درسی که از حسین باید آموخت

برچسب های این مطلب:
درسی - درسی که از حسین باید - درسی که از حسین باید - درسی سوخت که برای از - درسی - دکتر علی شریعتی درسی - درسی - درسی که از - شریعتی درسی که از - که - که از حسین باید آموختمردی - که ابراهیم را و کعبه - که هنر خوب مردن - درسی که - مسجد پیامبر را و م که - فرزند خانواده ای است که - این جهان هیچکس نیست که - درسی که از حسین - را و م که ابراهیم را - از - از حسین باید آموختمردی - از خانه فاطمه بیرون آمده - از خانه فاطمه بیرون آمده - درسی که از - حسین باید آموختمردی از - مردی از - دوشادوش او زنی نیز از - درسی که از حسین باید - باید آموختمردی از خانه فاطمه - حسین - حسین باید آموختمردی از خانه - حسین وارث آدم که به - حسین وارث آدم دکتر - درسی که از حسین - است و حسین - را بیاموزد منبع حسین - درسی که از حسین - که از حسین باید آموختمردی - و حسین وارث آدم - باید - باید آموختمردی از خانه فاطمه - باید مرد آموزگار - باید زیست را آموخت - درسی که از حسین باید - که چگونه باید - انسان چگونه باید - فرزندان آدم چگونه باید - از حسین باید آموختمردی از - چگونه باید مرد - آموخت - آموخت مردی از خانه فاطمه بیرون - آموخت ه است در این جهان - آموخت اکنون آمده است - که از حسین باید آموخت - در مکتب حیات خوب آموخت - باید زیست را آموخت - که از حسین باید آموخت - حسین باید آموخت مردی از خانه - حیات خوب آموخت ه است در

درسی که از حسین باید آموخت

محرممردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . مدینه را می نگرد و مسجد پیامبر را و مکه ابراهیم را و کعبه ی به بند نمرود کشیده را و اسلام را و پیام محمد (ص) را و کاخ سبز دمشق را و در بندکشیدگان را و ...
مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است...
بار سنگین همه این مسئولیت ها بر دوش او سنگینی می کند او، وارث رنج بزرگ انسان است.
تنها وارث آدم، تنها وارث ابراهیم و تنها وارث محمد! و...
مردی تنها! اما نه، دوشادوش او زنی نیز از خانه فاطمه بیرون آمده است، گام به گام او، نیمی از بار سنگین رسالت برادر را بر دوش خود گرفته است.
مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است، تنها و بی کس، با دست های خالی، یک تنه به روزگار وحشت و ظلمت و آهن یورش برده است. جز مرگ سلاحی ندارد اما او فرزند خانواده ای است که "هنر خوب مردن" را در مکتب حیات خوب آموخته است.
در این جهان هیچکس نیست که همچون او بداند که :"چگونه باید مرد ؟
"آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در "توانستن"می فهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه"می دانند، بیاموزد که :"شهادت" نه یک "باختن" که یک "انتخاب" است.
و حسین وارث آدم که به بنی آدم زیستن داد و وارث پیامبران بزرگ که به انسان، "چگونه باید زیست" را آموخت.
اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم "چگونه باید مرد" را بیاموزد.

منبع

:
حسین وارث آدم، دکتر علی شریعتی


درسی که از حسین باید آموخت




  
نويسنده : امید ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
تگ ها : درسی ، حسین ، باید ، آموخت

نیمه گمشده ما باید شبیه ما باشد یا متضاد ؟!

