نمی‌توانند بچه تهران را راضی کنند که برود فلان کس را چاقو بزند. این کار را نمی‌کند. این چیزی است که من نوشته‌ام. چرا من کتاب بعدی‌ام را نوشته‌ام و خصوصیات بچه تهران را گفته‌ام.
 
بچه تهرون به مادرش بی‌احترامی نمی‌کرد. جلوتر از پدرومادرش راه نمی‌رفت.از روز اول محرم تا روز آخر کوچک‌ترین خلافی نمی‌کردند. دروغ نمی‌گفتند.
 توی همان «پرسه»؟
بله در همان «پرسه» همه خصوصیات بچه تهران را نوشته‌ام. خودم راه می‌روم و می‌بینم و از خودم می‌پرسم که چرا از هم رم می‌کنند. چرا از هم می‌ترسند در حالی که همه انسان هستیم.
به یاد تهرون گریه می‌کنمشما برای لهجه تهران تشبیه قشنگی به کار برده‌اید. آن را شبیه زبان اپرا دانسته‌اید که دهان زیاد باز نشده و کج و کوله نمی‌شود.
شما هر کلمه‌ای را که در زبان فارسی ببینید که آخرش به الف و نون ختم شده در لهجه تهران الفش حذف شده و جای آن «واو» گذاشته‌اند. مثلاً تهرون، شمرون، داغون، چرا؟ برای اینکه دهنش زیاد باز نشود. اگر بخواهد بگوید تهران باید دهانش را باز کند. بچه تهران دوست ندارد کسی توی دهنش را ببیند. حالا این لات و لوت‌هایی که توی فیلم‌ها و سریال‌ها می‌آورند و مدام دهن‌شان را این ور و آن‌ور می‌کنند و تا ته گلوشان پیداست بچه تهران هستند؟
عبارتی هست که می‌گویند «ببند در اون گاراژ رو» احتمالاً آن را برای همین لات و لوت‌هاساخته‌اند.
این‌ها مال بچه تهران نیست. شما نگاه کنید بعضی کلمات هست که به «الف» و «ز» می‌رسد «ز» را حذف می‌کند. مثل «عزیز جون» که می‌گوید «عزجون» یا «ا درخت» یا «ا دست» یا «ا راه» نمی‌گوید «از درخت»، «از دست» یا «از راه». این را نمی‌توانم بفهمم که چرا «ژ» در زبان تهران نمی‌آید. مثل مژگان یا مژه. بچه تهران می‌گوید مجگان یا مجه. بعد ما کلماتی داریم که تازه وارد زبان تهرانی شده است مثل کالباس. بچه تهران نمی‌گوید «کالباس» می‌گوید «کالواس».
 من اینها را نوشته‌ام و گفته‌ام اگر بچه تهران می‌خواهد حرف بزند از این کلمات استفاده کند. ما می‌گوییم «تیلیفون». تهرانی‌ها سعی کرده‌اند طوری حرف بزنند که دهانشان را زیاد باز نکنند و زبان اپرا همین را می‌خواهد. زبان تهران زبان شیرینی است به عقیده من. من اگر بچه تهران را توی خیابان ببینم که حرف بزند فوری می‌شناسمش و سراغش می‌روم و می‌پرسم کجای تهران هستی. تعصب دارم. البته این را هم بگویم کسی نمی‌داند من کجایی هستم. من بچه تفرش هستم. خانواده و تبار من تفرشی هستند ولی 150سال است که به تهران آمده‌اند.
به یاد تهرون گریه می‌کنمروی این عبارت‌ها و کلمات که حساس هستید چرا روی عنوان کتاب خودتان حساس نبوده‌اید؟ عنوان کتاب‌تان هست «فرهنگ بروبچه‌های ترون» در حالی که طبق حرف‌های شما عنوان آن باید «فرهنگ برو بچای ترون» می‌شده. یعنی بچه تهران نمی‌گوید «بچه‌های ترون» می‌گوید«بچای ترون».
درست است ولی موقع نوشتن باید یکسری مسایل را رعایت کرد تا بتوانند آن را بخوانند ما یه «چای» هم این بغل داریم که با آن قاطی می‌شود. من اگر اینطور می‌نوشتم اشتباه خوانده می‌شد. نباید اینقدر سختگیری کنیم که بچه‌های تهران نفهمند. باید کاری کنیم که آن را بپذیرند.
 