برچسب های این مطلب:
نیمه - نیمه مکمل وجودی خود باشد - نیمه برترین گمشده خرید اینترنتی - ازدواج باید به دنبال نیمه - خرید نیمه - به دنبال نیمه مکمل وجودی - گمشده - گمشده ما با 1740 - گمشده ما خرید با - گمشده ما با 1740 - ن 1740 مه گمشده - ن 1740 مه گمشده - ن 1740 مه گمشده - متضاد‎ن 1740 مه گمشده - 1740 مه گمشده ما با - 1740 مه گمشده ما خرید - ما - ما ل و وحدت برسد - ما موفق تر از ازدواج - ما ست دلیلش این است - های طرف مقابل به ک ما - ازدواج های سنتی گذشتگان ما - ازدواج های مدرن روزگار ما - است که مردم آن ز ما - مقابل به ک ما ل و وحدت - سنتی گذشتگان ما موفق تر - باید - باید با انتخاب زنی که - باید به دنبال نیمه مکمل - باید در انتخاب همسر دچار - عبارت دیگر یک مرد باید - انسان به هنگام ازدواج باید - خودش ن باید - اما انسان باید - یک مرد باید با انتخاب - هنگام ازدواج باید به دنبال - شبیه - شبیه خود می گردند - شبیه خودش می گردد تا - شبیه او نباشد و آن - به دنبال یک نفر شبیه - است که دنبال کسی شبیه - کسی ازدواج کند که شبیه - مردم حال حاضر دنبال شبیه - یک نفر شبیه خود می - دنبال کسی شبیه خودش می - ما - ما ل و وحدت برسد - ما موفق تر از ازدواج - ما ست دلیلش این است - های طرف مقابل به ک ما - ازدواج های سنتی گذشتگان ما - ازدواج های مدرن روزگار ما - است که مردم آن ز ما - مقابل به ک ما ل و وحدت - سنتی گذشتگان ما موفق تر - باشد - باشد حال سوال این - باشد و آن چه او - باشد تا با کمک توانمندی - است که حامل تضادها باشد - کند که شبیه او ن باشد - ندارد در اختیار داشته باشد - کنند که شبیه خودشان باشد - حامل تضادها باشد حال - شبیه او ن باشد و آن - یا - یا ر داشته باشد تا با - یا نه خوبی داشتند اما مردم - یا یند آغاز این ازدواج - چه او ندارد در اخت یا - و با جمع اضداد م یا - توانند با هم کنار ب یا - ازدواج ها خوشایند و پا یا - ندارد در اخت یا ر داشته باشد - جمع اضداد م یا نه خوبی داشتند - متضاد - متضاد یکدیگر هستند چطور می - متضاد در زندگی مشترک دست - متضاد - که ۲ انسانی که متضاد - پذیرش نظرهای مخالف و متضاد - 1740 ا متضاد - 1740 ا متضاد - انسانی که متضاد یکدیگر هستند - مخالف و متضاد در زندگی - ؟!



به گفته دکتر ناصری برخلاف تصور عموم مردم که به هنگام ازدواج به دنبال یک نفر شبیه خود می گردند، آن چه یک ازدواج را به تکامل می رساند، جمع شدن اضداد است که به رشد و تکامل می انجامد. به عبارت دیگر یک مرد باید با انتخاب زنی که موردپسند اوست، روان زنانه اش را تقویت کند و یک زن روان مردانه اش را ،به این ترتیب ازدواجی تکامل بخش است که حامل تضادها باشد.

حال سوال این جاست که ۲ انسانی که متضاد یکدیگر هستند چطور می توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟

نکته همین جاست. فقط یک انسان خودخواه است که دنبال کسی شبیه خودش می گردد تا بشوند دو تا؛ در صورتی که یک انسان بالغ و دیگرخواه می خواهد با کسی ازدواج کند که شبیه او نباشد و آن چه او ندارد در اختیار داشته باشد تا با کمک توانمندی های طرف مقابل به کمال و وحدت برسد.

اگر می بینید که ازدواج های سنتی گذشتگان ما موفق تر از ازدواج های مدرن روزگار ماست، دلیلش این است که مردم آن زمان تضادها را بهتر می پذیرفتند و با جمع اضداد میانه خوبی داشتند اما مردم حال حاضر دنبال شبیه سازی هستند و می خواهند کسی را پیدا کنند که شبیه خودشان باشد.   در ازدواج های جدید هرکسی خودش را دوست دارد و می خواهد یک نفر مثل خودش را انتخاب کند غافل از این که دو قطب همنام پس از مدتی هم را دفع می کنند و نمی توانند با هم کنار بیایند. آغاز این ازدواج ها خوشایند و پایانش حامل تلخی و جدایی است اما ازدواج های سنتی با تضاد شروع می شود و ۲ نفر به رشد و تکامل می رسند و زندگی پایداری را تجربه می کنند.
در ازدواج های سنتی«دوستی» وجود دارد که با گذشت زمان عمیق تر می شود اما در ازدواج های مدرن عشق مثل شهاب گذراست و فقط لحظه ای آسمان را روشن می کند.

این روان پزشک تاکید می کند: هدف ما دفاع از ازدواج سنتی یا رد ازدواج مدرن نیست زیرا انسان چه در عصر سنتی و چه در عصر مدرن مشکلات زیادی داشته است.

لازم است انسان با نگاه به سنت و مدرنیته و با ورود به دوره پست مدرن سعی کند مشکلات آن دوران را پشت سر بگذارد و با بصیرت از امتیازات گذشته بهره ببرد.