شما جوان بودید کفتر بازی هم می‌کردید؟
بله. چطور؟
 
تابستان که می‌شد پرستوها از کرج برمی‌گشتند. در هر خانه‌ای پرستو بود.کسی پرستو را اذیت نمی‌کرد. الان پرستو نمی‌بینید. شب‌کورها رفتند. گنجشک‌ها دارند می‌روند. کلاغ‌ها دارند می‌روند.
 من مدخل‌های فرهنگ «بروبچه‌های ترون» را که نگاه می‌کردم رسیدم به مدخل «کفتر» این را بگویم که شما برای 98 درصد مدخل‌ها شاهد نیاورده‌اید اما برای «کفتر»ها شاهد آورده‌اید. مثلا برای «کفتر امام رضا» یا «کفتر یک عباسی» شاهد آورده‌اید.
بله من کفتربازی هم کرده‌ام. با وجود آنکه پدرم مخالف بود من کفتر را دوست داشتم و هنوز هم دوست دارم. من کفتر و آهو را از مظلوم‌ترین وبی‌گناه‌ترین حیوانات دنیا می‌دانم. شما توی چشم آهو یا کفتر را نگاه کنید می‌بینید مظلومیت موج می‌زند. مخصوصا کبوتر سفید. اصلا سمبل صلح جهانی شده است.
من حیوانات را دوست دارم و در همین کتابی که نوشته‌ام درباره وضعیت پرندگان تهران اظهار تاسف کرده‌ام. لک‌لک در تمام تهران زیاد بوده در خیابان‌ها و مسجدها و امامزاده‌ها. این لک‌لک‌ها از کسی نمی‌ترسیدند و کسی هم آنها را آزار نمی‌داد. می‌گفتند نگهداری آنها ثواب دارد.
وقتی من می‌گویم این بچه‌ها، بچه‌های تهران نیستند برای همین است. بچه تهرون می‌گفت گناه دارد لک‌لک را اذیت کنیم. وقتی هوا سرد می‌شد از تهران می‌رفتند و وقتی هوا خوب می‌شد دوباره برمی‌گشتند. مردم می‌گفتند رفته‌اند مکه. ما به آنها می‌گفتیم حاجی لک‌لک. آدم متاثر می‌شود.
مادر توی خانه می‌نشست ناگهان صدای جغد می‌آمد. مادر پریشان می‌شد و می‌دوید و می‌گفت نکند جغد در خانه خودش باشه و دیوار روبه‌رو را نگاه کند. بعد می‌آمد و می‌دید مثلا جغد روی دیوار همسایه نشسته و دارد خانه خودش را نگاه می‌کند، دستپاچه می‌شد. هول می‌شد.
 می‌دوید و می‌رفت یک آینه و یک قرآن می‌گذاشت و بعد یک ظرف نقره‌ای پر از نقل و آبنبات می‌آورد. آینه را می‌گرفت طرف جغد و با او صحبت می‌کرد. به او نقل و آبنبات تعارف می‌کرد که از آنجا برود. می‌ترسید. اعتقاد داشت که ناله جغد ممکن است اتفاق بدی را خبر بدهد. اینها همه در تهران مرده است.
تابستان که می‌شد پرستوها از کرج برمی‌گشتند. در هر خانه‌ای پرستو بود.کسی پرستو را اذیت نمی‌کرد. الان پرستو نمی‌بینید. شب‌کورها رفتند. گنجشک‌ها دارند می‌روند. کلاغ‌ها دارند می‌روند. همه رفتند. اینهاست که باعث غم من می‌شود.
به یاد تهرون گریه می‌کنممن شنیده‌ام که شما به خاطر از دست رفتن این باورها و آداب بچه‌تهرانی‌ها در خلوت خودتان گریه می‌کنید.
پس چی. باور می‌کنید برای این کتابی که نوشتم – به جان خودم قسم می‌خورم- اقلا 40 بار گریه کردم.
 
برای همین «فرهنگ بروبچه‌های ترون»؟
نه. نه برای «پرسه» . ماه رمضان که می‌شد پدرم بیدارم می‌کرد و می‌رفتم پشت‌بام و تشت می‌زدم.
 
اطلاعات شما درباره تهران قدیم خیلی خوب است. شما مدخلی در همین کتاب‌تان دارید به اسم «کلوخ‌اندازان» که من در کتاب‌های جعفر شهری درباره تهران قدیم چیزی درباره آن ندیدم. ظاهرا قبل از اینکه ماه رمضان و ماه محرم شروع شود آدم‌هایی که می‌خواستند در این دو ماه پاک باشند قبل از آن همه خوشگذرانی‌های خودشان را می‌کردند و بعد وارد ماه محرم و رمضان می‌شدند. به این می‌گفتند «کلوخ‌اندازان».
الان هم هست. منتها برای بچه‌های قدیم تهران. الواطی می‌کردند. عیاشی می‌کردند. اینها به مذهب اعتقاد عجیبی داشتند. بچه تهرون به مادرش بی‌احترامی نمی‌کرد. جلوتر از پدرومادرش راه نمی‌رفت.از روز اول محرم تا روز آخر کوچک‌ترین خلافی نمی‌کردند. دروغ نمی‌گفتند.
 
طرح روی جلد کتاب‌تان سنگکی است که دوپاره شده. قسمت پایین سنگک هم در روی جلد بعد از شکل سنگک در حال عوض شدن است. برای نماد تهران چیز دیگری غیر از سنگک پیدا نکردید؟
مگر آن نان سنگک الان همان نان سنگک آن موقع است؟ ما الان نان سنگک نداریم یک چیزی شبیه آن نان سنگک است.
به یاد تهرون گریه می‌کنمیعنی تنها چیزی که برای شما نوستالژی تهران قدیم است همین نان سنگک است؟
دو، سه چیز است که سمبل شکم ماهاست. اشکنه است. آبگوشت است و سنگک. ولی متاسفانه اینها دیگر نیستند. من یک سال‌ونیم است که اصلا نان سنگک نخریده‌ام. برای اینکه تا داغ است باید بخورمش وگرنه باید دورش بیندازم. الان مگر از نان سنگک چه مانده است. هم شکلش عوض شده و هم پاره شده.
 
فرهنگ عامی و عامیانه و بومی حساسیت‌هایی دارد. خیلی از حرف‌ها را نمی‌توانید منتشر کنید. آنها را چکار کرده‌اید؟ مردم تهران آنها را باید فراموش کنند؟
نه من آنها را نوشته‌ام و دست بچه‌هایم داده‌ام. اگر آنها را حذف کنند من باز از آنها نگهداری می‌کنم. چراغی که روشن شد خاموش نمی‌شود. ممکن است به کورسو بیفتد ولی خاموش نمی‌شود.
آیا از بین می‌رود؟
 نویسنده از بین نمی‌رود. جامعه اصلا نویسنده پرورش می‌دهد. فکر نمی‌کنم چیزی از بین برود. من همه اینها را می‌دهم به انتشارات ققنوس و انتظار هم ندارم الان چاپ شوند یا چیزی گیر من بیاید. اعتقاد دارم به همه هم گفته‌ام که بنویسند. مهم نیست که الان چاپ نمی‌شود. فقط بنویسند ونگه دارند. بالاخره یک روزی همه اینها چاپ می‌شود.
 
منبع: سیمرغ
تنظیم : مسعود عجمی


به یاد تهرون گریه می‌کنم




  
نويسنده : امید ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦
تگ ها : به ، یاد ، تهرون ، گریه

به توصیه های عالم بزرگ گوش فرا دهیم !

برچسب های این مطلب:
به - به پادزهر گناهانتوصیه - به مقصد نهایی که همان - به گوشه ای از سخنان - تو به - تر و صحیح تر به - اینک برای این مهمّ به - تهذیب نفس سیر به - تو به - صحیح تر به مقصد نهایی - توصیه - توصیه هایی از حضرت آیت - توصیه رایگان های برای عالم - توبه پادزهر گناهان توصیه - به خرید توصیه - پادزهر گناهان توصیه هایی از - های - های ی از حضرت آیت الله - های ی است که می تواند - های ی که همان سعادت دنیا - پادزهر گناهانتوصیه های - از راه های - صحیح تر به مقصد ن های - و حسنات و انجام کار های - پادزهر گناهانتوصیه های ی از حضرت - از راه های ی است که - عالم - عالم ان از راه - عالم بزرگ حضرت آیت - عالم بزرگ گوش فرا ده - و سخن بزرگان و عالم - گوشه ای از سخنان عالم - ها 1740 عالم - برنامه بزرگان ارزان و عالم - بزرگان و عالم ان - از سخنان عالم بزرگ - بزرگ - بزرگ ان و عالمان - بزرگ حضرت آیت الله - بزرگ ترین دشمن آدمی شیطان - پای درس و سخن بزرگ - ای از سخنان عالم بزرگ - احساس تلخی کردیم بزرگ - آدمی شیطان بزرگ - و سخن بزرگ ان و عالمان - سخنان عالم بزرگ حضرت - گوش - گوش ه ای از سخنان عالم - گوش فرا ده 1740 - گوش ده 1740 - برای این مهمّ به گوش - 1740 عالم بزرگ گوش - 1740 د خوب گوش - 1740 عالم بزرگ گوش - مهمّ به گوش ه ای از - عالم بزرگ گوش فرا ده - فرا - فرا ده 1740 م - فرا گرفته با جمع - فرا ده 1740 م‎به - عالم بزرگ گوش فرا - 1740 ک کشور را فرا - عالم بزرگ گوش فرا - عالم دانلود بزرگ گوش فرا - بزرگ گوش فرا ده - کشور را فرا گرفته با - دهیم - دهیم روش ارزان - گوش رایگان فرا ارزان دهیم - !

توبه ، پادزهر گناهان


توصیه هایی از حضرت آیت الله جوادی آملی

جوادی آملینشستن بر پای درس و سخن بزرگان و عالمان ، از راه هایی است که می تواند ما را سریع تر و صحیح تر به مقصد نهایی که همان سعادت دنیا و آخرت است ، برساند .
اینک برای این مهمّ به گوشه ای از سخنان عالم بزرگ ،حضرت آیت الله جوادی آملی می نشینیم ؛
 

- تهذیب نفس


 در حقیقت تهذیب نفس ،سیر به سوی « مکانت برتر » است ، نه مکان بالاتر .مسافت و مسیر آن را باید در نهان و نهاد آدمی جستجو کرد نه در بیرون هستی او . ‏
 

‏- ترک رذایل و اجتناب از آن


« تخلیه » ، یعنی خالی کردن نفس از رذایل اخلاقی است و بر« تحلیه » یعنی آراستن نفس به زیور فضایل اخلاقی مقدم است .1چرا که تا نتوانیم خود را از نا پاکی ها پاک کنیم ، جایی برای رشد خوبی ها و پاکی ها وجود نخواهد داشت .
 