جالب است که اساس دوره پست مدرن بر تضاد بنا شده حتی در ادبیات، معماری و فلسفه. برای همین است که به نقطه شروع بحث بر می گردیم و این که انسان به هنگام ازدواج باید به دنبال نیمه مکمل وجودی خود باشد و نه شبیه خودش.

نباید در انتخاب همسر دچار خودشیفتگی یا خودپسندی شد زیرا این کار آفت ازدواج است و باعث می شود فرد تصور کند آن قدر بی عیب و ایراد است که می تواند یک نفر عین خودش را تحمل کند.

اما پس از مدتی در می یابد که اشتباه کرده است و قادر نیست همسری را که آن همه در وجودش به دنبال شباهت بود، بپذیرد. واقعیت این است که در زندگی هم مثل طبیعت جمع اضداد است که ادامه حیات را میسر می کند. مثل گرما و سرما، آتش و آب، تاریکی و روشنایی که در کنار هم معنا می دهند و تضاد زیربنای هر تکاملی در زندگی است. اگر تضاد نباشد رشد و تکامل شخصیت ناممکن است.
اما انسان باید به هنگام ازدواج آن قدر به بلوغ رسیده باشد که بتواند آبرومندانه تعارضات و تضادها را حل و سعی کند کمترین آسیب را به طرف مقابل و زندگی اش وارد کند تا به رشد و تکامل برسد.  
اتفاقی که اغلب رخ می دهد این است که غرور، قدرت و استقلال نزد مرد انباشته می شود و عاطفه ، احساس و وابستگی نزد زن احتکار می شود. مردی که نخواهد از قدرتش به زن انفاق کند و زنی که عواطف و عشق را زندانی می کند و به مرد نمی بخشد هیچ یک نمی توانند تکامل را تجربه کنند؛ زیرا نتوانسته اند تعارضات را بین خودشان حل کنند. در این شرایط زندگی مثل بازاری می شود که کسی نمی خواهد چیزی بخرد یا بفروشد و به اصطلاح «کساد» می شود.  
به گفته دکتر ناصری ازدواج خوب ازدواجی است که تحمل و گذشت در آن حرف اول را بزند، چیزی که در زندگی مشترک جوانان امروز ما نایاب است. ازدواجی که هر ۲ طرف بدانند همه حق یا حقیقت با آن ها نیست و آن ها نیاز دارند روی حرف خود پا بگذارند تا تجربه های بهتری کسب کنند. با بخشیدن و انفاق کردن می توان به پذیرش نظرهای مخالف و متضاد در زندگی مشترک دست یافت.



عکس هایی از کریم باقری و همسرش در یک گالری هنری حرکات عاشقانه یک دختر و پسر در مسابقات تیراندازی در ایران / عکس تستی جالب با عکس این دختر خانم ! ثروتمندان هالیوود که روزگاری بسیار فقیر بودند / عکس تجاوز جنسی و دامن کوتاه زنان نیویورک


  
نويسنده : امید ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ ها : نیمه ، گمشده ، ما ، باید

آنچه که والدین باید بدانند

برچسب های این مطلب:
آنچه - آنچه که والد 1740 - آنچه که والد 1740 - آنچه که والد 1740 - آموزش خانواده آنچه - ‎آموزش خانواده آنچه - سئو آنچه - د بدانند کانون‎ آنچه - آنچه که والد - آنچه که والد - که - که سر راه فرزندان وجود - که به فرزندان انگیزه دهیم - که والدین به صحبت های - بکوشیم با برداشتن موانعی که - وظیفه ما آن است که - ترین دلایل آن است که - روش معقول و مناسبی که - برداشتن موانعی که سر راه - آن است که به فرزندان - والدین - والدین شان آنان را درک - والدین به صحبت های دختران - والدین شرطی نیست 8 - جوانان فکر می کنند والدین - دلایل آن است که والدین - کنید محبت واقعی والدین - استفاده کنید گاهی اگر والدین - می کنند والدین شان آنان - است که والدین به صحبت - باید - باید آرزوها و علایق خود - باید فرزندان را در حد - باید آنان را رها کنیم - را برآورده سازد فرزندان باید - زمانی می رسد که باید - پرواز کنند ولی ن باید - که آنلاین والدین روش باید - سازد فرزندان باید آرزوها و - رسد که باید فرزندان را - بدانند - بدانند و درد دلشان را - بدانند ‎آموزش خانواده - بدانند نگاه - را محرم اسرار خود بدانند - با 1740 د بدانند - با 1740 د بدانند - با 1740 د بدانند - اسرار خود بدانند و درد - 1740 د بدانند ‎آموزش خانواده
"