- سیر و سلوک عبد به سوی خدا


حرکت و صعود به سوی خداوند ، سیری عمودی است نه افقی و منظور از عمودی ، عمودی در هندسه الهی است نه در هندسه طبیعی ؛ به عبارتی این حرکت ، به معنای به مکانت ومقام و ارزش برتر راه یافتن است نه به مکان برتر رفتن . ‏ 

- اعتراف به ناقص و تهی بودن


انسان باید توجه کند که ناقص است و باید کامل شود و مسافر است و به زاد وراحله و راهنما نیاز دارد و بدیهی است که اگر کسی غافل باشد و نداند مسافر است در جای خود خواهد ماند و هیچ حرکت و انگیزه ای برای جنبش نخواهد داشت.2اگر نداند که مسافر است ، هیچ تلاشی برای به دست آوردن آذوقه برای سفر نخواهد کرد . ‏
 

- غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح سازگار نیست


انسان غافل ، ناخواسته و بدون آنکه متوجه شود  به دام گناه می‌افتد ، چرا که در خود بذر گناه را کاشته و روز به روز آن را آبیاری می کند . ‏هرچه انسان را از خدا باز ‌بدارد ، مایه سرگرمی اوست و انسانِ دنیازده ، مهذّب نیست ؛ خواه این دنیا « مال » دولتمند باشد یا « علم » دانشمند

‏- عبادت مؤثّر


عبادت آنگاه در تهذیب روح و تزکیه جان مؤثر است که عبادت‌کننده به مضامین آن ، عارف و معتقد باشد ، اما اگر عبادت‌کننده در متن عبادت غفلت کند وتنها به جسم عبادت تکیه کرده و به الفاظ بسنده کند ، دیگر راهی برای تزکیه او نیست. وقتی بر روی آینه ی وجودی انسان غباری از تاریکی ها و کثیفی ها پوشانده شود ، دیگر آینه چیزی را نشان نخواهد داد .توبه

 - توبه ، پادزهر گناه است


اهل معرفت چون گناه را سم می‌دانند ، توبه ، کفارات و حسنات و انجام کارهای خیر را پادزهر معرفی کرده‌اند که زهر را شست‌وشو می‌کند و ازبین می‌برد . ممکن نیست انسان مسموم بتواند به مقصد خود راه پیدا کند ، به همین‌جهت باید پیش گیری کند و قبلاً به کفاره ، توبه ، حسنات و... آن زهرها را شسشو داد تا بتوان انسانی پاک و مطهر شده  و به خدای صمد راه پیدا کرد. 3
 

‏- سخت ترین و بدترین دشمن ، دشمن داخلی است


بدترین دشمنِ سعادت و رستگاری آدمی ، نفس خودبین و هوس‌مدار اوست .  قبل از مبارزه با دشمن بیرون ، باید در سایه تهذیب نفس ، درون را رام کنیم و این همان جهاد اکبر است. 4
 

- نصحیت ‌پذیری و حق‌گرایی ، نشانه انتخاب راه درست ، و داشتن روح پاک است


اگر نصیحت‌ پذیری یا حتی شنیدن نصیحت برای ما دشوار باشد و به ذائقه ما تلخ آید، نشانه آن است که بیماریم ، همان‌طور که اگر از میوه یا غذای شیرین احساس تلخی کردیم. 5

 
‏- بازاری که تنها خریدار گم شدگان است !


در بازار انسان‌فروشی ،شیطان تنها خریدار گم‌شدگان است  و کاری با انسان‌های صالح ندارد . هر قطره اشکی که از چشم بنده صالح فرو می‌ریزد ، سیلی خانه خراب کنی برای شیطان و هر قدم خیری که عبد صالح برمی‌دارد ، تیری به سینه و چشم اوست. 6
 

‏- مراقب نعمت الهی باشیم !


کسی که توفیق تهذیب روح پیدا کرد ، باید بداند که نعمت الهی نصیبش شده و باید حق و قدر این نعمت را با استمرار بر جنگ با شیطان درون حفظ کند. 7اگر نصیحت‌ پذیری یا حتی شنیدن نصیحت برای ما دشوار باشد و به ذائقه ما تلخ آید، نشانه آن است که بیماریم ، همان‌طور که اگر از میوه یا غذای شیرین احساس تلخی کردیمشیطان

- بزرگترین دشمن آدمی!


شیطان ، بزرگترین دشمن انسان است . در برابر او که مانع و رهزن سیر آدمی به سوی خداست ، باید صف‌آرایی کنیم و با همه ساز و برگ نظامی خود به جنگ او برویم ، اگر چنین کردیم جانمان تزکیه می ‌شود و درجاتمان بالاتر می‌رود. 8 

‏-دنیا ، تنها ابزار سرگرمی است


 هرچه انسان را از خدا باز ‌بدارد ، مایه سرگرمی اوست و انسانِ دنیازده ، مهذّب نیست ؛ خواه این دنیا « مال » دولتمند باشد یا « علم » دانشمند. 9 

- تعلّق به دنیا را رها کنید!