1- فرزندان را در حد معقول و منطقی محدود کنید.
گاهی با مخالفت و تحمیل نظرات منفی ، مانع پیشرفت فرزندان می شویم . ارتباط مثبت با آنان داشته باشید، حتی آهنگ صدایتان دوستانه باشد. هرگز با نظرات غیر منطقی آنان را محدود نکنید.
2- موانع را بردارید، به فرزندان انگیزه دهید و از آنان حمایت کنید.
بکوشیم با برداشتن موانعی که سر راه فرزندان وجود دارد، راهشان را هموار کنیم. وظیفه ما آن است که به فرزندان انگیزه دهیم و از آنان حمایت کنیم.
3- شنونده خوبی باشید و به آنها احترام بگذارید. بسیاری از نوجوانان و جوانان فکر می کنند والدین شان آنان را درک نمی کنند. یکی از مهم ترین دلایل آن است که والدین به صحبت های دختران و پسران خود گوش نمی کنند، مسلماً دنیای امروز آنان با دنیای نوجوانی و جوانی دیروز شما تفاوت دارد.
به روش معقول و مناسبی که برای رویارویی با مشکلات به کار می برند احترام بگذارید و شرایطی ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند و درد دلشان را بگویند.
4- از فرزندان انتظار نداشته باشید آرزوهای برآورده نشده شما را تحقق بخشند. شما می خواستید دکتر شوید . شاید فرزندتان علاقه کاملاً متفاوتی داشته باشد و نتواند آرزوی شما را برآورده سازد.
فرزندان باید آرزوها و علایق خود را داشته باشند و آن را دنبال کنند.
5- در حد معقول آنان را آزاد بگذارید. زمانی می رسد که باید فرزندان را در حد معقول آزاد بگذاریم و اجازه دهیم پرواز کنند. ولی نباید آنان را رها کنیم. آنان را آزاد بگذارید تا تلاش و تجربه اندوزی را بیاموزند.
6- دورادور مراقب فرزندان باشیم. در هنگام پرواز فرزندان، آنان را فراموش نکنید و از دور مراقبشان باشید. محبت تان نسبت به آنان کم نشود. به آنان فرصت دهید حتی در برخی موارد شکست بخورند و در زمانی که به ما احتیاج داشتند در کنارشان باشیم و از آنان حمایت کنیم ولی طوری رفتار نکنیم که تصور کنند در زندگی شان دخالت می کنیم.
7-محبت غیرشرطی را نثار فرزندان کنید. خانواده بهترین مکان محبت و پذیرش جوان است. گاهی پذیرش برخی رفتارهای فرزندان بسیار مشکل است . موارد منفی را دوستانه به آنان تذکر دهید. هرگز اجازه ندهید این امر باعث شود محبت تان را از فرزندانتان دریغ کنید. محبت واقعی والدین شرطی نیست.
8- رفتارهای مثبت آنان را تایید کنید. با تایید رفتارهای مثبت فرزندان، اعتماد به نفس آنان را افزایش می دهید و راه سفر به بزرگسالی را برایشان هموار می کنید.
9- مشوق فرزندان باشید.
اگر به فرزندان محبت کنید، آنان را بپذیرید و تایید کنید، آنان تشویق می شوند.
10- از راهنمایی مربیان و دبیران آنان استفاده کنید.
گاهی اگر والدین بهترین نصایح را بگویند، فرزندان نمی پذیرند. این امر طبیعی است. جوانان باورها و ارزش های خود را دارا هستند. در این صورت نصایح مربیان و دبیران بر آنان تاثیر می گذارد.




funpatogh . com

  
نويسنده : امید ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
تگ ها : آنچه ، که ، والدین ، باید

چه کسی باید بر ما حکومت کند؟

برچسب های این مطلب:
چه - چه نیروها و از - چه کسانى استفاده کند - چه گذشت قسمت اول - او خودمى‏داند که از چه - نیروها و از چه - کسانى استفاده کند آن چه - گرفتن پوست جوى‏از دهان مور چه - که از چه نیروها و - و از چه کسانى استفاده - کسی - کسی باید بر ما حکومت - کسی کاهش باید عکس بر - چه کسی - چه دانلود کسی - چه کسی باید بر - باید - باید بر ما حکومت کند - باید عکس بر خرید سوخت - چه کسی باید - چه دانلود کسی کاهش باید - چه کسی باید بر ما - بر - بر اى مردمى که تشنه عدالت - بر اى غیر دین تفقه - بر اى غیر عمل یادمى‏گیرند - و خطائى وجودندارد و بر - که به آنهائى که بر - تفقه مى‏کنند و بر - یادمى‏گیرند و دنیا را بر - وجودندارد و بر اى مردمى که - آنهائى که بر اى غیر دین - ما - ما مت و ولایت از آن - ما مت و ولایت او نقش - ما موریت مى‏دهد او خودمى‏داند - اشارهاگر ا ما - اویند و در استمرار ا ما - او سمت کارگزارى و ما - قسمت اول چرا ا ما - اشارهاگر ا ما مت و ولایت - در استمرار ا ما مت و ولایت - حکومت - حکومت کند بهترین چه - حکومت کند ‎15 آگوست 2009 - حکومت کند - کسی باید بر ما حکومت - 1740 د بر ما حکومت - کسی باید بر ما حکومت - رایگان باید بر ما حکومت - بر ما حکومت کند - بر ما حکومت کند ‎15 - کند؟

اشاره

اگر امامت و ولایت از آن معصوم باشد، قطعا در کار او اشتباه و خطائى وجودندارد و براى مردمى که تشنه عدالت و تقوایندو چوب بى‏عدالتیها و بى‏تقوائیهابسیار خورده‏اند، جاى هیچ‏گونه نگرانى نیست ونه تنها جاى نگرانى نیست، که‏جاى امیدوارى هم هست. در چنین وضعیتى همه مى‏توانند در امنیت و آسایش وآرامش کامل زندگى کنند و نیروهاى سرشار خود رادر راه خدمت‏به مکتب و جامعه‏و میهن به کار اندازند. خواه در عصر غیبت و خواه در عصر حضور معصوم، کسانى هستند که در حکم‏کارگزاران اویند و در استمرار امامت و ولایت او نقش دارند. معصوم، در عصرحضور افرادى را انتخاب و به او سمت کارگزارى و ماموریت مى‏دهد. او خودمى‏داند که از چه نیروها و از چه کسانى استفاده کند.
آنچه گذشت: قسمت اول: چرا امام زمان نمی آید؟
 

نگاهى به روایات

در روایت آمده است که:
«و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامرمولاه فللعوام ان یقلدوه‏»1

«توده مردم باید از کسى اطاعت و تقلید کنند که فقیهى خویشتن‏دار، نگهبان‏دین، مخالف هواى نفس و مطیع فرمان خدا باشد». ویژگیهایى که در بالا ذکر شده، بالاتر از عدالت‏ یا حسن ظاهرى است که در امورى‏مانند شهادت و امامت جماعت و... کافى است.
صاحب ویژگیهاى فوق، اگر معصوم نباشد، یک درجه پائین‏تر از معصوم و درجاتى‏بالاتر از عدالت است.
عالم بى‏عمل و فقیه بى‏تقوا را در اسلام ارزشى نیست. خداوند به یکى از انبیاءخود وحى کرد که به آنهائى که براى غیر دین، تفقه مى‏کنند و براى غیر عمل، یادمى‏گیرند و دنیا را براى غیر آخرت مى‏جویند و در پوست میشند و دل گرگ دارند. وزبانشان شیرین‏تر از عسل و اعمالشان تلخ‏تر از صبر است، بگوید که: با من نیرنگ‏مى‏کنند و مرا به استهزاء گرفته‏اند. آنها را چنان گرفتار فتنه‏اى کنم که‏خردمند را حیران کند.2
و اما عدالت معمولى همان است که رهبر عالیقدر اسلام درباره‏اش مى‏فرماید:
«من عامل الناس فلم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو ممن‏کملت مروته و ظهرت عدالته و وجبت اخوته و حرمت غیبته‏»3

«هرکس با مردم معامله کند و به آنها ستم روا ندارد و براى آنها حدیث کند و به آنها دروغ نگوید و آنها را وعده دهد و خلف وعده نکند، از کسانى است که ‏مروتش کامل و عدالتش ظاهر و برادریش واجب و غیبتش حرام است‏».توده مردم باید از کسى اطاعت و تقلید کنند که فقیهى خویشتن‏دار، نگهبان‏دین، مخالف هواى نفس و مطیع فرمان خدا باشد.