مهمترین و بزرگترین مانعی که بر سر راه انسان سالک قرار دارد ، تعلّق به دنیاست .تا دل غبارروبی نشود و مانع برطرف نگردد ، خورشید کمال نمی‌تابد و گوهر وصل نمی‌درخشد. 10
 

- غبار روح را پاک کنیم


راه قطع علایق از غیرخدا ، راهی است که پیمودن آن مایه تزکیه نفس و نزاهت روح است و انصراف از آن مایه تیرگی روح ، هر علاقه‌ای که به غیرخدا باشد غباری بر روح است و جان غبارآلود ، راهی به حریم خدا ندارد. 11 

- " دل " را " گِل " نکنیم!


کسی‌که حقیقت و ارزش خود را بشناسد ، می‌داند که ارزش جانِ آدمی به معارف الهی است. دلی که معرفت خدا و اولیای او در آن نیست « گِل » است نه « دل »، و آن‌کس که دارای چنین گوهری نباشد ، انسان نیست. 12 
زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها :
1. عبدالله جوادی آملی ، مراحل اخلاق در قرآن ، ج 11، ص21 . ‏
2. همان ، ص23 ‏.
‏3. همان ، ص69. ‏
‏4. همان ، ص73. ‏
‏5. همان ، ص88. ‏
‏6. همان ، ص97. ‏
‏7. همان ، ص99. ‏
‏8. همان ، ص104. ‏
‏9. همان ، ص123. ‏
‏10. همان، ص124. ‏
‏11. همان ، ص133. ‏
‏12. همان ، ص214. ‏
 منبع : نشریه گلبرگ ، ش 117
 



  
نويسنده : امید ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳
تگ ها : به ، توصیه ، عالم ، بزرگ

به خانه خوش آمدی !

برچسب های این مطلب:
به - به خانه خوش آمدی - به تر است که مادر در - به محض ورود کودک - به - کفش بازگشت از مدرسه به - در خانه باشد و به - محض ورود کودک به - به خانه خوش - بازگشت از مدرسه به تر است که - خانه - خانه خوش آمدی یک - خانه باشد و به محض - خانه هستی خوشحال به نظر - به خانه - است که مادر در خانه - از اینکه در خانه - مادر نمی‌تواند شخصاً در خانه - به خانه خوش آمدی - مادر در خانه باشد و - خوش - خوش آمدی یک روز - خوش امد بگوید مادر به - خوش حال به نظر می‌رسی - به خانه خوش - ورود کودک به او خوش - از اینکه درخانه هستی خوش - بازگشت کودکش به او خوش - به خانه خوش آمدی - به او خوش امد بگوید - آمدی - آمدی یک روز از - آمدی سوخت به - آمدی عکس عکس - به خانه خوش آمدی - به خانه خوش آمدی - رایگان خوش سوخت برای آمدی - خانه خوش آمدی یک - خانه خوش آمدی - !

به خانه خوش آمدی !
یک روز از زندگی کودک (3)
صبح به خیر کوچولو!

قسمت اول ( شادی خراب کن)
قسمت دوم (جنگ ، سر بند کفش)
 

بازگشت از مدرسه

بهتر است که مادر در خانه باشد و به محض ورود کودک به او خوشامد بگوید. مادر به جای این که از او سوالاتی پیش پاافتاده نظیر: « مدرسه چه‌طور بود؟ » و « خوب، امروز چه کار کردید؟ » بکند، که معمولاً جواب‌های پیش پا افتاده‌ای همچون : «هیچ کار» دارند، می‌تواند عباراتی را بیان کند که حاکی از درک رنج ها و کوشش‌های کودک در مدرسه باشد:
 
« قیافه‌ات نشان می‌دهد که روز سختی داشتی.»
« شرط می‌بندم که نمی‌توانستی منتظر باشی تا مدرسه تعطیل شود.»
« از اینکه درخانه هستی خوشحال به نظر می‌رسی.»
 
وقتی مادر نمی‌تواند شخصاً در خانه باشد تا به هنگام بازگشت کودکش به او خوشامد بگوید، می‌تواند پیغامی برای او بگذارد و در آن بگوید که کجا رفته است. بعضی از والدین که فرزندشان به مدرسه می‌رود، از پیام‌های کتبی برای عمیق‌تر ساختن رابطه با فرزندشان استفاده می‌کنند. برای آنها، نشان دادن قدردانی و عشق و علاقه از طریق کتبی راحت‌تر است.
 
بعضی از والدین پیغام خودشان را روی نوار ضبط می‌کنند. کودک می‌تواند بارها و بارها به صدای مادر خود گوش دهد. به هر حال، چنین پیام‌هایی، ارتباطی معنی‌دار بین والدین و کودک پدید می‌آورد.
 

بازگشت پدر به خانه

وقتی پدر هنگام غروب به خانه باز می‌گردد، احتیاج به یک دوره ی انتقالی آرام از درخواست‌های دنیای بیرون به درخواست‌های خانواده‌اش دارد. پدر نباید در آستانه ی در با انبوهی از شکایات و تقاضا‌ها مواجه شود. یک نوشیدنی آماده، یک دوش آب گرم ، روزنامه ی عصر، مجله ی هفتگی و یا مدت کوتاهی « بدون سوال » آرامشی ایجاد می‌کند که به کیفیت زندگی خانوادگی به طور قابل توجهی می‌افزاید. از سال‌های نخستین کودکی، کودکان یاد می‌گیرند که وقتی بابا به خانه می‌آید ، به یک دوره ی کوتاه سکوت و آسایش احتیاج دارد. از طرفی دیگر، زمان صرف شام باید موقع صحبت کردن باشد. تأکید باید بیشتر روی غذای فکر باشد تا غذای شکم سیر کن. بایستی توجه کمتری نسبت به طرز غذا  خوردن کودک و غذایی که می‌خورد، بشود. اعمال انضباطی باید کمتر بیان شوند و به جای آن بایستی نمونه‌های بی شماری از هنر قدیمی‌ها در گفتگو ذکر شود.
 

وقت خواب

در بسیاری از خانواده‌ها، وقت خواب دیوانه‌کننده است. کودکان و مادر دست به دست هم می‌دهند و جامعه ی کوچکی پدید می‌آورند که در آن، هر کدام دیگری را مأیوس می‌سازد. کودکان سعی می‌کنند تا آنجا که ممکن است بیدار بمانند، در حالی که مادر از آنها می‌خواهد هر چه زودتر بخوابند. مواقع خواب، زمان عمده ی ایرادگیری برای مادران و زمان بهانه‌گیری و طفره روی تاکتیکی برای کودکان می‌شود.
 
کودکانی که هنوز به مدرسه نمی‌روند ، محتاجند که مادر یا پدر آنها را بخوابانند. از وقت خواب می‌توان برای ایجاد گفتگوی صمیمانه و خودمانی با کودک خود استفاده کرد. در نتیجه، کودکان به تدریج به وقت خواب علاقه‌مند می‌شوند. آنها از اینکه «زمانی را تنها با» پدر یا مادر خود باشند، خوششان می‌آید.

اگر والدین ناراحتی و سختی گوش دادن به حرف‌های کودک را بر خود هموار سازند، کودک یاد خواهد گرفت که ترس‌ها، امیدها و آرزوهایش را با آنان در میان بگذارد. این تماس‌های صمیمانه، کودک را از اضطراب رها می‌سازد و او را به خواب خوش فرو می‌برد. بعضی از کودکان بزرگتر نیز دوست دارند که پدر و یا مادر آنها را بخوابانند. به این خواسته ی آنها باید احترام گذاشته و آن را واقعیت بخشید. کودکان نباید به خاطر خواستن چیزهایی که از نظر والدین « افکار کودکانه » است، مورد تمسخر و سرزنش قرار گیرند. وقت خواب در مورد کودکان بزرگتر بایستی تغییر پذیر باشد: «وقت خواب بین ساعت هشت و نه [یا بین نه و ده] است. تصمیم بگیر که دقیقاً چه ساعتی می‌خوابی.»
 
وقتی کودک ادعا می‌کند که « فراموش کرده » مسواک بزند یا وقتی کودک یک لیوان آب می‌خواهد، بهترین کار برای والدین این است که درگیر جنگ با او نشوند.
 
ادامه دارد...
 

منبع :برگرفته از کتاب "رابطه والدین با فرزندان" (راه حل های جدید برای مسائل قدیمی )- با تغییر و تلخیص
نویسنده :دکتر هایم جی .گینات
 

مقالات مرتبط :
درخت ، برای بالا رفتن است                    
تربیت از زاویه ی دیگر                                       
5 جمله خوب،5جمله بد                           
من این جام ، نترس                                          
باز غلط از آب درآمد                                
از دخالت ناشیانه در تربیت بازایستیم                       

به خانه خوش آمدی !




  
نويسنده : امید ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠
تگ ها : به ، خانه ، خوش ، آمدی