دورنماى حکومت معصوم

ما نمى‏خواهیم و نباید براى معصوم تعیین وظیفه کنیم.قطعا او در اعمال سیاست و مدیریت‏خود، افراد هم‏سنخ را جذب و
نورانیت امامان غیر هم‏سنخ رادفع مى‏کند. او هم جاذبه دارد و هم دافعه. خوبان و پرهیزکاران در حوزه جذب وانجذاب او قرار مى‏گیرند و بدان و بى‏تقواها از او دفع مى‏شوند. ولى در برابرقانون همگان یکسانند و هرگز تبعیضى اعمال نمى‏شود. و نااهلى بر مسند اهلى‏نمى‏نشیند. معصوم، نیکوکاران را تشویق و بدکاران را ملامت مى‏کند. اما هرگز حقى‏را از صاحب حقى سلب نمى‏کند و به غیر صاحب حقى نمى‏دهد. هرچند گرفتن پوست جوى‏از دهان مورچه‏اى باشد4 . دنیا در نظرش خوارتر از برگ نیم جویده‏اى است که دردهان ملخى باشد.5
فلسفه حکومتش همه اعتقادات و اخلاقیات و احکام شریعت است.او کسى را شایسته زمامدارى مى‏داند که بخیل و جاهل و جفاکار و ترسو ورشوه‏خوار و تعطیل کننده سنت نباشد. چرا که او بر ناموس و جان و مال و قوانین‏و پیشوائى مردم ولایت دارد و اگر بخیل باشد، بر جمع مال حریص است و اگر جاهل‏باشد، مردم را گمراه کند و اگر جفاکار باشد، مردم را مستاصل و پریشان سازدو اگر ترسو باشد، بر توانگران تکیه کند و مستمندان را مورد بى‏اعتنائى قراردهد و اگر رشوه‏خوار باشد، حقوق مردم را پایمال سازد و اگر تعطیل کننده سنت‏باشد، مردم را به بى‏دینى سوق دهد.6
بهترین الگوى جذب وانجذاب و تعامل، درنظام امامت امیرالمومنین(ع) بود که خود اسلام مجسم و نمونه کامل مسلمانى بود.در گفتار قواعد آن را به زیبائى بیان مى‏کرد و در کردار، بعد از پیامبرخدا(ص) از همه کاملتر بود.
این مساله مهم بود که او علیرغم همه مشکلات ونامساعد بودن شرائط واوضاع و احوال و در وضعیت عصمت ناپذیرى جامعه، چندصباحى حکومت ظاهرى را بر عهده گرفت -گو این که در باطن، قائد و پیشواى ابدى‏امت‏بود- تا شیوه صحیح و خداپسندانه حکمرانى را به نمایش گذارد.
زان به ظاهر کوشد اندر راه حکم تا امیران را نماید راه و حکم تا بیاراید به هر تن جامه‏اى تا نویسد او به هرکس نامه‏اى تا امیرى را دهد جان دیگر تا دهد نخل خلافت را ثمر میرى او بینى اندر آن جهان فکرت پنهانیت گردد عیان حکومت او میزان و معیار است. بشریت‏به هر درجه و مرتبه‏اى که از لحاظ علمى وصنعتى نائل گردد، راهى جز پیروى از او در زمامدارى و حکومت ندارد. حکومتى که‏در عمل، گفتار و کردار او را سرمشق قرار دهد، حکومت صالحه و دولت کریمه است.
اگر پنج‏سال حکومت عدل على نبود، شاید بعضى فکر مى‏کردند که آنچه دین‏خواسته، عملى نیست. یا این که دین برنامه‏اى عملى براى حکومت ندارد.
 
نوشته ای از: دکتر احمد بهشتى
تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری

1- سفینه‏البحار: فقه.
2- همان.
3- على(ع) به مالک فرمود: «لا یکونن المحسن و المسى عندک بمنزله سواء ...»(نهج‏البلاغه فیض الاسلام، ص 991).
4- «والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاکها على ان اعصى الله فى‏نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته‏» (نهج‏البلاغه فیض الاسلام، ص 705، خطبه 215).
5- «و ان دنیاکم عندى لاهون من ورقه فى فم جراده تفضمها»(همان).
6- «وقد علمتم انه لا ینبغى ان یکون الوالى على الفروج و الدماء والمغانم والاحکام و امامه المسلمین، البخیل...»(همان، ص 398، خطبه 131).
 

چه کسی باید بر ما حکومت کند؟




  
نويسنده : امید ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢
تگ ها : چه ، کسی ، باید ، ما