به کارگیری روش بیزی برای بهبود کارایی روش شکل دهی پرتو مبتنی بر Maximum SINR

برچسب های این مطلب:
به - به ایی محمد مهدی - به کارگیری روش بیزی برای - به بود کارایی روش شکل دهی - نوشته شده توسط شیخ به - عنوان مقاله به - کارگیری روش بیزی برای به - شیخ به - توسط شیخ به ایی - مقاله به کارگیری روش - کارگیری - کارگیری روش بیزی برای بهبود - کارگیری نرم افزار روش رایگان - عنوان مقاله به کارگیری - به کارگیری - به کارگیری روش بیزی - روش - روش بیزی برای بهبود کارایی - روش شکل دهی پرتو مبتنی - روش بیز 1740 - مقاله به کارگیری روش - بیزی برای بهبود کارایی روش - کارگیر 1740 روش - دیدنی بهبود کارایی روش - به کارگیری روش بیزی برای - بهبود کارایی روش شکل دهی - بیزی - بیزی برای بهبود کارایی روش - بیزی عکس برای نرم افزار - به کارگیری روش بیزی - نرم افزار روش رایگان بیزی - کارگیری روش بیزی برای بهبود - برای - برای بهبود کارایی روش شکل - برای فروشگاه ت 1740 - برای نرم افزار بهبود آنلاین - به کارگیری روش بیزی برای - ‎ دانلود برای - روش رایگان بیزی عکس برای - روش بیزی برای بهبود کارایی - دانلود برای فروشگاه ت - بهبود - بهبود کارایی روش شکل دهی - بهبود کارایی روش شکل ارزان - بهبود کارایی روش شکل ده - کارگیری روش بیزی برای بهبود - 1740 دیدنی بهبود - برا 1740 بهبود - برا 1740 بهبود - بیزی برای بهبود کارایی روش - دیدنی بهبود کارایی روش - کارایی - کارایی روش شکل دهی پرتو - کارایی روش شکل ارزان ده - کارایی روش شکل ده - روش بیزی برای بهبود کارایی - 1740 دیدنی بهبود کارایی - 1740 بهبود کارایی - 1740 بهبود کارایی - برای بهبود کارایی روش شکل - دیدنی بهبود کارایی روش شکل - روش - روش بیزی برای بهبود کارایی - روش شکل دهی پرتو مبتنی - روش بیز 1740 - مقاله به کارگیری روش - بیزی برای بهبود کارایی روش - کارگیر 1740 روش - دیدنی بهبود کارایی روش - به کارگیری روش بیزی برای - بهبود کارایی روش شکل دهی - شکل - شکل دهی پرتو مبتنی بر - شکل ارزان ده 1740 - شکل ده 1740 - برای بهبود کارایی روش شکل - دیدنی بهبود کارایی روش شکل - بهبود کارایی روش شکل - بهبود کارایی روش شکل - کارایی روش شکل دهی پرتو - کارایی روش شکل ارزان ده - دهی - دهی پرتو مبتنی بر - دهی عکس پرتو برنامه ارزان - بهبود کارایی روش شکل دهی - کارایی مجموعه روش شکل دهی - روش شکل دهی پرتو مبتنی - پرتو - پرتو مبتنی بر - پرتو مبتن 1740 - پرتو مبتن 1740 - کارایی روش شکل دهی پرتو - ده 1740 پرتو - 1740 خرید اینترنتی پرتو - ده 1740 پرتو - شکل دهی پرتو مبتنی بر - 1740 پرتو مبتن - مبتنی - مبتنی بر - مبتنی عکس بر خرید اینترنتی - روش شکل دهی پرتو مبتنی - عکس پرتو برنامه ارزان مبتنی - دهی پرتو مبتنی بر - بر - بر ای بهبود کارایی روش شکل - بر - بر ق 2004 - به کارگیری روش بیزی بر - شکل دهی پرتو مبتنی بر - دوازدهمین کنفرانس مهندسی بر - بیز 1740 بر - روش بیزی بر ای بهبود کارایی - پرتو مبتنی بر - - - مکان - - دهی پرتو مبتنی بر - 1740 بر - 1740 بر - 1740 بر - مبتنی بر - بر - - - مکان - ‎ - پرتو مبتنی بر - 1740 بر - 1740 بر - بر کاهش - بر - بر مکان
نوشته شده توسط شیخ بهایی ، محمد مهدی ، محمود کریمی   
عنوان مقاله به کارگیری روش بیزی برای بهبود کارایی روش شکل دهی پرتو مبتنی بر Maximum SINR

مکان :

دانشگاه فردوسی مشهد

نام نویسنده :

شیخ بهایی ، محمد مهدی ، محمود کریمی

سال انتشار :

 1385

محل انتشار :

دوازدهمین کنفرانس مهندسی برق ICEE2004

حجم فایل :

743 کیلو بایت دریافت مقاله   www.HamkelasY.com


hamkelasy . com

  
نويسنده : امید ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
تگ ها : به ، کارگیری ، روش ، بیزی

به بچه‌های بدغذا چگونه غذا بدهیم؟

برچسب های این مطلب:
به - به خوردن غذایی که دوست - به انه‌گیری است؛ یعنی پایا‌ن‌ناپذیر است - به تدریج زیاد می‌شود؛ تا - است و اجبار کودک به - بعضی بچه‌ها از جنس به - فهرست غذاهایی که نمی‌خورد به - مربا می‌خورد این به - اجبار کودک به خوردن غذایی - از جنس به انه‌گیری است؛ یعنی - بچه‌های - بچه‌های بدغذا چگونه غذا گالری - کاهش به بیشترین بچه‌های - بدغذا - بدغذا یی بعضی بچه‌ها از جنس - بدغذا چگونه غذا بدهیم - بدغذا چگونه غذا رایگان بدهیم - اما بدغذا - برنامه به بچههای بدغذا - به بچههای بدغذا - بچهها 1740 بدغذا - اما بدغذا یی بعضی بچه‌ها - به بچههای بدغذا چگونه غذا - چگونه - چگونه غذا بدهیم - چگونه غذا رایگان بدهیم - چگونه غذا بده 1740 - برنامه به بچههای بدغذا چگونه - به بچههای بدغذا چگونه - 1740 بدغذا چگونه - 1740 بدغذا چگونه - بچههای بدغذا چگونه غذا بدهیم - بچههای بدغذا چگونه غذا رایگان - غذا - غذا ها امتناع می‌کنند لازم - غذا خیلی عجیب‌وغریب باشد تا - غذا یی که دوست ندارد - بچه‌ها از خوردن برخی غذا - لازم نیست آن غذا - اجبار کودک به خوردن غذا - اما بد غذا - خوردن برخی غذا ها امتناع می‌کنند - نیست آن غذا خیلی عجیب‌وغریب - بدهیم؟

تاریخ انتشار پنجشنبه 23 دی 1389 تعداد مشاهده : 1678 ارسال برای دوستان
به بچه‌های بدغذا چگونه غذا بدهیم؟

دکترمحمدولی سهامی/ روان‌پزشک کودک و خانواده
گاهی بچه‌ها از خوردن برخی غذاها امتناع می‌کنند. لازم نیست آن غذا خیلی عجیب‌وغریب باشد تا بچه از آن بدش بیاید؛ مثلا گوجه‌فرنگی یا لوبیا. البته این حق طبیعی کودک است و اجبار کودک به خوردن غذایی که دوست ندارد، درست نیست و باید با بردباری رفتار کنید...
اما بدغذایی بعضی بچه‌ها از جنس بهانه‌گیری است؛ یعنی پایا‌ن‌ناپذیر است و فهرست غذاهایی که نمی‌خورد به تدریج زیاد می‌شود؛ تا جایی که مثلا فقط نان و مربا می‌خورد. این بهانه‌گیری حتی ممکن است به بشقاب غذا و رنگ لیوان هم سرایت کند. در واقع کودک بهانه‌گیر سعی دارد از غذا به عنوان ابزاری برای تسلط بر والدین استفاده کند. می‌پرسید راه‌حل چیست؟ پاسخ من به شما 6 جزء است:
1) اگر فرزندتان ناگهان علاقه‌اش را به غذایی از دست می‌دهد و از خوردن آن امتناع می‌کند، به این موضوع توجهی نکنید. اجازه دهید آنچه دوست دارد بخورد و آنچه را نمی‌خواهد نخورد و پس از اتمام زمان غذا خوردن، ظرف غذایش را بدون هیچ اشاره و اهمیت دادن به موضوع بردارید. اگر مشخص کرد که: «من از لوبیا بدم می‌آید» حساسیت نشان ندهید و چند روز بعد دوباره لوبیا در غذا بریزید. احتمالا غذایش را می‌خورد چون می‌داند علاقه نداشتنش جلب توجه نمی‌کند و باید دنبال راه دیگری باشد.
2) سخت‌گیر نباشید. اگر کودک همواره از خوردن غذای خاصی خودداری می‌کند، برایش غذای دیگری تهیه کنید ولی چهره کودک‌تان را در نظر بگیرید. اگر متوجه شود که این موضوع کانون توجه شما شده، بلافاصله آن را به عنوان وسیله‌ای برای تسلط بر شما به کار خواهد گرفت.
3) وقتی کودک به خوبی غذا می‌خورد از او تعریف و تمجید کنید. اگر اصرار دارید بچه به خاطر شما یا پدرش 3 قاشق بیشتر بخورد، باید آن 3 قاشق را میل کند و هیچ تخفیفی قائل نشوید.
4) هرگاه متوجه شدید دلیل علاقه نداشتن به غذای خاص، طعم و مزه غذا نیست و تنها احساس نامطلوب غذا در زبان و دهان است، شیوه تهیه را عوض کنید. بیشتر کودکان به هویج خام بیشتر از پخته علاقه‌مندند یا سیب‌زمینی سرخ‌کرده را به آب‌پز ترجیح می‌‌دهند. برحسب میل کودک، نوع غذا را تغییر دهید.
5) هیچ‌گاه چند نوع خوراکی را به کودک پیشنهاد ندهید تا از میان آنها یکی را برگزیند؛ زیرا این کار برایتان دردسرساز می‌شود. تا حد امکان، برای اعضای خانواده یک نوع غذا بپزید. او باید بفهمد که خانه، رستوران نیست؛ وگرنه پیام نادرستی از غذا خوردن دریافت می‌کند.
6) اگر فرزندتان غذایش را نمی‌خورد، او را تا اتمام غذا سرسفره یا میز ننشانید و با او سازش کنید: «3 قاشق از غذاتو بخور، بعد می‌تونی بری!» و کوتاه نیایید و این 3 قاشق را جدی بگیرید. نگران نباشید و باور کنید که فرزند‌تان با یک وعده غذا نخوردن از گرسنگی نمی‌میرد و سوءتغذیه نمی‌گیرد؛ پس باقیمانده غذایش را نخورید یا به او جایزه‌ای مثل شکلات و بیسکویت ندهید چون باید بداند که اگر غذایش را نخورد چیز دیگری به جای غذا به او داده نخواهد شد.




  
نويسنده : امید ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۱
تگ ها : به ، بچه‌های ، بدغذا ، غذا